تبليغاتX
جوك جديد=لری-قزوينی-رشت اصفهانی عربی و..










سایت های دیگر ما

www.nofooz.com سایت تیم امنیتی ما

www.bitahost.ir سایت میزبانی وب ما

www.asheghebimashoogh.blogfa.com سایت جملات و افلاين هاي عاشقانه

سايت هاي جديد ما در راه است


این سایت از سرور نفوذ حمایت میکند
 بزرگترين سايت امنيتي در ايران

ادامه مطلب

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 توسط دکتر خنده| لينک ثابت |


چندبن عکس خنده دار


این هم از نیروی ویژه

ادامه مطلب

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 توسط دکتر خنده| لينک ثابت |


قبل از عمل و بعد از عمل

ادامه مطلب

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 توسط دکتر خنده| لينک ثابت |


عکس خنده دار از نوع بی ادبی

ادامه مطلب

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 توسط دکتر خنده| لينک ثابت |


یک داستان بسیارعجيب !!!

اتومبیل مردی که به تنهایی سفر می کرد در نزدیکی صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حرکت کرد و به رئیس صومعه گفت: «ماشین من خراب شده. آیا می توانم شب را اینجا بمانم؟»
رئیس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت کرد. شب به او شام دادند و حتی ماشین او را تعمیر کردند. شب هنگام وقتی مرد می خواست بخوابد صدای عجیبی شنید. صدای که تا قبل از آن هرگز نشنیده بود. صبح فردا از راهبان صومعه پرسید که صدای دیشب چه بوده اما آنها به وی گفتند: «ما نمی توانیم این را به تو بگوییم. چون تو یک راهب نیستی»
مرد با نا امیدی از آنها تشکر کرد و آنجا را ترک کرد.
چند سال بعد ماشین همان مرد باز هم در مقابل همان صومعه خراب شد.
راهبان صومعه بازهم وی را به صومعه دعوت کردند، از وی پذیرایی کردند و ماشینش را تعمیر کردند. آن شب بازهم او آن صدای مبهوت کننده عجیب را که چند سال قبل شنیده بود، شنید.
صبح فردا پرسید که آن صدا چیست اما راهبان بازهم گفتند: «ما نمی توانیم این را به تو بگوییم. چون تو یک راهب نیستی»
این بار مرد گفت «بسیار خوب، بسیار خوب، من حاضرم حتی زندگی ام را برای دانستن آن فدا کنم. اگر تنها راهی که من می توانم پاسخ این سوال را بدانم این است که راهب باشم، من حاضرم. بگویید چگونه می توانم راهب بشوم؟»
راهبان پاسخ دادند «تو باید به تمام نقاط کره زمین سفر کنی و به ما بگویی چه تعدادی برگ گیاه روی زمین وجود دارد و همین طور باید تعداد دقیق سنگ های روی زمین را به ما بگویی. وقتی توانستی پاسخ این دو سوال را بدهی تو یک راهب خواهی شد.»
مرد تصمیمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد.
مرد گفت:‌«من به تمام نقاط کرده زمین سفر کردم و عمر خودم را وقف کاری که از من خواسته بودید کردم. تعداد برگ های گیاه دنیا 371,145,236,284,232 عدد است. و 231,281,219,999,129,382 سنگ روی زمین وجود دارد»
راهبان پاسخ دادند: «تبریک می گوییم. پاسخ های تو کاملا صحیح است. اکنون تو یک راهب هستی. ما اکنون می توانیم منبع آن صدا را به تو نشان بدهیم.»
رئیس راهب های صومعه مرد را به سمت یک در چوبی راهنمایی کرد و به مرد گفت: «صدا از پشت آن در بود»
مرد دستگیره در را چرخاند ولی در قفل بود. مرد گفت: «ممکن است کلید این در را به من بدهید؟»
راهب ها کلید را به او دادند و او در را باز کرد.
پشت در چوبی یک در سنگی بود. مرد درخواست کرد تا کلید در سنگی را هم به او بدهند.
راهب ها کلید را به او دادند و او در سنگی را هم باز کرد. پشت در سنگی هم دری از یاقوت سرخ قرار داشت. او بازهم درخواست کلید کرد.
پشت آن در نیز در دیگری از جنس یاقوت کبود قرار داشت.
و همینطور پشت هر دری در دیگر از جنس زمرد سبز، نقره، یاقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت.
در نهایت رئیس راهب ها گفت: «این کلید آخرین در است». مرد که از در های بی پایان خلاص شده بود قدری تسلی یافت. او قفل در را باز کرد. دستگیره را چرخاند و در را باز کرد. وقتی پشت در را دید و متوجه شد که منبع صدا چه بوده است متحیر شد. چیزی که او دید واقعا شگفت انگیز و باور نکردنی بود.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اما من نمی توانم بگویم او چه چیزی پشت در دید، چون شما راهب نیستید !

ادامه مطلب

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 توسط دکتر خنده| لينک ثابت |


هاها!! -( عکس خنده دار )

 

بزرگترين سايت امنيتي در ايران

ادامه مطلب

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 توسط دکتر خنده| لينک ثابت |


هرچي عوض داره گله نداره !!

 

جريانات رخت‌خوابي اصولاً از جذاب‌ترين موضوعات در زندگيه بشريه. يك جورايي هم در دنيا اينطوري شده كه اصولاً آقايون بايد دنبال اين مسائل بدوبدو كنن و خانم‌ها هم ازش به عنوان اسلحه‌اي مرگبار عليه آقايون استفاده‌كنن. به هر حال اين جريان واقعيتيه كه هر روز در كنار هر آدمي اتفاق مي‌افته. اين داستان پايين رو از جايي خوندم و خيلي خنديدم گفتم ترجمه كنم شما هم بخونين. البته كه انگليسيش خندا‌دار تره ولي به هر حالا اين ورژن هم مطلب رو مي‌رسونه.

و اما داستان:

يك شب كه من و همسرم توي رختواب مشغول ناز و نوازش بوديم. در حالي كه احتمال وقوع هر حادثه ای  هر لحظه بيشتر و بيشتر مي‌شد يك دفعه خانم برگشت و به من گفت: "من حوصله‌اش رو ندارم فقط مي‌خوام كه بغلم كني."

بهش گفتم اخه چراااا؟

و خانم اون جوابي رو كه هر مردي رو به در و ديوار مي‌كوبونه بهم داد:

 تو اصلاً به احساسات من به عنوان يك زن توجه نداري و فقط به فكر رابطه‌ي فيزيكي ما هستي!

و بعد در پاسخ به چشم‌هاي من كه از حدقه داشت در مي‌اومد اضافه كرد:

تو چرا نمي‌توني من رو بخاطر خودم دوست داشته باشي نه براي چيزي كه توي رختواب بين من و تو اتفاق مي‌افته؟

خوب واضح و مبرهن بود كه اون شب ديگه هيچ حادثه‌اي رخ نمي‌ده. براي همين من هم با افسردگي خوابيدم و فقط غصه خوردم که چرا در مورد من این فکر رو میکنه...

فرداي اون شب ترجيح دادم كه مرخصي بگيرم و يك كمي وقتم رو باهاش بگذرونم. با هم رفتيم بيرون و توي يك رستوران شيك ناهار خورديم. بعدش رفتيم توي يك بوتيك بزرگ و مشغول خريد شديم.

خانم چندين دست لباس گرون قيمت رو امتحان كرد و چون نمي‌تونست تصميم بگيره من بهش گفتم كه بهتره همه رو برداره. بعدش براي اينكه ست تكميل بشه توي قسمت كفش‌ها براي هر دست لباس يك جفت هم كفش انتخاب كرديم. در نهايت هم توي قسمت جواهرات يك جفت گوشواره‌اي الماس.

حضورتون عرض كنم كه خانمم  از خوشحالي داشت ذوق مرگ مي‌شد. حتي فكر كنم سعي كرد من رو امتحان كنه. چون ازم خواست براش يك مچ‌بند تنيس بخرم، با وجود اينكه حتي يك بار هم راكت تنيس رو دستش نگرفته‌بود. نمي‌تونست باور كنه وقتي در جواب درخواستش گفتم: "برشدار عزيزم."

خانمم در اوج لذت از تمام اين خريد‌ها دست آخر برگشت و بهم گفت: "عزيزم فكر كنم همين‌ها کافیه. بيا بريم حساب كنيم."

در همين لحظه بود كه من بهش گفتم: "نه عزيزم من حالش رو ندارم."

با چشماي بيرون زده و فك افتاده گفت:"چي؟"

بهش گفتم عزيزم من مي‌خوام كه تو فقط كمي اين چيزا رو بغل كني. تو به وضعيت اقتصاديه من به عنوان يك مرد هيچ توجهي نداري و فقط همين كه من برات چيزي بخرم برات مهمه."

و موقعي كه توي چشماش مي‌خوندم كه همين الاناست كه بياد و منو بكشه اضافه كردم: "چرا نمي‌توني من رو بخاطر خودم دوست داشته‌باشي نه بخاطر چيزايي كه برات مي‌خرم؟"

خوب امشب هم توي اتاق‌خواب هيچ اتفاقي نمي‌افته ولی  فقط دلم خنك شده كه فهميده "هرچي عوض داره گله نداره."

بزرگترين سايت امنيتي در ايران

ادامه مطلب

نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387 توسط دکتر خنده| لينک ثابت |


کارخانه تولید بستنی

ادامه مطلب

نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1387 توسط دکتر خنده| لينک ثابت |


ماجرای حمام رفتن پسرهای گل و دختر های نونور

ماجرای حمام رفتن پسرهای گل  و دختر های نونور


دختر ها تو حموم
ساعت ۴ بعد از ظهر
۱ـ لباساشو رو درمياره٬ رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي ديگه ميگذاره
۲ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه٬ جلوي آيينه مي ايسته٬ شكمش رو كه تمام مدت داده بود
تو٬ ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش
۳ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت٬مو٬ بدن٬ كف پا و
... رو بيرون مياره و مي چينه رو لبه وان
۴ـ موهاش رو با شامپوي نارگيلي تقويت كننده٬ پرپشت كننده٬ براق كننده و...ميشوره و
هفده دقيقه ماساژ ميده
۵ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره
۶ـ نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش ميماله تا ۶۰ ميشماره
۷ـ سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد
شيميايي از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه
۸ـ خمير ريش داداشي رو كش ميره و شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا و دست و پشت لب.
بعد يه تيغ بر ميداره و يا علي. آي
۹ـ موهاش رو حسابي مي چلونه٬ حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش. تو آيينه خودشو
ورانداز ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده٬ احساس خوشگلي مي
كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته
۱۰ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بي اجازه نوك دماغش سبز شده
۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهاي
زائد بي تربيت
۱۲ـ حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه
۱۳ـ چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه
۱۴ـ ۴۸ دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه
ساعت ۸ شب
.
.
 
يك پسر در حمام
ساعت ۴ بعد از ظهر
۱ـ همون طور كه رو تخت نشسته ٬ لباساشو ميكنه. هر كدوم رو پرت ميكنه يه گوشه اتاق
۲ـ نيم وجب حوله رو ميگيره دور باسنش و ميره به سمت حموم
۳ـ مي ايسته جلوي آيينه. شكمش رو ميده تو. بازو ميگيره. فيگور چپ٬ فيگور راست٬ نيم
ساعت قربون صدقه خودش ميره٬ (اين قدوبالا رو ببين چه كرده .لاي لاي لالاي لاي)مامان
جونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه
۴ـ زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهره ش بر ميگرده. سبز٬ آبي٬ بنفش
۵ـ در كمد شامپو ها رو باز نميكنه چون اصلا توش چيزي نداره
۶ـ با قالب صابون سبزش زير بغلهاشو كف مالي ميكنه. يه عالمه مو مي چسبه به صابون
۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم ميشوره
۸ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا
۹ـ زير دوش میـ**زه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ٬كر كر ميخنده
۱۰ـ دو دقيقه بعد دوباره ميزنه زير خنده٬ آخه اين دفعه بوش رسيده به دماغش
۱۱ـ چاه حموم رو هدف گيري ميكنه و جیش میکنه توش
۱۲ـ از زير دوش مياد بيرون و يكهو مي بينه يادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه
فرش و كف خونه خيس شده.( بيخيال...مامان خشك ميكنه
۱۳ـ حوله فسقليش رو مي پيچه دور باسنش و همون طور خيس خيس ميره تو اتاق
۱۴ـ حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و ۲ دقيقه اي لباس مي پوشه
ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهر

      

چطور بود ؟

ادامه مطلب

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 توسط دکتر خنده| لينک ثابت |


دخترها و پسرها چگونه نیمرو درست میکنند

دخترها و پسرها چگونه نیمرو درست میکنند:

دخترها:

توي ماهيتابه روغن ميريزن

اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن

- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن

چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان ميكنن

پسرها:

توي كابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن

توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن

ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن

توي ماهيتابه روغن ميريزن

توي يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن

يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن

چند تا فحش ميدن

دنبال كبريت ميگردن

با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوي سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره

ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد!

ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن

تخم مرغي كه از روي كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن

چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن

ميرن سراغ بقالي سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن

تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن

روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن

تخم مرغها رو ميشكنن و توي ماهيتابه ميريزن

دنبال نمكدون ميگردن

نمكدون خالي رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن

دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن

نمكدون رو پر از نمك ميكنن

صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون

نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن

بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه

چند تا فحش ميدن و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن

توي ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن

با چنگال فلزي تخم مرغها رو هم ميزنن

صداي گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون

سريع برميگردن توي آشپزخونه

تخم مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توي سطل ميريزن

ماهيتابه رو ميندازن توي سينك

دنبال ظرفهاي مسي ميگردن

قابلمهء مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن

چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن

ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن

چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن

ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه

روي باقيماندهء تخم مرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن

چند تا فحش ميدن و بلند ميشن

نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن

قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن

چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن

با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن

پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن

نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن


عزیزم بو سم میدی, بو سم میدی, بو سم میدی, بو سم میدی, بو سم میدی, خیلی بو سم میدی, سم پاشی می کردی؟

____________________________________________________________

نظر یادتون نره......................................................................فعلا خدانگهدار

ادامه مطلب

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 توسط دکتر خنده| لينک ثابت |


inam chand ta jok baraye mahsa khanoom

 u da da wu dada ju o na ka da la ka da la ju a na ni na ni da lioe do mok no na ni a li a ni li a no ne he ya di i ya he ye na no ni o ni do آهنگ سريال جواهري در قصر بود، حال كردي؟


يه توپ دارم قلقليه .موهاي سرم فرفريه آف جديد نداشتم . سرت کلاه گذاشتم


كورش بزرگ فرمود: فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و موميايي به خاك سپارند تا اجزاي بدنم خاك ايران را تشكيل دهد. (حال تو اي آريايي اين را براي همه بفرست تا اين ايرانيان عرب زده ازهويت پدرشان باخبرشوند) با سپاس يك آريايي
$##&*^^$$#@ ÏÀ^>$µ¥£¤ ÏÀ^>$µ¥£¤ **&&$$##@@~~@@#$ . . . . خودتو زياد درگير نكن .. اين اس ام اسه افسر مينجانگو به يانگومه
يه روز يه تركه خودشو ميندازه تو رودخونه.....بهش ميگن چرا اينكارو كردي............................ گفت ميخوام در جريان باشم
وقتي ازت دورم احساس دلتنگي ميكنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! وقتي پيشم ميای احساس دلتنگي ميكنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! خاك بر سرت كه بود و نبودد فرقي نميكنه
به تركه مبگن اگه حالت تهوع بهت دست بده چكار مي كني ؟ ميگه خب بي ادب كه نيستم منم بهش دست ميدم

ادامه مطلب

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 توسط دکتر خنده| لينک ثابت |


آخرين مطالب سایت

فروشگاه سایت***

چت روم****

اشتباه*

دخترها و پسرها چگونه نیمرو درست میکنند*

inam chand ta jok baraye mahsa khanoom*

سیاست *

 جوک اصفهانی   *

 سریال نرگس  *

 مژده به علاف ها ****

sms 1 **

sms 2*

 sms قزويني *

sms 3 *

تست آقایون *

نسیحت *

جوک فلسفی *

 اموزش عسبی کردن دیگران*

 جوک تركی *

 جوک ترکی 2 **

 جوک رشتی و ترکی **

 جوک ترکی و قزوینی ***

 جوك تركي و رشتي 2 *

 شعر خنده دار *

 جوك تركي 3 *

جوك مخلوط **

 جوك زيبا *

 جوك لري **

درس خوندن *

sms 4 *

 sms nemime shab  *

 بستنی *** 

یه سری جوک و اس ام اس باحال *

روند خواستگاری *

راه های آزار دوست پسر ها (کاملا زنونه) *

دانستنی ها *

انواع روش های پيچوندن دوست دخترها *

نکن .. بکن های ايام زندگی *

اينم چند تا اس.ام.اس جديد واسه روکم کنی *

آداب و رسوم کشيدن قليون *

روش های آزار همسر محترمه (کاملا متعهلانه) *

هنر مزاحمت به صورت جواتی (کاملا مردونه) *

نامه ی حاج محمود (احمدی نژاد) به جواد آقا (بوش) *

يه سری اس.ام.اس به زيان شيوای فينگيليش *

جوک های برو بچ *

آخ که چقدر هواتونو دارم *

يه سری جوک فوق مودبانه ** 

حالا بيا اينجا ... بيا اينجا ... بيا اينجا .. اونجا نه...! *

اهای ... سری جديد جوک دزدی رسيد *

روزی روزگاری در صومعه *

اينم سری پنجم ارسال امروزم **** 

اوو ... چه بی تربیت *

اینم یه سری جوک مردونه ... خانمها نخونن لطفا *

یه سری جوک دانشجویی *

ماجرای خرس و کلاغ *

اهای ... جوک جديد بديد ** 

جوک های من ... حديث سنگ است برای شما *

آموزش عصبی کردن اطرافيان *

خداييش دم هرچی ترکه گرم ... *

جوک مودبانه نشانه شخصیت شماست *

بی تربیت ... خجالت بکش ( باخودم بودم ) *

يه خورده بی تربيتيه ... ناراحتی نخون ... *

يعنی کر کر خنده ... ** 

بابا اس.ام.اس بديد **

عجب روزگاریه ها ... گوش کن *

وای که چقدر من ... ماهم *

جوک های مجاز *

جوک بين شهری *

يه سری جوک الکی *

جمله سازی *

عشق از ديدگاه آدم ها *

چند تا جوک کوچولو ** 

خصوصيات دختر خانم ها (حقيقت هميشه تلخه) *

يه سری جوک واسه عهد بوووووق *

يه سری جوک شهرستانی *

ماجرای حمام رفتن پسرهای گل و دختر های نونور *

جوک های دزدی ... ممنون از محمد رضا *

جوک های نادر ** 

سلام علیک ... شروع کار *

جوک قزوینی 2*

جوک ترکی 5*

جوک ترکی 6*

جوك تركي 7*

جوك تركي 8***

ادامه مطلب

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 توسط دکتر خنده| لينک ثابت |


سياست

يک روز يک پسر کوچولو که مي خواست انشاء بنويسه از پدرش مي پرسه:

پدرجان! لطفا براي من بگين سياست يعني چي؟ پدرش فکري مي کنه و مي گه:

بهترين راه اينه که من براي تو يک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو

متوجه سياست بشي. من حکومت هستم، چون همه چيز رو در خونه من تعيين مي

کنم. مامانت دولت هست، چون کارهاي خونه رو اون اداره مي کنه. کلفت مون

ملت مستضعف و پابرهنه هست، چون از صبح تا شب کار مي کنه و هيچي نداره.

تو روشنفکري چون داري درس مي خوني و پسر فهميده اي هستي. داداش

کوچيکت هم که دو سالش هست، نسل آينده است. اميدوارم متوجه شده باشي که

منظورم چي هست و فردا بتوني در اين مورد بيشتر فکر کني.

پسر کوچولو نصف شب با صداي برادر کوچکش از خواب مي پره. مي ره به اتاق

برادرکوچکش و مي بينه زيرش رو کثيف کرده و داره توي گه خودش دست و

پا مي زنه. مي ره توي اتاق خواب پدر و مادرش و مي بينه پدرش توي تخت

نيست و مادرش به خواب عميقي فرورفته و هرکاري مي کنه مادرش از خواب

بيدار نمي شه. مي ره توي اتاق کلفت شون که اون رو بيدار کنه، مي بينه

باباش توي تخت کلفت شون خوابيده و داره ترتيب اون رو مي ده. مي ره و

سرجاش مي خوابه و فردا صبح از خواب بيدار مي شه.

فردا صبح باباش ازش مي پرسه: پسرم! فهميدي سياست چيست؟ پسر مي گه: بله

پدر، ديشب فهميدم که سياست چي هست. سياست يعني اينکه حکومت، ترتيب

ملت مستضعف و پابرهنه رو مي ده، در حالي که دولت به خواب عميقي فرو

رفته و روشنفکر هر کاري مي کنه نمي تونه دولت رو بيدار کنه، در حالي که

نسل آينده داره توي گه خودش دست و پا مي زنه

ادامه مطلب

نوشته شده در سه شنبه دهم بهمن 1385 توسط دکتر خنده| لينک ثابت |


جوک اصفهانی

جوک اصفهاني

اگه گفتيد چه جوري ميشه اصفهاني رو زجر داد: ببنديش به تير برق وبهش بگيه کوچه اونطرفي شام ميدند  


--------------------------------------------------------------------------------


دانشگاه صنعتي اصفهان که بودم ميديدم بچه هاي اصفهاني روزهايي که کلاس هم ندارند باز هم از ساعت 7 صبح تو دانشگاه هستند تا 7شب و با خودم ميگفتم دانشجو يعني اينها ولي بعد فهميدم ژتون صبحانه و نهار و شام عامل اين اعتکاف در دانشگاه بوده  


--------------------------------------------------------------------------------


نوار مغز نرمال /_ /_ /_ /_ /_ نوارمغزقزويني (|) (|) (|) (|) نوارمغزاصفهاني $ $ $ $ $ $ $ نوارمغزلر _____________!!!  


--------------------------------------------------------------------------------


اصفهانيه کارت اينترنتش تموم ميشه ميندازتش تو آب جوش  


--------------------------------------------------------------------------------


گنجشک تهراني : داش جيک جيک گنجشک اصفهاني:جيک جيکسا  


--------------------------------------------------------------------------------


اصفهاني تف ميکنه اب بدنش کم ميشه  


--------------------------------------------------------------------------------


يه روز يه اصفهانيه توي يکي از پادگانهاي تهران خدمت مي کرده . بچه تهروني ها براي اينکه اونو اذيت بکنند توي غذايش توف مي کردند و اون هيچ چي نمي گفت بعد از چند روز تهروني ها قرار ميگزارند که باهاش دوست بشوند اصفهانيه ميگه از کي ميخواهيد با من دوست بشويد ميگند از فردا اصفهانيه هم ميگه من هم از فردا نميشاشم توي سماور  


--------------------------------------------------------------------------------


يه روز يه اصفاهاني بليت هواپيما مي‌گيره، ميره ايستگاه قطار، سوار اتوبوس مي‌شه، با دوچرخه ميره مسافرت  


--------------------------------------------------------------------------------


اصفهانيه موبايل مي خره صفرشو مي بنده  


--------------------------------------------------------------------------------


اصفهانيه موز مي خوره ! پوستشو ميزاره لاي دفترچه خاطراتش    


--------------------------------------------------------------------------------


ـ اصفهونيا رو از چهار تا چيز ميشه شناخت: - همشون زيرشلواري آبي راه راه دارن - هر قلوپ نوشابه كه مي‌خورن به شيشه نگاه مي‌كنن ببينن تا كجاش رفته - جلوي در واميستن و به جاي اينكه بگن بفرمايين تو، ميگن حالا چرا نميان تو؟ - بستني ليواني كه مي‌خورن حتما درش رو مي‌ليسن.  


--------------------------------------------------------------------------------


يه اصفهاني به يه عربه ح گفت چقدر ميدي تا من يه چشممو با دندون گاز بگيرم عربه ميگه شرط صد تومن و اصفهاني يه چشمش رو که مصنوعي بود در مياره و با دندون گاز ميگيره چند دقيقه بعد اصفهاني باز ميگه چقدر ميدي تا اون چشممو هم گاز بگيرم خلاصه يه دويستي شرط ميبندند اصفهانيه دندون مصنوعيش رو در مياره و بااون چشم ديگش رو گاز ميگيره عربه تصميم ميگيره تلافي کنه يه چند دقيقه بعد اصفهاني بازم ميگه خوب حالا چند ميدي تا رو شلوارت من جيش کنم ولي شلوارت خيس نشه عربه گفت پنج تومن اصفهانيه هم قبول کرد و رو شلوار عربه جيش کرد عربه ديد شلوارش خيس شد پنج تومنو گرفت و رفت  


--------------------------------------------------------------------------------


داستان واقعي: زمان دانشجويي با يکي از دوستان که اصفهاني بود با ماشينش رفته بوديم بيرون (دوتايي), اين رفيق ما يه جارو خلاف رفت و پليس جلوشو گرفت و جريمش کرد, آقا چشمتون روز بد نبينه اين رفيق ما يغه مارو چسبيد که موقع خلاف و جريمه شدن تو هم تو ماشين بودي بايد نصفشو بدي!  


--------------------------------------------------------------------------------


يک روز يک اصفهاني به پسرش ميگه بابا برو در خونه همسايه و اره انها رو بگير پسر ميره و مياد ميگه بابا نداد بابا ميگه محترمانه بگو پسر ميره و محترمانه ميگه و بعد مياد ميگه بابا نداد بابا باز ميگه اين دفعه برو خواهش کن پسر ميره و بعد مياد ميگه بابا نداد گفت به تو بگم که ما اره نداريم و بعد بابا ميگه که عجب مردم خسيسي نميخواد برو اره خودمونو از تو انباري ور دار بيار  


--------------------------------------------------------------------------------


يه اصفهانيه به دوستش ميگه : حسن خودکار داري . ميگه نه جوهرش تموم شده . به اون يکي دوستش ميگه : مجتبي مداد داري ميگه نه مدادم نوکش شکسته . اصفهانيه ميگه اي بدبختا حالا بايد از خودکار خودم استفاده کنم.  


--------------------------------------------------------------------------------


اين جوک نيست که مي خوام بگم يک اتفاق واقعي است من تو شرکتي کار مي کنم که گهگاه از شهرهاي ديگر بسته هاي پستي داريم که بايد برايشان پس بفرستيم معمولا به خود اشخاص مي گيم که هزينه پست را برايمان بگذارند.(معمولا1000 تومان) يک روز يک آقايي از اصفهان تماس گرفت و قرار شد بسته اش را براي ما بفرسته و ما نيز گفتيم که هزينه پست برايمان بگذاريد خلاصه بعد از خيلي چکو چونه زدند گفتم که هرچقدر دوست داري بگذار داخل پاکت . گذشت و بعد از دوهفته بسته ايشون رسيد دستمان مي دونيد چقدر داخل پاکت گذاشته بود ؟... ما که همگي مرديم از خنده شما رو نمي دونم . ايشون 50 تومان گذاشته بودند.  


--------------------------------------------------------------------------------


اصفهانيه داشته تو اتوبان 180 تا سرعت ميرفته، افسره جلوشو ميگيره، بهش ميگه: شما گواهينامه دارين؟ يارو ميگه نخير! ميگه: كارت ماشين چي؟ مرده ميگه: دارم ولي مال خودم نيست، مال اون بدبختيه كه جسدش تو صندوق عقبه! افسره كف ميكنه، ميره سريع به مافوقش گذارش ميده. خلاصه بعد از يك ربع سرهنگ مافوقش مياد، از مرده ميپرسه: آقا شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين؟! يارو ميگه: چرا قربان، بفرمايين! دست ميكنه از تو داشبرد گواهينامه و كارت ماشين رو درمياره، ميده خدمت سرهنگ. سرهنگه ميگه: مي‌تونم صندوق عقب ماشينتونو بازرسي كنم؟ اصفهانيه ميگه: خواهش ميكنم، بفرماييد. سرهنگه ميره در صندوق عقب رو باز ميكنه، ميبينه اونجا هم خبري نيست. برميگرده به مرده: ولي زيردست من گزارش داده كه شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين و يه جسد هم تو صندوق عقب ماشينتونه! اصفهانيه ميگه: نه قربان دروغ به عرضتون رسوندن! خودتون كه مشاهده كردين. به خدا اين افسره عقده‌ايه! دوست داره بيخودي به ملت گير بده! لابد بعدشم گفته كه من داشتم 180 تا سرعت مي‌رفتم!


--------------------------------------------------------------------------------


‏- يه روز يه اصفهاني با زن وپسرش ميرن کنار رودخونه براي پيکنيک که براي‎ ‎نهارشون سه تا تخم مرغ مي برند!!!!!! يدفعه پسرشون را آب ‏مي بره که پدره داد مي زنه:‏‎ ‎خانوم بچه رو آب برد ‏‎ ‎دو تا تخم مرغ بيشتر درست نکن!!!‏ *** ولي خدايشش تا حالا من با 3 تا اصفهاني دوست شدم هيچکدامشان خسيس نبودند .. بر عکس کاملا دست و دلباز بودن***  


--------------------------------------------------------------------------------


اصفهانيه ميخواسته جک بگه مي گه باشه براي بعد ازش مي پرسن چرا بعد مي گه انرژي مصرف مي شه 

 


--------------------------------------------------------------------------------
جوک هاي ترکي
--------------------------------------------------------------------------------
ميخواستن بن لادن (يا يك كله خري شبيه اون!) رو شكنجه بدن، از ملت نظر خواهي ميكردن كه چيكارش كنند. نظر تركه رو ميپرسن، ميگه: ايلده سر يك ميله رو داغ كنيد، خوب كه سرخ شد، از طرف سردش بكنيد تو كونش!! ملت كف ميكنن، ميپرسن: حالا چرا از طرف سردش؟! تركه ميگه: تا هركي خواست درش بياره، دستش بسوزه!
--------------------------------------------------------------------------------


تركه دو تا زن داشته. يك روز زن اولش زنگ ميزنه دفترش، با كلي ناز و اداي شوهر خفه كن ميگه: عزيزم، چرا يك سر به من نميزني؟! كلي خريد دارم. بدبخت شوهر هم ميگه: چشم خانوم، حتماٌ يك سر ميام. هنوز گوشي رو نگذاشته بوده زمين كه زن دومش زنگ ميزنه و باز با همون تريپ عشوه ميگه: عزيزم چرا نمياي پيشم، مگه نميدوني مريض احوالم؟! و باز هم تركه ميگه: چشم عزيزم، حتما ميام پيشت. خلاصه عصر ميشه و ترك عزيز قصه ما اول ميره يك سر به زن اولش ميزنه و خلاصه يوخده اوضاع گرمتر از معمول ميشه و كار به جاهاي باريك ميكشه. كارشون كه تموم ميشه، تركه ميگه: خوب عزيزم پاشو بريم بزازي لباس بخريم، زنه هم كه مشكلش حل شده بوده ميگه: نه عزيزم باشه يك وقت ديگه. خلاصه ترك نازنين قصه ما هم خداحافظي ميكنه و ميره سراغ زن دوم و خوب دور از ذهن نيست كه اونجا هم دكتربازي به جاهاي باريك ميكشه و جناب شوهر يك ربع تلنبه زدن پياده ميشه!! كارشون كه تموم ميشه، باز تركه ميپرسه: عزيزم ميخواي بريم دكتر معاينت كنه؟ زنه هم ميگه: نه حالم الان بهتره، بعداٌ ميريم! بعد از پايان هر دو ماجرا، تركه ...يرشو در مياره ميگه: گربان سنه سرافراز - هم دكتر سنه هم بزاز!
--------------------------------------------------------------------------------

يه روز تركه ميره قهوه خونه ? تا چايي ميخوره ? تا ?? تا ?? تا. قهوه خونه چيه شاکي ميشه ميگه : بابا خسته نشدي اين همه چايي خوردي؟ تركه ميگه : راست ميگي واللا قربونت يه چايي بيار بخوريم خستگيمون در بره!
--------------------------------------------------------------------------------

تركه خانوم بلند ميكنه، ميبره مهديه، شروع ميكنه به كار خير!! سر سيم ثانيه مامورا ميريزن، خرشو ميگيرن، ميگن: مرتيكه بي ‌همه چيز! اين چه گهيه كه داري اينجا ميخوري؟! تركه شاكي ميشه، ميگه: ايلده مگه خودتون صبح تا شب تو تلوزيون نميگيد: مكان، مهديه تهران؟!

--------------------------------------------------------------------------------

به ترکه ميگن ? تا تيم اروپايي نام ببر ميگه: اينترنال اونترنال ترمينال شرق ترمينال غرب!
--------------------------------------------------------------------------------

يه ترکه و يه تهرانيه ويه رشتي رو ميخاستن اعدام کنن ميگن با گيوتين بميريد يا تيربار بشيد يا اعدام با دار شيد تهرانيه ميگه با گيوتين سرش رو ميزارن رو گيوتين تا ميرسه به گردنش واي ميسته آزادش ميکنن رشتيه ميگه منو تير بارون کنيد مي خواستن تير بارش کنن اما تفنگا گلوله نداشت وآزادش ميکنن ترکه ميگه اون دوتا که خراب بود منو با دار اعدام کنيد!
--------------------------------------------------------------------------------

تركه با زنش مي ره سينما كنترل چي با چراغ قوه به طرفشون مياد . تركه به زنش ميگه برو كنار داره موتور مياد.
--------------------------------------------------------------------------------

ترکه ميره سوپر ماركت ميگه يه مايع ظرفشويي خوب بده صاحب مغازه ميگه : گلي خوبه؟ يارو ميگه: مرسي سلام ميرسونه
--------------------------------------------------------------------------------

تركه هميشه لباس مشكي مي پوشيده. دوستاش ميگن چرا هميشه مشكي مي پوشي؟ تركه ميگه : آخه من ختم روزگارم
--------------------------------------------------------------------------------

يه ترکه اسم نويسي ميکنه واسه موبايل… ميگه : خدا کنه کنه نوکيا در بياد
--------------------------------------------------------------------------------

تركه اسمش مراد بوده، ازش مي پرسند چرا اسمتو گذاشتن مراد؟ ميگه آخه من آب نطلبيده بودم!!
--------------------------------------------------------------------------------

تركه با خانومش ميره پيش دكتر. ميگه: آقاي دكتر من يه مشكلي دارم، روم نميشه بگم. دكتره ميگه: عزيزم بگو، مسئله اي نيست. تركه ميگه : آقاي دكتر من بلد نيستم با خانمم ازون روابط برقرار كنم! دكتره ميگه: بابا اين كه كاري نداره، خوب خانوم مي خوابند زير، شما مي خوابي رو، بعد هم شما آالت تناسليت رو مي كني تو آلت تناسلي خانوم. تركه ميگه: آقاي دكتر من اين چيزا رو نمي فهمم. اگه ميشه شما يه بار اينكارو انجام بديد، من ببينم ياد بگيرم. دكتره ميگه: باشه و زنه رو مي خوابونه رو تخت، لباساش رو در مياره،‌‌ تا دسته مي كنه. كارش كه تموم ميشه، تركه ميگه: آقاي دكتر اگه ميشه بگذاريد منم يه بار امتحان كنم ببينيد خوب ياد گرفتم يا نه. خلاصه تركه هم ميفه رو زنه واساساً‌ ترتيبشو ميده. قضيه مي گذره، تا بعد از يكي دوهفته،‌ باز دكتره مي بينه تركه و زنش اومدن تو مطب. مي پرسه: ‌دوباره مشكلي پيش اومده؟ تركه ميگه: والله آقاي دكتر، مي بخشيد،‌ بنده شرمندم. من اونكاري كه شما اون سري يادم داديد رو يادم رفته! اگه ميشه يك بار ديگه نشونم بديد. باز دكتره يك دست اساسي ترتيب زنه رو ميده و بعدش دوباره تركه امتحان مي كنه ببينه ياد گرفته يا نه! خلاصه اين قضيه چند هفته پشت سر هم تكرار ميشه. يك روز دكتره و رفيقش داشتن از خيابون رد ميشدن كه تركه ودوستش رو اون طرف خيابون ميبينن. دكتره به رفيقش ميگه: اون يارو رو ميبيني؟ ازون تركاي خره! هر هفته زنشو مياره مطب ما مي كنيم! تركه هم به دوستش ميگه: اون يارو دكتره رو ميبيني؟ خيلي پخمست! هروقت خانوم بلند مي كنيم مكان نداريم، ‌مي بريم مطب اين مي كنيم!!!
--------------------------------------------------------------------------------

تركه جنده بلند كرده بوده داشته تو ماشين ميبرده، نيرو انتظامي جلو شو ميگيره. سربازه به زنه ميگه: خواهر پياده شو . تركه برميگرده ميگه: خواهرته؟! بدبخت جـــنـــده ‌ست!!!
--------------------------------------------------------------------------------

يه ترکه قبر کن بوده بعد يه روز داشته يه مرده هرو خاک مي کرده که يهو مرده زنده ميشه و همه فرار مي کنن.بعد ترکه با بيل مي زنه تو سر طرف و يارو مي ميره! ترکه داد مي زنه: نترسيد من کشتمش!!!!
--------------------------------------------------------------------------------

ترکه رئيس فدراسيون شطرنج ميشه دوتا قانون ميزاره: 1. اسب ديگه نمي تونه فيلو بزنه 2. خر هم بازيه
--------------------------------------------------------------------------------

ترکه ميگن جمله بساز توش آب باشه ميگه: لوله!!!!
--------------------------------------------------------------------------------

به ترکه ميگن واحد کمتر از مثقال چيه؟ ميگه: چس مثقال!!!
--------------------------------------------------------------------------------

تركه شلوارشو برعكس مي‌پوشه، ننه‌اش بهش ميگه: الهي قربونت برم، وقتي ميري انگار داري ميايي
--------------------------------------------------------------------------------

تركه زنگ مي‌زنه 110 ميگه: گاز، كلاچ، ترمز، فرمون، ترمزدستي و دنده ماشين منو دزديدند، پليسه ميگه: ببخشيد، شما ترك هستيد؟ يارو ميگه: آره، چطور مگه؟ پليسه ميگه: هيچي، پاشو برو جلو بشين!

--------------------------------------------------------------------------------

تركه ميره توالت، دو سه تا باد صدا دار خيلي بلند ازش در ميره، وقتي مياد بيرون مي‌بينه دو سه تا دختر خيلي باكلاس دم در ايستادند، براي اينكه ضايع نشه ميگه: عجب مردمي هستند، ميگوزند، آب نمي‌ريزند كه بره!
--------------------------------------------------------------------------------

تركه با جوراب لنگه به لنگه مياد بيرون از خونه. عباسعلي بهش مي رسه مي گه : غولامعلي اين جورابات چرا اينجوري لنگه به لنگه است ؟ مي گه نمي دونم والله . يه جفت عين همين جورابها رو هم توي خونه دارم كه لنگه به لنگه است !!! 
--------------------------------------------------------------------------------

تركه و لره رفته بودن شكار، تركه از دور يك شير ميبينه، نشونه ميگيره ميزنه... تيرش خطا ميره و ميخوره به دم شيره. شيره هم شاكي ميشه، ميدوه طرفشون كه سرويسش كنه. تركه جنگي ميره بالاي درخت، ميبينه لره همينجور اون پايين واستاده، بهش ميگه: بابا بيا بالا، الان مياد دهنتو سرويس ميكنه. لره يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: برو گيتو بخور! مگ! ه من زدم؟!
--------------------------------------------------------------------------------

تركه رفته بوده استخر، مسؤول اونجا مي خواسته واسه شاشيدن تو آب جريمش كنه. تركه داد و بيداد مي كنه كه:‌ خوب بابا همه تو آب مي شاشند! يارو ميگه: ‌آره، ولي نه از رو دايو!!!
--------------------------------------------------------------------------------

تركه ميخواسته زيردريايي آمريكاييا تو خليج فارس رو غرق كنه، در ميزنه فرار ميكنه! 
--------------------------------------------------------------------------------

تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته، ولي تو همون اول نگو، اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. تركه ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه: آقا، يك كويته؟! يارو ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟ همينجوري ميگه تا ميرسه به نوزده كويت! يارو ميگه: من يه راهنمايي بهتون ميكنم، با چايي هم ميخورنش. تركه ميگه: آاااهان پس بگو، ‌قنده؟ 
--------------------------------------------------------------------------------

به تركه ميگن: با جام جهاني جمله بساز، ميگه: پس انرژي هسته‌اي رو بي‌خيال ديگه؟
--------------------------------------------------------------------------------

ترکه ميره استاديوم، جاي اينکه فوتبال نگاه کنه مرتب سمت راست و چپ بالاي سرش رو با تعجب نگاه مي کرده! بهش ميگن: چرا فوتبال نگاه نميکني؟ ميگه: دنبال کلمه «زنده» ميگردم! 
--------------------------------------------------------------------------------

ترکه هر ?تا بچه اش ديابت مي گيرن. رو مي کنه به آسمون داد ميزنه: خداااااااااااااا... اين ...ير بود به ما دادي يا کله قند ؟؟
--------------------------------------------------------------------------------

ترکه قرص اِکس رو پشت و رو ميخوره "افسردگي" ميگره
--------------------------------------------------------------------------------

از تركه ميپرسن: ببخشيد ساعت چنده؟ ميگه: والله تقريباٌ سه و خورده اي. ميپرسن: ببخشيد، دقيقاٌ چنده؟ ميگه: دقيقاٌ هفت و سي و يك دقيقه!
--------------------------------------------------------------------------------

تركه پسرشو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا  اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد، تركه ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم!
--------------------------------------------------------------------------------

بچه ترکه نقاشي ميکشه ميره پيشه باباش ميگه: بابا نقاشيم قشنگه؟ باباه ميگه: آره دخترم. حالا بگو چي كشيدي؟ دختره مي كه يه گاو با علف. باباه ميگه: پس كو علفا؟ دختره ميگه: گاوه همشو خورده! باباه باز مي پرسه: پس كو گاوه؟ دختره ميگه: گاوه علفاش تموم شد رفت
--------------------------------------------------------------------------------

تركه ميره بالاي پل عابر پياده ميگه خب من خر » من نفهم. آخه مگه شما اينجا رودخونه ميبينيد كه پل زديد
--------------------------------------------------------------------------------

ترکه ميره دکتر ميگه : آقا هيچ کي منو آدم حساب نمي کنه دکتر مي گه : نفر بعدي.
--------------------------------------------------------------------------------

تركه با دو نفر ديگه سوار تاكسي بوده ... بعد از مدتي يكي پياده ميشه و درو محكم ميبنده ... راننده ميگه : الاغ بي شعور ... يه كمي جلوتر يه نفر ديگه پياده ميشه و باز در و محكم ميبنده و بازم راننده ميگه : الاغ بي شعور ... خلاصه نوبت به تركه ميرسه و تركه هم با دقت در و آهسته ميبنده ميبينه راننده داره نگاش ميكنه به راننده ميگه : چيه ... الاغ باشعور نديدي
--------------------------------------------------------------------------------

به ترکه ميگن: اسمت چيه ؟ ميگه والا ,اسمم حمزه ولي تو خونه شيش کوچولو, صدام مي کنن
--------------------------------------------------------------------------------

  ترکه تو مسابقه قرآن سوره بني اسرائيل بهش مي افته انصراف ميده!!
--------------------------------------------------------------------------------

ترکه تو عروسي مي خونده: مي خوام با  بوسه گل لباتو پر پر کنم!!!  يه هو کميته مي ريزه تو مجلس!!! ترکه ميگه:بعد گلاي پر پر رو هديه به رهبر کنم!!!
--------------------------------------------------------------------------------

ترکه به زنش ميگه : عجب داماد آمريکايي خوبي داريم . زنه ميگه چطور؟ ميگه من پشت در بودم شنيدم برا اينکه ما بيدار نشيم داشت دخترمونو ساکت ميکرد و هي ميگفت : ساک ايت! ساک ايت!
--------------------------------------------------------------------------------

به يه تركه ميگن :‌ راسته شما به خر ميگين داداش ميگه آره داداش
--------------------------------------------------------------------------------

تركه ميره آمپول بزنه ميره تو درمانگاه پيش پرستاره ميگه خانم من اومدم آمپول بزنم پرستاره نگاه ميكنه ميبينه پني سيلين هستش ميگه آقاشما آخرين بار كي پنيسيلين زدين ؟ ميگه ديروز پرستاره ميگه خيلي خب آمپول رو ميزنن و تركه غش ميكنه حالش بد ميشه و .... بعد از اينكه حالش رو جا ميارن پرستاره با عصبانيت ميگه مرتيكه مگه نگفتي ديروز پني سيلين زدي تركه : آره ولي ديروز هم همينجوري شد
--------------------------------------------------------------------------------

از ترکه ميپرسن شيشه چه جوري ساخته ميشه ميگه به پشم شيشه واجبي ميزنن
--------------------------------------------------------------------------------

ترکه زنش دو قلو مي زاد به دکتره ميگه: دکتر ارزون حساب کن جفتشو ببرم!!!
--------------------------------------------------------------------------------

تركه ميره پيتزا فروشي، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟ يارو ميگه: 2000 تومن. تركه يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟ يارو ميگه: 1000 تومن. باز تركه يوخده با پولاي جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا كوچيك چنده؟ يارو ميگه: 700 تومن. تركه دست ميكنه تو جيبش يك صد تومني درمياره، ميگه: قربون دستت داداش، يك جعبه اضافه به ما بده!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه مي خواسته با دوتا از رفيقاش گلف بازي كنه. يكي از رفيقاش ميگه: من توپشو ميارم. اون يكي ميگه: من چوبشو ميارم. رشتيه ميگه : اِهه؟! يعني باز سوراخش افتاد گردن من؟!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه اسم دخترش رو ميگذاره مين، ازش ميپرسن: آخه اين ديگه چجور اسميه؟ ميگه:‌ ميخوام كسي نپره روش!!
--------------------------------------------------------------------------------

رفيق رشتيه داشته نصيحتش مي‌كرده كه كه بابا اين زن تو ديگه گندشو درآورده، هر روز دم خوننتون ملت بيست متر صف كشيدن ! بابا ديگه بايد طلاقش بدي. رشتيه ميگه: اووو! طلاقش بدم خودم برم ته صف؟!!
--------------------------------------------------------------------------------

تركه با چند تا رشتيه نشسته بودن داشتن جوك مي گفتن، رشتيا براي تركا جك ميگن، نوبت تركه كه ميشه،‌ تا مياد بگه: يه روز رشتيه... همه بهش ميگن بشين بابا نميخواد بگي! دوباره يه دور ميزنه ميرسه به تركه، باز تا مياد بگه: يه روز يه رشتيه... ميپرن وسط حرفش، نميذارن بگه. بار بعد كه نوبت ميرسه به تركه، ميگه: يه روز يه تركه داشته ميرفته با سر ميخوره زمين! همه رشتيا ميخندن بعد تركه ميگه: ‌ولي وقتي بلندش ميكنن ميبينن رشتي بوده!!
--------------------------------------------------------------------------------

تو جبهه با رشتيه مصاحبه مي كنن،‌ ازش مي پرسن: شما اينجا تا حالا شاهد امداد غيبي هم بوديد؟‌ رشتيه ميگه:‌ اووو...فراوون! من براي خودم پيش اومده! مصاحبه‌گره خوشحال ميشه، ميگه: ميشه براي بينندگان تعريف كنيد؟ رشتيه ميگه: والله من نمي دونم چه حكمتيه، من اينجا جلق مي زنم،‌ خانم تو رشت حامله ميشه!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه براي بار اول تو زندگيش اتوبوس دو طبقه ميبينه، ميره جلو از رانندش ميپرسه: آقاجان، اين اتوبوس كجا ميره؟ شوفره ميگه: انقلاب. رشتيه يكم مكث ميكنه، ميپرسه: ببخشيد، طبقة دومش كجا ميره؟! شوفره فكر ميكنه طرف سر كارش گذاشته، برميگرده ميگه: ميره به ...س ننة تو! رشتيه با تعجب ميگه: اووو! يعني شركت واحد به اونجا هم خط گذاشته؟!!
--------------------------------------------------------------------------------

تو رشت زلزله مياد، رشتيه دوازده روز ميگرده تا زنشو پيدا كنه! ...آخه نميدونسته زير كدوم آوارو بايد بگرده!!!
--------------------------------------------------------------------------------

صيغه عقد رشتيا :‌انكاه سنتي وااصفاو امتي
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه به زنش ميگه خداوکيلي تا حالا چند نفر کنارت خوابيدن؟زنه ميگه خداوکيلي فقط تو کنارم خوابيدي بقيه تا صبح بيدار بودن
--------------------------------------------------------------------------------

 رشتيه ميخواسته زن وبچش رو بفرسته مسافرت. ماشين ميگيره، به زنش ميگه خانم جان! شما اينجا صبركن. خودش سوار ماشين ميشه، تفنگ در مياره ميذاره رو شقيقه راننده، ميگه: برو! يارو رو ميبره توجنگل وصحرا. ميگه: يالا ...لق بزن! يارو ميزنه. ميگه دوباره بزن! يارو بازم ميزنه. بعد سوار ميشن برميگردن. رشتيه به زنش ميگه: خانم جان! خيالت راحت باشه، زهرشو گرفتم
 
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه وسط روز ميره خونه از پشت شيشه ميبنه يه نفر رو زنش سخت مشغوله. زنه هم هي ميگفته: بازم بـ...ن! بازم بـ...ن! يارو هم ميگه بابا ديگه چقدر بكنم؟! تا ...ايه هام رفته تو! زنه ميگه اون قاشق رو بردار تخماتم بكن تو. يارو قاشق ور ميداره كه يهو رشتيه ميپره تو داد ميزنه: اَه اَه! خانم من نامردم اگه ديگه با اون قاشق غذا بخورم!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه شب عروسيش بوده، بهش غذا نميرسه. خيلي شاكي ميشه و تا آخر همينجور اخماش تو هم بوده. آخر شب ميشه بهش ميگن: بيا بروتو حجله، عروس خانم منتظره. رشتيه با همون اوقات تلخ ميگه: هر پدرسگي كه كبابشو خورده ، بياد .....سشم بكنه!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتي با عصبانيت مي ره خونهبه زنش مي گه:تمام پرده هاي خونه رو بکن زنش همه پردهها رو مي کنه . رشتي مي گه: بشين حالا دو کلام بي پرده با هم حرف بزنيم !!!
--------------------------------------------------------------------------------

يك رشتي بعد از چند سال بچه دار ميشه بالاي خونش مي نويسه با تشكر از اهالي محل ...
--------------------------------------------------------------------------------

يه رشتي به دوستش مي گه : جات خالي.رفتم خونه ديدم زنم زير پتوست پتو رو کشيدم .اون هم پتو رو کشيد هي من کشيدم ...هي اون کشيد اونقدر کشيديم تا پتو جر خورد !!!!! جات خالي بود.اونقدر سه نفري خنديديم ...
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه مست مست ميره خونه, كليد رو از جيبش در مياره و ميگه اين كليد بنده, در رو باز ميكنه و ميگه اين حياط خانه بنده, ميره توي اتاق خواب و ميگه اين اتاق خواب بنده, مي بينه زنش خوابيده, ميگه: اين زن بنده, مي بينه مردي پيش زنش خوابيده, ميگه اينهم خود بنده
--------------------------------------------------------------------------------


تو رشت اوّل فروردين ساعت هشت ادره هواشنسي اينجوري اعلام وزي هوارو ميکنه. البتّه با لهجه رشتي :ساعت هشت است اينجا رشت است و امّا اعلام وضع هوا : شيش ماهه اوّل که باراني. وه امّا شيش ماهه بعد چه باراني چه باراني 
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه ميره خونه ميبينه يكي روي زنشه، برق رو قطع مي‌كنه ميگه: جواب ابلهان خاموشي است
--------------------------------------------------------------------------------

يكي ازين لات و لوتاي هيكليه تهروني ميره تو يك عرق فروشي تو رشت. خلاصه يك گيلاس عرق سفارش ميده، ميره وسط سالن واميسته، يك ضرب گيلاسشو ميره بالا و ‌ميگه: اونايي كه طرف چپم نشستن، همشون مادر به خطان! كسي مشكلي داره؟! ملت همه جفت مي كنند، هيچكي صداش در نمياد. بعد يك گيلاس عرق ديگه ميگيره،‌ يكجا ميره بالا،‌ ميگه:‌ اونايي كه طرف راستم نشستن، ‌همشون زن قحبن! كسي مشكلي داره؟! باز كسي خايه نمي‌كنه چيزي بگه. يهو يك رشتيه هيكلي از طرف راست بلند ميشه، آروم-آروم مياد طرف يارو. يارو ميگه: عمو! شوما مشكلي داري؟! رشتيه ميگه:‌ نه قربون! من فقط طرف اشتباه نشستم!!! 
--------------------------------------------------------------------------------

 از رشتيه ميپرسن چرا 2 تا زن گرفتي..؟؟!!ميگه: يوهو ديدي مهمون اومد
--------------------------------------------------------------------------------

رشتي را پاس بداريم ---- چنگال : قاشق تابستوني، كفش : نفربر، كشتي : تش خيس، آينه : من درش پيدا، شيشه : اونورش پيدا، حمام : پاكستان، دگمه : بستني، دمپايي : منبر، چنگال : يكي بود يكي نبود، سيم خاردار : ديوار تابستوني، بچه گربه : نيمكت، پاي گربه : پاكت،  جاي گربه:جاکت، قايق : كفتر، ماشين : مراكش، تانك : حيدر، تخت خواب : مازندران، تخت خواب : محرم اسرار، پاك كن : مالش بر دانش، ويلن : ميره و مياد خوشم مياد، مگس : پرويز، خرمگس : پرويز تركه، مگس كش : پرويز صياد، مگس سمج : پرويز كاردان، بادمجان : خيار عزادار، گوجه : چراغ خطر ديزي، دماغ : نفس كش، گوش كوب : لهستان
--------------------------------------------------------------------------------

خطبه عقد رشتي ها: "النکاح سنتي بعد کيف امتي!!!"
--------------------------------------------------------------------------------

 

رشتيه مياد خونه، ميبينه زنش لخت رو تخت خوابيده. ميگه: خانم جان، باز تو چرا لختي؟! زنش ميگه: آخه لباس ندارم! رشتيه شاكي ميشه، ميره در كمد رو باز ميكنه، شروع ميكنه شمردنه لباسا: اين يك پيرهن... اين دوتا... اين سه تا...اصغرآقا برو اونور...اين چهار تا... اين پنج تا!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه نفس زنان مياد خونه، به زنش ميگه: خانم جان چه نشستي كه به هركي كه پنج تا بچه داشته باشه، يك پرايد مجاني ميدن! زنش ميگه: مرد مگه زده به سرت؟! ما كه سه تا بچه بيشتر نداريم! رشتيه ميگه: خانم جان، از شما چه پنهون...من دو تا بچه هم از صغرا خانوم، طبقه پاييني دارم! الان ميرم ميارمشون. خلاصه ميره دو تا بچه ها رو مياره، وقتي برميگرده ميبينه دو تا از بچه هاش نيستن. از زنش ميپرسه: خانم جان، ياسر و علي كجا رفتن؟ زنش ميگه: والله تو كه پايين بودي، هوشنگ خان اومد بچه هاشو برد!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه آخره پكر و ناراحت نشسته بوده تو يك عرق فروشي و همين جور يك ساعت تمام داشته گيلاس عرقشو نگاه مي‌كرده. يارو جاهله با خودش ميگه بگذار يكم بخنديم، ميره جلوي رشتيه، گيلاس عرقشو برميداره، لاجرعه ميره بالا. رشتيه اول يك نگاه غمناك به يارو ميكنه، بعد يهو ميزنه زير گريه! جاهله ناراحت ميشه:‌ميگه: بابا بيخيال،‌ شوخي كردم جون حاجي..اصلاً‌ الان يدونه مَشتي‌شو برات ميگيرم، مهمون من! رشتيه در حين هق هق ميگه: نه داداش، تقصير تو نيست. اصلاً‌ امروز بدترين روز زندگي منه! اولش صبح خواب موندم دير رسيدم سركار،‌ رئيسم هم بيرونم كرد! ‌بعد اومدم برگردم خونه، ‌ديدم ماشينم رو دزد برده! رفتم كلانتري، ‌گفتن كاريش نمي‌تونن بكنن...بعد تاكسي گرفتم رفتم خونه،‌ يهو ديدم كيف پولم رو گم كردم، ‌يارو راننده تاكسيه هرچي از دهنش درومد بارم كرد و گاز داد رفت.. بعد رفتم تو خونه، ديدم خانم با سه تا از همسايه‌ها تو رختخوابن! آخر تصميم گرفتم خودمو بكشم،‌كه يهو تو اومدي ليوان سمم رو تا ته خوردي!!!
--------------------------------------------------------------------------------

از زن رشتيه ميپرسن: ‌نظر شما راجهع به شوهرتون چيه؟ ميگه: والله اين شوهر من مثل موبايل ميمونه!‌ ميپرسن: آخه چه ربطي داره؟! زنه ميگه: والله صبح تا شب كه در دسترس نيست، شبم كه آنتن نميده!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه ميره خونه، ميبينه زنش يه ساعت طلا دستشه،‌ ميگه:‌خانم جان، اينو از كجا اوردي؟! زنه ميگه: يه ساعت دادم يه ساعت گرفتم!!!
--------------------------------------------------------------------------------

از زن رشتيه مي‌پرسن: ‌شما موقع عشق ‌بازي با شوهرتون صحبت مي‌كنيد؟ ميگه: اگه زنگ بزنه، خوب آره!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه زنش حشري نميشده . ميره پيش دكتر، ميگه: آقاي دكتر! يه چيزي بدين كه اين زن ما حشري بشه. دكتره يه دارو بهش ميده ميگه: ازين قطره بريز تو غذاي زنت، ولي يوقت خودت نخوري ها! رشتيه ميره خونه، يكم از دوا ميريزه تو غذاي زنش، بعد با خودش ميگه: اين دكترا همش ...س شعر ميگن! بگذار خودم هم يكم بخورم امشب خوب حال كنيم! خلاصه خودشم بقيش رو ميره بالا. شب خوابيده بودند بغل هم، زنش ميگه: عزيزم! ميگه: جانم؟! زنه ميگه: من ....ير ميخوام! رشتيه ميگه: آي گفتي!!!!
--------------------------------------------------------------------------------

يه روز يه آدمه به يه خانوم سر كوچه متلك ميندازه بعد خانومه شاكي ميشه مياد خونه به شوهرش ميگه آخه غيرتت كجا رفته مرد همين الان يه آقا سر كوچه به من فحش داد شوهرش كه رشتي بوده زنجيرشو برميداره ميره سر كوچه به يارو ميگه يا همين الان ميري خانوم مارو ماچ ميكني از دلش در مياري يا هرچي ديدي از چشم خودت ديدي
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه تو تظاهرات شعار ميدادن: اين تن شهادت خواي، زناشون هم ميگفتن: پس ما ها رو كي گاي!!!
--------------------------------------------------------------------------------

از زن رشتيه مي‌پرسن: ‌شما موقع عشق ‌بازي با شوهرتون صحبت مي‌كنيد؟ ميگه: اگه زنگ بزنه، خوب آره!!!
--------------------------------------------------------------------------------

 به يه رشتيه ميگن: خانمت با پنج تا مرد سبيل كلفت سوار يه پيكان بودن داشتن تو يه سر بالايي ميرفتن. رشتيه ميگه: بابا ايوالله! اين پيكاناي سري جديد عجب موتوري دارند!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه ميره خونه، ميبينه زنش يه ساعت طلا دستشه،‌ ميگه:‌خانم جان، اينو از كجا اوردي؟! زنه ميگه: يه ساعت دادم يه ساعت گرفتم!!!
--------------------------------------------------------------------------------

 

رشتيه مي رو اون دنيا بهش ميگن اين ساعت ها رو مي بيني  هر زني کار بد کنه يک دور عقربه اش مي چرخه!!!  رشتيه ميگه ساعت زن من کدومه؟ ميگن اونو گذاشتيم بالا جاي پنکه!!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه ??سال زنش رو با خيار مي...رده!!زنش بلاخره  يه شب ميفهمه!!ميگه مرد تو خيلي مادر جنده اي!!  ...رشتيه ميگه جنده تويي که با خيار تا حالا ? بار زاييدي!!
--------------------------------------------------------------------------------

امام جمعه رشت اعلام ميکنه هر کس با زنش نزديکي کنه ثواب کربلا ميبره!! رشتيه فردا سر در خونش مينويسه.....هر که دارد هوس کرب بلا بسم ا... !!!
--------------------------------------------------------------------------------

ميدوني رشتي ها کي گه گيجه ميگيرن؟....................................روزپدر
--------------------------------------------------------------------------------

امام جمعه رشت اعلام ميکنه هر کس با زنش نزديکي کنه ثواب کربلا ميبره!! رشتيه فردا سر در خونش مينويسه.....هر که دارد هوس کرب بلا بسم ا... !!!
--------------------------------------------------------------------------------

از رشتيه ميپرسن قبول داري شهيدان زنده اند؟....ميگه اووووووو اقا جان بله که قبول دارم....من پسرم ?? ساله شهيد شده عروسم ? سال يه بار ميزاد!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه تازه از سربازي بر ميگرده باباش ميگه پسرم خوش اومدي..بيا برات زن گرفتم اينم بچت
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه يك پول قلنبه مياد دستش، تصميم ميگيره يك كاسبي اساسي راه بندازه. خلاصه ميره سي مليون تومن شورت زنونه ميخره، بار تريلي ميكنه ميبره تهرون، شروع ميكنه فروختن، و بعد يك مدت كارش اساسي ميگيره. بعد از دو سه ماه، زنگ ميزنه به زنش ميگه: خانم جان، پاشو بيا اينجا ببين من با اينهمه شورت چه غوغايي كردم! زنش ميگه: هنر كردي! تو پاشو بيا اينجا ببين من اينجا بدون شورت چه غوغايي كردم!!!
--------------------------------------------------------------------------------

زنه رشتيه هركار ميگرده ارضا نميشده، آخرش ميره سكس‌شاپ، ميگه: ببخشيد من يك ...ير مصنوعي ميخواستم. فروشنده اشاره ميكنه به ويترين پشت سرش ميگه: كدوم يكي رو ميخواين؟ زنه يكم فكر ميكنه، ميگه: اون قرمزه رو. فروشندهه ميگه، ببخشيد خانوم، ما ....ير قرمز نداريم! زنه اشاره ميكنه ميگه: اوناها بابا، اون قرمزه بالا سمت چپ. مرده يك نگاهي ميكنه، ميگه: شرمنده خانوم كپسول آتشنشانيمون فروشي نيست!!!
--------------------------------------------------------------------------------

ميدونين رشتيا به رونِ پا چي ميگن؟‌ ....ون كش خايه مال!!
--------------------------------------------------------------------------------

به يه رشتيه مي گن نظرت درباره خانه عفاف چيه ؟ رشتي : الحمدلله خيلي خوب شد براي خانم بچه هامون هم يه كاره دولتي پيدا شد!!!!!!!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه ميره پيش رفيقش، ميبنه عصبانيه. ميگه چرا ناراحتي؟ چي شده؟ رفيقش ميگه اين زن ما انار خورده دونه هاش رو ريخته رو تخت، همه جارو كثيف كرده. منم شاكي شدم زدمش. فرداش دوباره همديگر رو ميبينن، اين دفعه رشتيه شاكي بوده. رفيقش ميپرسه چي شده، تو چرا ناراحتي؟ ميگه هيچي بابا اين زنه ما هواپيما خورده، خلبانشو انداخته زير تخت!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه با تهرانيه تصادف ميكنه. تهرانيه از ماشين پيدا ميشه،‌ مياد جلو رشتيه، داد مي زنه: مادرتو ...اييدم، خوارتو ...اييدم، عمتو ...اييدم! هر چي دختر تو فاميلتونه ...اييدم! رشتيه ميگه: اووو! مرتيكه حشري!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه زنش حامله نميشده، ميندازدش بيرون ميگه: برو بيرون تا حامله نشدي برنگرد خونه!!


--------------------------------------------------------------------------------


رشتيه با يه زن و شوهر تو كوپه قطار بوده، زن و شوهر سخت مشغول كار خير بودند. مرده ضمن كار هي ميگفته: اگه پسر بشه اسمشو ميذارم كامبيز، اگه پسر شد حتما اسمشو ميذارم كامبيز. تو همين حال يه دفعه قطار از ريل خارج ميشه و شوهره از قطار پرت ميشه بيرون. بعد از يك مدتي زنه پاميشه داد ميزنه: اِه! شوهرم كو؟! رشتيه همينجوري كه صورتشو پاك ميكرده ميگه: خانم من شوهرتونو نميدونم اما آقا كامبيز كه اينجاست!!

 

--------------------------------------------------------------------------------


به رشتيه ميگن پسره حسن آقا داره ترتيب زنتو ميده!!! ميگه: اووووو ماشا ا... بزرگ شده ها!!!!

 

--------------------------------------------------------------------------------
جوک رشتي
--------------------------------------------------------------------------------


رشتيه مي خواسته با دوتا از رفيقاش گلف بازي كنه. يكي از رفيقاش ميگه: من توپشو ميارم. اون يكي ميگه: من چوبشو ميارم. رشتيه ميگه : اِهه؟! يعني باز سوراخش افتاد گردن من؟!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه اسم دخترش رو ميگذاره مين، ازش ميپرسن: آخه اين ديگه چجور اسميه؟ ميگه:‌ ميخوام كسي نپره روش!!
--------------------------------------------------------------------------------

رفيق رشتيه داشته نصيحتش مي‌كرده كه كه بابا اين زن تو ديگه گندشو درآورده، هر روز دم خوننتون ملت بيست متر صف كشيدن ! بابا ديگه بايد طلاقش بدي. رشتيه ميگه: اووو! طلاقش بدم خودم برم ته صف؟!!
--------------------------------------------------------------------------------

تركه با چند تا رشتيه نشسته بودن داشتن جوك مي گفتن، رشتيا براي تركا جك ميگن، نوبت تركه كه ميشه،‌ تا مياد بگه: يه روز رشتيه... همه بهش ميگن بشين بابا نميخواد بگي! دوباره يه دور ميزنه ميرسه به تركه، باز تا مياد بگه: يه روز يه رشتيه... ميپرن وسط حرفش، نميذارن بگه. بار بعد كه نوبت ميرسه به تركه، ميگه: يه روز يه تركه داشته ميرفته با سر ميخوره زمين! همه رشتيا ميخندن بعد تركه ميگه: ‌ولي وقتي بلندش ميكنن ميبينن رشتي بوده!!
--------------------------------------------------------------------------------

تو جبهه با رشتيه مصاحبه مي كنن،‌ ازش مي پرسن: شما اينجا تا حالا شاهد امداد غيبي هم بوديد؟‌ رشتيه ميگه:‌ اووو...فراوون! من براي خودم پيش اومده! مصاحبه‌گره خوشحال ميشه، ميگه: ميشه براي بينندگان تعريف كنيد؟ رشتيه ميگه: والله من نمي دونم چه حكمتيه، من اينجا جلق مي زنم،‌ خانم تو رشت حامله ميشه!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه براي بار اول تو زندگيش اتوبوس دو طبقه ميبينه، ميره جلو از رانندش ميپرسه: آقاجان، اين اتوبوس كجا ميره؟ شوفره ميگه: انقلاب. رشتيه يكم مكث ميكنه، ميپرسه: ببخشيد، طبقة دومش كجا ميره؟! شوفره فكر ميكنه طرف سر كارش گذاشته، برميگرده ميگه: ميره به ...س ننة تو! رشتيه با تعجب ميگه: اووو! يعني شركت واحد به اونجا هم خط گذاشته؟!!
--------------------------------------------------------------------------------

تو رشت زلزله مياد، رشتيه دوازده روز ميگرده تا زنشو پيدا كنه! ...آخه نميدونسته زير كدوم آوارو بايد بگرده!!!
--------------------------------------------------------------------------------

صيغه عقد رشتيا :‌انكاه سنتي وااصفاو امتي
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه به زنش ميگه خداوکيلي تا حالا چند نفر کنارت خوابيدن؟زنه ميگه خداوکيلي فقط تو کنارم خوابيدي بقيه تا صبح بيدار بودن
--------------------------------------------------------------------------------

 رشتيه ميخواسته زن وبچش رو بفرسته مسافرت. ماشين ميگيره، به زنش ميگه خانم جان! شما اينجا صبركن. خودش سوار ماشين ميشه، تفنگ در مياره ميذاره رو شقيقه راننده، ميگه: برو! يارو رو ميبره توجنگل وصحرا. ميگه: يالا ...لق بزن! يارو ميزنه. ميگه دوباره بزن! يارو بازم ميزنه. بعد سوار ميشن برميگردن. رشتيه به زنش ميگه: خانم جان! خيالت راحت باشه، زهرشو گرفتم
 
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه وسط روز ميره خونه از پشت شيشه ميبنه يه نفر رو زنش سخت مشغوله. زنه هم هي ميگفته: بازم بـ...ن! بازم بـ...ن! يارو هم ميگه بابا ديگه چقدر بكنم؟! تا ...ايه هام رفته تو! زنه ميگه اون قاشق رو بردار تخماتم بكن تو. يارو قاشق ور ميداره كه يهو رشتيه ميپره تو داد ميزنه: اَه اَه! خانم من نامردم اگه ديگه با اون قاشق غذا بخورم!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه شب عروسيش بوده، بهش غذا نميرسه. خيلي شاكي ميشه و تا آخر همينجور اخماش تو هم بوده. آخر شب ميشه بهش ميگن: بيا بروتو حجله، عروس خانم منتظره. رشتيه با همون اوقات تلخ ميگه: هر پدرسگي كه كبابشو خورده ، بياد .....سشم بكنه!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتي با عصبانيت مي ره خونهبه زنش مي گه:تمام پرده هاي خونه رو بکن زنش همه پردهها رو مي کنه . رشتي مي گه: بشين حالا دو کلام بي پرده با هم حرف بزنيم !!!
--------------------------------------------------------------------------------

يك رشتي بعد از چند سال بچه دار ميشه بالاي خونش مي نويسه با تشكر از اهالي محل ...
--------------------------------------------------------------------------------

يه رشتي به دوستش مي گه : جات خالي.رفتم خونه ديدم زنم زير پتوست پتو رو کشيدم .اون هم پتو رو کشيد هي من کشيدم ...هي اون کشيد اونقدر کشيديم تا پتو جر خورد !!!!! جات خالي بود.اونقدر سه نفري خنديديم ...
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه مست مست ميره خونه, كليد رو از جيبش در مياره و ميگه اين كليد بنده, در رو باز ميكنه و ميگه اين حياط خانه بنده, ميره توي اتاق خواب و ميگه اين اتاق خواب بنده, مي بينه زنش خوابيده, ميگه: اين زن بنده, مي بينه مردي پيش زنش خوابيده, ميگه اينهم خود بنده
--------------------------------------------------------------------------------


تو رشت اوّل فروردين ساعت هشت ادره هواشنسي اينجوري اعلام وزي هوارو ميکنه. البتّه با لهجه رشتي :ساعت هشت است اينجا رشت است و امّا اعلام وضع هوا : شيش ماهه اوّل که باراني. وه امّا شيش ماهه بعد چه باراني چه باراني 
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه ميره خونه ميبينه يكي روي زنشه، برق رو قطع مي‌كنه ميگه: جواب ابلهان خاموشي است
--------------------------------------------------------------------------------

يكي ازين لات و لوتاي هيكليه تهروني ميره تو يك عرق فروشي تو رشت. خلاصه يك گيلاس عرق سفارش ميده، ميره وسط سالن واميسته، يك ضرب گيلاسشو ميره بالا و ‌ميگه: اونايي كه طرف چپم نشستن، همشون مادر به خطان! كسي مشكلي داره؟! ملت همه جفت مي كنند، هيچكي صداش در نمياد. بعد يك گيلاس عرق ديگه ميگيره،‌ يكجا ميره بالا،‌ ميگه:‌ اونايي كه طرف راستم نشستن، ‌همشون زن قحبن! كسي مشكلي داره؟! باز كسي خايه نمي‌كنه چيزي بگه. يهو يك رشتيه هيكلي از طرف راست بلند ميشه، آروم-آروم مياد طرف يارو. يارو ميگه: عمو! شوما مشكلي داري؟! رشتيه ميگه:‌ نه قربون! من فقط طرف اشتباه نشستم!!! 
--------------------------------------------------------------------------------

 از رشتيه ميپرسن چرا 2 تا زن گرفتي..؟؟!!ميگه: يوهو ديدي مهمون اومد
--------------------------------------------------------------------------------

رشتي را پاس بداريم ---- چنگال : قاشق تابستوني، كفش : نفربر، كشتي : تش خيس، آينه : من درش پيدا، شيشه : اونورش پيدا، حمام : پاكستان، دگمه : بستني، دمپايي : منبر، چنگال : يكي بود يكي نبود، سيم خاردار : ديوار تابستوني، بچه گربه : نيمكت، پاي گربه : پاكت،  جاي گربه:جاکت، قايق : كفتر، ماشين : مراكش، تانك : حيدر، تخت خواب : مازندران، تخت خواب : محرم اسرار، پاك كن : مالش بر دانش، ويلن : ميره و مياد خوشم مياد، مگس : پرويز، خرمگس : پرويز تركه، مگس كش : پرويز صياد، مگس سمج : پرويز كاردان، بادمجان : خيار عزادار، گوجه : چراغ خطر ديزي، دماغ : نفس كش، گوش كوب : لهستان
--------------------------------------------------------------------------------

خطبه عقد رشتي ها: "النکاح سنتي بعد کيف امتي!!!"
--------------------------------------------------------------------------------

 

رشتيه مياد خونه، ميبينه زنش لخت رو تخت خوابيده. ميگه: خانم جان، باز تو چرا لختي؟! زنش ميگه: آخه لباس ندارم! رشتيه شاكي ميشه، ميره در كمد رو باز ميكنه، شروع ميكنه شمردنه لباسا: اين يك پيرهن... اين دوتا... اين سه تا...اصغرآقا برو اونور...اين چهار تا... اين پنج تا!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه نفس زنان مياد خونه، به زنش ميگه: خانم جان چه نشستي كه به هركي كه پنج تا بچه داشته باشه، يك پرايد مجاني ميدن! زنش ميگه: مرد مگه زده به سرت؟! ما كه سه تا بچه بيشتر نداريم! رشتيه ميگه: خانم جان، از شما چه پنهون...من دو تا بچه هم از صغرا خانوم، طبقه پاييني دارم! الان ميرم ميارمشون. خلاصه ميره دو تا بچه ها رو مياره، وقتي برميگرده ميبينه دو تا از بچه هاش نيستن. از زنش ميپرسه: خانم جان، ياسر و علي كجا رفتن؟ زنش ميگه: والله تو كه پايين بودي، هوشنگ خان اومد بچه هاشو برد!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه آخره پكر و ناراحت نشسته بوده تو يك عرق فروشي و همين جور يك ساعت تمام داشته گيلاس عرقشو نگاه مي‌كرده. يارو جاهله با خودش ميگه بگذار يكم بخنديم، ميره جلوي رشتيه، گيلاس عرقشو برميداره، لاجرعه ميره بالا. رشتيه اول يك نگاه غمناك به يارو ميكنه، بعد يهو ميزنه زير گريه! جاهله ناراحت ميشه:‌ميگه: بابا بيخيال،‌ شوخي كردم جون حاجي..اصلاً‌ الان يدونه مَشتي‌شو برات ميگيرم، مهمون من! رشتيه در حين هق هق ميگه: نه داداش، تقصير تو نيست. اصلاً‌ امروز بدترين روز زندگي منه! اولش صبح خواب موندم دير رسيدم سركار،‌ رئيسم هم بيرونم كرد! ‌بعد اومدم برگردم خونه، ‌ديدم ماشينم رو دزد برده! رفتم كلانتري، ‌گفتن كاريش نمي‌تونن بكنن...بعد تاكسي گرفتم رفتم خونه،‌ يهو ديدم كيف پولم رو گم كردم، ‌يارو راننده تاكسيه هرچي از دهنش درومد بارم كرد و گاز داد رفت.. بعد رفتم تو خونه، ديدم خانم با سه تا از همسايه‌ها تو رختخوابن! آخر تصميم گرفتم خودمو بكشم،‌كه يهو تو اومدي ليوان سمم رو تا ته خوردي!!!
--------------------------------------------------------------------------------

از زن رشتيه ميپرسن: ‌نظر شما راجهع به شوهرتون چيه؟ ميگه: والله اين شوهر من مثل موبايل ميمونه!‌ ميپرسن: آخه چه ربطي داره؟! زنه ميگه: والله صبح تا شب كه در دسترس نيست، شبم كه آنتن نميده!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه ميره خونه، ميبينه زنش يه ساعت طلا دستشه،‌ ميگه:‌خانم جان، اينو از كجا اوردي؟! زنه ميگه: يه ساعت دادم يه ساعت گرفتم!!!
--------------------------------------------------------------------------------

از زن رشتيه مي‌پرسن: ‌شما موقع عشق ‌بازي با شوهرتون صحبت مي‌كنيد؟ ميگه: اگه زنگ بزنه، خوب آره!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه زنش حشري نميشده . ميره پيش دكتر، ميگه: آقاي دكتر! يه چيزي بدين كه اين زن ما حشري بشه. دكتره يه دارو بهش ميده ميگه: ازين قطره بريز تو غذاي زنت، ولي يوقت خودت نخوري ها! رشتيه ميره خونه، يكم از دوا ميريزه تو غذاي زنش، بعد با خودش ميگه: اين دكترا همش ...س شعر ميگن! بگذار خودم هم يكم بخورم امشب خوب حال كنيم! خلاصه خودشم بقيش رو ميره بالا. شب خوابيده بودند بغل هم، زنش ميگه: عزيزم! ميگه: جانم؟! زنه ميگه: من ....ير ميخوام! رشتيه ميگه: آي گفتي!!!!
--------------------------------------------------------------------------------

يه روز يه آدمه به يه خانوم سر كوچه متلك ميندازه بعد خانومه شاكي ميشه مياد خونه به شوهرش ميگه آخه غيرتت كجا رفته مرد همين الان يه آقا سر كوچه به من فحش داد شوهرش كه رشتي بوده زنجيرشو برميداره ميره سر كوچه به يارو ميگه يا همين الان ميري خانوم مارو ماچ ميكني از دلش در مياري يا هرچي ديدي از چشم خودت ديدي
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه تو تظاهرات شعار ميدادن: اين تن شهادت خواي، زناشون هم ميگفتن: پس ما ها رو كي گاي!!!
--------------------------------------------------------------------------------

از زن رشتيه مي‌پرسن: ‌شما موقع عشق ‌بازي با شوهرتون صحبت مي‌كنيد؟ ميگه: اگه زنگ بزنه، خوب آره!!!
--------------------------------------------------------------------------------

 به يه رشتيه ميگن: خانمت با پنج تا مرد سبيل كلفت سوار يه پيكان بودن داشتن تو يه سر بالايي ميرفتن. رشتيه ميگه: بابا ايوالله! اين پيكاناي سري جديد عجب موتوري دارند!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه ميره خونه، ميبينه زنش يه ساعت طلا دستشه،‌ ميگه:‌خانم جان، اينو از كجا اوردي؟! زنه ميگه: يه ساعت دادم يه ساعت گرفتم!!!
--------------------------------------------------------------------------------

 

رشتيه مي رو اون دنيا بهش ميگن اين ساعت ها رو مي بيني  هر زني کار بد کنه يک دور عقربه اش مي چرخه!!!  رشتيه ميگه ساعت زن من کدومه؟ ميگن اونو گذاشتيم بالا جاي پنکه!!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه ??سال زنش رو با خيار مي...رده!!زنش بلاخره  يه شب ميفهمه!!ميگه مرد تو خيلي مادر جنده اي!!  ...رشتيه ميگه جنده تويي که با خيار تا حالا ? بار زاييدي!!
--------------------------------------------------------------------------------

امام جمعه رشت اعلام ميکنه هر کس با زنش نزديکي کنه ثواب کربلا ميبره!! رشتيه فردا سر در خونش مينويسه.....هر که دارد هوس کرب بلا بسم ا... !!!
--------------------------------------------------------------------------------

ميدوني رشتي ها کي گه گيجه ميگيرن؟....................................روزپدر
--------------------------------------------------------------------------------

امام جمعه رشت اعلام ميکنه هر کس با زنش نزديکي کنه ثواب کربلا ميبره!! رشتيه فردا سر در خونش مينويسه.....هر که دارد هوس کرب بلا بسم ا... !!!
--------------------------------------------------------------------------------

از رشتيه ميپرسن قبول داري شهيدان زنده اند؟....ميگه اووووووو اقا جان بله که قبول دارم....من پسرم ?? ساله شهيد شده عروسم ? سال يه بار ميزاد!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه تازه از سربازي بر ميگرده باباش ميگه پسرم خوش اومدي..بيا برات زن گرفتم اينم بچت
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه يك پول قلنبه مياد دستش، تصميم ميگيره يك كاسبي اساسي راه بندازه. خلاصه ميره سي مليون تومن شورت زنونه ميخره، بار تريلي ميكنه ميبره تهرون، شروع ميكنه فروختن، و بعد يك مدت كارش اساسي ميگيره. بعد از دو سه ماه، زنگ ميزنه به زنش ميگه: خانم جان، پاشو بيا اينجا ببين من با اينهمه شورت چه غوغايي كردم! زنش ميگه: هنر كردي! تو پاشو بيا اينجا ببين من اينجا بدون شورت چه غوغايي كردم!!!
--------------------------------------------------------------------------------

زنه رشتيه هركار ميگرده ارضا نميشده، آخرش ميره سكس‌شاپ، ميگه: ببخشيد من يك ...ير مصنوعي ميخواستم. فروشنده اشاره ميكنه به ويترين پشت سرش ميگه: كدوم يكي رو ميخواين؟ زنه يكم فكر ميكنه، ميگه: اون قرمزه رو. فروشندهه ميگه، ببخشيد خانوم، ما ....ير قرمز نداريم! زنه اشاره ميكنه ميگه: اوناها بابا، اون قرمزه بالا سمت چپ. مرده يك نگاهي ميكنه، ميگه: شرمنده خانوم كپسول آتشنشانيمون فروشي نيست!!!
--------------------------------------------------------------------------------

ميدونين رشتيا به رونِ پا چي ميگن؟‌ ....ون كش خايه مال!!
--------------------------------------------------------------------------------

به يه رشتيه مي گن نظرت درباره خانه عفاف چيه ؟ رشتي : الحمدلله خيلي خوب شد براي خانم بچه هامون هم يه كاره دولتي پيدا شد!!!!!!!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه ميره پيش رفيقش، ميبنه عصبانيه. ميگه چرا ناراحتي؟ چي شده؟ رفيقش ميگه اين زن ما انار خورده دونه هاش رو ريخته رو تخت، همه جارو كثيف كرده. منم شاكي شدم زدمش. فرداش دوباره همديگر رو ميبينن، اين دفعه رشتيه شاكي بوده. رفيقش ميپرسه چي شده، تو چرا ناراحتي؟ ميگه هيچي بابا اين زنه ما هواپيما خورده، خلبانشو انداخته زير تخت!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه با تهرانيه تصادف ميكنه. تهرانيه از ماشين پيدا ميشه،‌ مياد جلو رشتيه، داد مي زنه: مادرتو ...اييدم، خوارتو ...اييدم، عمتو ...اييدم! هر چي دختر تو فاميلتونه ...اييدم! رشتيه ميگه: اووو! مرتيكه حشري!!!
--------------------------------------------------------------------------------

رشتيه زنش حامله نميشده، ميندازدش بيرون ميگه: برو بيرون تا حامله نشدي برنگرد خونه!!


--------------------------------------------------------------------------------


رشتيه با يه زن و شوهر تو كوپه قطار بوده، زن و شوهر سخت مشغول كار خير بودند. مرده ضمن كار هي ميگفته: اگه پسر بشه اسمشو ميذارم كامبيز، اگه پسر شد حتما اسمشو ميذارم كامبيز. تو همين حال يه دفعه قطار از ريل خارج ميشه و شوهره از قطار پرت ميشه بيرون. بعد از يك مدتي زنه پاميشه داد ميزنه: اِه! شوهرم كو؟! رشتيه همينجوري كه صورتشو پاك ميكرده ميگه: خانم من شوهرتونو نميدونم اما آقا كامبيز كه اينجاست!!

 

--------------------------------------------------------------------------------


به رشتيه ميگن پسره حسن آقا داره ترتيب زنتو ميده!!! ميگه: اووووو ماشا ا... بزرگ شده ها!!!!

--------------------------------------------------------------------------------


       جوک تركِ
--------------------------------------------------------------------------------
تركه از يكي ميپرسه اقا قبله كدوم طرف؟! يارو نشونش ميده .. تركه ميگه بايد خيلي برم؟!!
--------------------------------------------------------------------------------

به تركه مي گن اون جهنمه اون بهشت كدومشو مي خواي بري .
تركه مي بينه جهنم خيلي رديفه و كلي حوري ريختن توشو دار و درخت و از اين حرفا . ميگه مي رم جهنم .
تا پاشو ميزاره آتيش و اين حرفا ميريزه سرش . ميگه چي شد .
مي گن آخه چند وقت بود كسي نمي اومد اينجا رفته بود رو اسكرين سيور . :lol:
--------------------------------------------------------------------------------

از تركه ميپرسن پيغمبر كي به رسالت رسيد؟ ميگه ايلده بيلميرم من سيد خندان پياده شدم :eek:
--------------------------------------------------------------------------------

تركه ميره امام رضا احساساتي ميشه ميگه:امام علي قربون لب تشنت برم پس كي ظهور ميكني؟؟
--------------------------------------------------------------------------------

تركه زنش حامله بوده، نگاه ميكنه به شكم زنش، ميگه: خانم جان اين چيه؟ ميگه: بچه ست. ميگه: دوستش داري؟ ميگه: آره خوب، معلومه. ميگه: پس چرا قورتش دادي؟
--------------------------------------------------------------------------------

تركه سر مرز يه عراقيه رو اسير ميگيره. همينجور كه داشته ميبردتش، يه دفعه يه خمپاره ميخوره بغلشون دست عراقيه كنده ميشه. عراقيه ميگه: بگذار من اين دستمو بندازم تو كشور خودم. تركه دلش مي سوزه، ميگه باشه. يكم ديگه ميرن، دوباره يه خمپاره ميخوره اون يكي دست عراقيه هم كنده ميشه. باز عراقيه ميگه بگذار من اين دستم رو هم بندازم تو وطن خودم، تركه هم ميگه باشه. بعد يه تركش ديگه ميخوره پاي عراقيه هم كنده ميشه، ورش ميداره ميندازه اونور مرز. يه دفعه تركه تفنگ رو ميذاره روشقيقه يارو ميگه: هوي! فكر نكن من تركم نميفهمم، كم كم داري فرار ميكني ها!!!
--------------------------------------------------------------------------------

يه جشنواره شكار بوده تو جنگل هاي آمازون. يه آمريكاييه بوده، يه انگليسيه با يه تركه. آمريكاييه ميره چند تا خرگوش و گوزن ميزنه، انگليسيه هم ميره چند تا آهو و خرگوش و يه چند تا حيوون ديگه ميزنه. نوبت تركه ميرسه، ميره دو تا خرگوش مياره، بهش ميگن: چي شد، فقط همين دو تا رو زدي؟! ميگه: نه، والله من چند تا دونتشوت هم زدم اما خيلي بزرگ بودن نتونستم بيارمشون . ميگن : دونشوت ديگه چيه؟ ?اين چه نوع حيوونيه؟! تركه ميگه: ?والله منم نميدونم، امايه حيوونايي وايساده بودن هي اينجوري ميكردن: Don't Shoot!!! Don't Shoot!!!
--------------------------------------------------------------------------------

با اجازه از تركهاي با مرام
يارو تركه ميبينه كه پل قطار خراب شده و يه قطارم داره از راه ميرسه خلاصه ميره پيراهنشو اتيش ميزنه و قطارو نگه ميداره وقتي قطار مي ايسته يه نارنجك ميندازه زير قطار منفجر ميشه يه عالمه ادم ميميرن يارو رو ميگيرينش بهش ميگن نه به اون پيرهن اتيش زدنت نه به اين نارنجك انداختنت ميگه والا من از بچگي همش اين دهقان فداكارو با فهميده قاطي ميكردم
--------------------------------------------------------------------------------

از تركه ميپرسن: نظرت در باره دوران نامزدي چيه؟ ميگه: اي بابا! مثل اينه كه بابات برات دوچرخه بخره ولي نگذاره سوارش بشي!!!
--------------------------------------------------------------------------------

تركه رو داشتن به جرم قتل زنش محاكمه ميكردن، دادستان ميگه: سنگدل?! تو وقتي داشتي زنت رو ميكشتي، نداي وجدانت رو نشنيدي؟! تركه ميگه: نه والله! بس كه اين زنيكه جيغ و داد ميكرد مگه ميذاشت ما چيزي بشنويم؟!!
--------------------------------------------------------------------------------

يک روز يکي داشت راه ميرفت خسته شد دويد :eek:
--------------------------------------------------------------------------------

زندگي 3 ايستگاه دارد! 1.تولد 2.عشق 3.مرگ...... آقا لطفا ايستگاه دوم نگه دار !!
--------------------------------------------------------------------------------

پاييز را دوست  دارم چون فصل غم است... غم را دوست دارم چون حرف دل است... دل را دوست دارم چون عشق را به من آموخت... عشق را دوست دارم چون تو را با من اشنا کرد...
--------------------------------------------------------------------------------


اگه يه روز من مردم و تو منو دوست داشتي پنجشنبه ها بيا مزارم گل سرخي را رو قبرم بزار تا هميشه اون گل رو که بهت داده بودم به خاطر بيارم....ولي....اگه تو مردي....من فقط يكبار... ميام مزارت..ميام و اون دسته گل سفيد مريم رو که با خون خودم سرخش کردم برات هديه ميکنم و عاشقانه کنارت جون ميدم تا بدوني هيچ وقت تنها نيستي !!
--------------------------------------------------------------------------------


خدا رادوست دارم چون حرف هاي آدم هارو سند تو آل نميکنه... خدا رو دوست دارم چون آيديش هميشه روشنه... خدا رو دوست دارم چون هيچکس رو Ignore نميکنه... خدا رو دوست دارم چون خداست....
--------------------------------------------------------------------------------


در تاريکي شب 3 شمع روشن کردم... اولي براي ديدنت،... دومي براي ماندنت،... سومي براي بوسيدنت. در آخر هر 3 را خاموش کردم براي در آغوش کشيدنت......
--------------------------------------------------------------------------------


ميبيني هنوز همانم، همان قدر عاشق، همان قدر بي دل، هر روز که ميگذرد نگاهت عاشقترم ميکند و لبخندت شيفته ترم، خدا ميداند که چقدر به خاطر نبودنت گريه ميکنم، اگر نتوانستم نامه تو را بي آنکه بترسم مزمزه کنم پس زبان به چه درد ميخورد، اگر نتوانم فرياد بزنم دوستت دارم پس دهنم به چه درد ميخورد؟ ( تقديم به تو كه دوستت دارم اما از من دوري)
--------------------------------------------------------------------------------

ميگن آدم بايد براي رسيدن به عشقش از تمام دنيا بگزره... ولي تو که دنياي مني چطوري ازت بگزرم؟!!
--------------------------------------------------------------------------------
رو تو يه حساب ديگه ايي ميکردم ناراحت نشو ولي تازه ميفهمم مردم راست ميگفتن تو آدمه دو رويي هستي...........يه روت ماه ه ، يه روت گل يکي از يکي قشنگ تر!
--------------------------------------------------------------------------------

يه پسره شلوارش برعکس ميپوش، وقتي که ميخواد از خونه بيرون بره، مادرش ميگه: الهي قربونت بشم که هر وقت داري ميري، انگار که داري بر ميگردي!
--------------------------------------------------------------------------------

يک زن بچه خود را مي‌برد مکتبخانه وبه مکتب دار ميگويد پسرم حرف منرا گوش نمي دهد لطفا او را بترسانيد،مکتبدار يک دفعه فرياد بلندي کشيد در اين هنگام زن غش کرد ووقتي به هوش آمد گفت:من گفتم بچه را بترسان نه مراو او جواب داد وقتي عذاب نازل شود ترو خوشک را باهم مي سوزاند.
--------------------------------------------------------------------------------

ادامه مطلب

نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر 1385 توسط دکتر خنده| لينک ثابت |


عکس جدید از نرگس

 


این روزها هر جا که میری صحبت از نرگس و شوکت و نسرینه!...

Image hosting by TinyPic

 

 

تعلیمات اجتماعی و بار مفاهیم این سریال اونقدر جذاب و لطیف
است که نمیشه از دیدنش چشم پوشید!...

Image hosting by TinyPic

 

 

بطوریکه حتی در لیگهای اروپا هم تصمیم گرفته شده برای جذب
تماشاگر از این سریال استفاده بشه!...

Image hosting by TinyPic

 

این سریال نقاط قوت بسیاری داره!... مثلا ریتم تندش روی هرچی
فیلم اکشن مثل ماتریکس و کبرا ۱۱ رو کم کرده...!

Image hosting by TinyPic

 

 

واقعیتهای تلخ اجتماعی مثل فقر رو به صورت کاملا ملموس و
باور پذیر به تصویر کشیده!....

Image hosting by TinyPic

 

 

ارزش و جایگاه واقعی روابط خانوادگی رو به همگان نشون داده!...

Image hosting by TinyPic

 

آخرین و ناشناخته ترین روشهای روانشناسی رو آموزش داده!...

Image hosting by TinyPic

 

... و مهمتر از همه روی تمام کلیشه ها و باورها خط بطلان کشیده.
چرا نمیشه بدون داشتن یک ذره عقل و سواد و هنر و استعداد و خوشگلی یه پسر پولدار و خوشگل تور زد؟!!... .
 
Image hosting by TinyPic

ادامه مطلب

نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر 1385 توسط دکتر خنده| لينک ثابت |


جوک و س م س

عشق ۶ مرحله داره :
۱: دیدار
۲: قرار
۳: بذار
۴: فشار
۵: درآر
۶: فرار ...

.

.

.

از دیشب تا صبح زیرم بودی ٬ چقدر خسته بودم ٬ ولی همین که اومدم روت خوابیدم ٬ خستگی از تنم بیرون شد ٬ یهو انگار بیهوش شدم ٬ وای که تو چقدر نرمی ٬ تو فقط و فقط مال خودمی ٬ امشب هم که اومدم میخوام روت بخوابم ٬ آخه تو خیلی تشک نرمی هستی!

.

.

.

حلول ماه مبارک رمضان بر عموم مسلمانان جهان مبارک باد - انجمن عقب ماندگان ذهني

.

.

.

صرفه جويي در مصرف برق. لطفا چراق آيدي ياهو يتان را خاموش کنيد مخصوصا کساني که چند تا آيدي دارند.شرکت برق

.

.

.

ترکه سفره دلش رو واسه دوستش باز می کنه توش پر از نون بربری بوده............

.

.

.

به ترکه می گن گاو ها از اول شاخ داشتن؟

می گه نه ولی وقتی ديدن آدم ها تو شيرشون آب ريختن از تعجب شاخ در آوردن

.

.

.

بچه شش ماهه به دنیا میاد! میگن چرا شش ماهه به دنیا اومدی؟

میگه سه ماه بسیجی داشتم!

.

.

.

جديدترين خبر از بخش آي تي شهر تبريز :

با تلاش 8 ساله متخصصان بخش كامپيوتر شهر تبريز ، اردبيل و اروميه بالاخره ويندوز 95 به صورت كاملا فارسي روانه بازار گرديد و در پي اين خبر تمام كامپيوتر هاي مردم اين شهر ها با ارتقاع دادن ويندوز خود از ايكس پي به ويندوز 95 حمايت كامل خود را از اين ويندوز اعلام كردند

.

.

.

اولين زن ايراني هم به فضا رفت
به اميد روزي كه اخرين زن ايراني هم به فضا برود

.

.

.

بسیجیه می خواسته به دختره متلک بندازه

میگه خوشگله نماز خوندی؟

.

.

.

ترکه ميره توالت ميگوزه وقتي مياد بيرون ميبينه چهار تا دختر دارن نگاهش ميکنن براي اينکه ضايع نشه

ميگه ببين چه مردمي پيدا ميشن ميگوزن آب نميريزن بره

.

.

.

کنکور نرگس

در نماي پاياني که بهروز و نسرين در برف راه مي رفتند بهار کجا بود ؟

الف)خانه ي بخت .

ب) خانه ي سالمندان .

ج)از فرط بزرگي ترکيده بود .

د)چون زمستان بود.بهار نبود


كارشناسان پس از بررسي هاي دقيق اعلام كردند
پس از افتتاح تونل رسالت ، طول برج ميلاد 20 متر و قطر آن 7 متر افزايش يافته استSmiley

.

.

.

به دختره ميگن شما مي ري wc خودتو با دست راست مي شوري يا چپ ؟ مي گه : حـــــــــــــــــــمــــــــــــــــــــــيــــــــــــــد !!!!

.

.

.

میدونی شماره یه دختر ایده ال برای پسر ها چنده ؟
۶۰۷۰۹۰۲۰۰
می دونی چرا ؟
۶۰ : دور کـمر
۷۰ : سایز سـوتین
۹۰ : دور سـینه
۲۰ : سن
۰ : آی کیو !

.

.

.

می دونی شباهت پسر مجرد با ماشین لباسشویی چیه ؟
هر دو تاشون تو کفن .Smiley

.

.

.

با تولد دومين گوسفند شبيه سازي شده ,

ديگه نميتونم بهت بگم : "دنيا ديگه مثه تو نداره !!!! نداره نميتونه بياره

.

.

.

حضرت عيسي تو بهشت دنبال پدرش ميگشته !

ميرسه به يه پيرمرده که داشته چوب ميتراشيده .

بهش ميگه کارت تو دنيا همين بود پيرمرده ميگه آره.

ميگه بچه نداشتي ؟

پيرمرده ميگه زن نداشتم ولي خدا بهم يه پسر داد که گمش کردم ولي بعدها خيلي معروف شد !

حضرت عيسي داد ميزنه پدرررررررررررر!!!!

پيرمرده هم داد ميزنه پينوکيوووووووووو

.

.

.

سي ان ان اعلام كرد كه: پايگاه اتمي بوشهر و اصفهان امشب ساعت 24 به طور كامل هوا ميره، نميدوني تا كجا ميره، من اين توپ رو نداشتم... !؟

.

.

.

تو با موبايلت چيكار كردي كه هر چي زنگ ميزنم ميگه: مشترك مورد نظر در قلب شماست؟Smiley

.

.

.

اينو واسه تو فرستادم . اره واسه تو . چيه ؟؟؟‌ چرا اينور اونور نگاه مي كني ؟؟؟ باور كن واسه تو فرستادم . اخه مگه به جز تو اسكل ديگه اي هم اونحا هست ؟؟

.

.

.

به ترکه میگن مسابقه رضا زاده رو دیدی

میگه آره ولی آخرش نفهمیدیم چند چند شد؟

.

.

.

DJ مخفّف چه کلمه هايي است؟
الف) disk jockey
ب)دايي جواد
ج)دمبه و جيگر
د)دوست داشتني و جيگر

.

.

.

عبود زن مي گیره یه هفته مرخصی میگیره . تو یه هفته همش تو حجلـه بوده . بعد از یه هفته میخواسته بره سر کار زنش با سینی میاد میگه بیا عبود اینم صبحونت. عیود میگه صبحونه بی صبحونه بخواب . بعد ظهر میاد خونه زنه باز با سینی میاد میگه بیا عبود این هم نهارت . عبود بازم میگه نهار بی نهار بخواب. شب عبود میره بیرون وقتی بر میگرده میبینه تا زنش لخت کنار بخاری خوابیده داره و با جریان خودش ور میره . عبود میگه داری چیکار میکنی؟ زنه میگه هیچی دارم غذاتو گرم میکنم


ما ۳ ماه فکر می کردیم و منتظر بودیم که هر شب نرگس بـده

نگو زهره میداده !!!!!!!!!!!!!!Smiley

.

.

.

به یه رشتی ميگن: اون چيه كه درازه، كلفته، تحريكش كه كني، ازش آب مياد؟
ميگه: آووو، معلومه ديگه، دماغ!

.

.

.

یه روز یه معلمه از دانش آموزش میپرسه :انواع ک س را نام ببر؟
دختره میگه : یکی کس خجالتی مثل ک س دوستم . یکی ک س پررو مثل ک س خودم . یکی هم ک س ننت با این سوالت.Smiley

.

.

.

كمر بند شلوار شما ضامن سلامتي كو ن شماست روابط عمومي استان قزوين

.

.

.

سلام !! ببخشيد اين وقت شب مزاحم ميشم يه سوالي خيلي وقته ذهنمو مشغول کرده که چرا کلاغ به جاي قار قار نميگه بع بع !!!

اگه منو از اين ابهام در بياري خيلي ممنون ميشم

.

.

.

ترکه میره دکتر . دکتر میگه : یه شیاف نوشتم بکون تو ک ونت !
ترکه میگه : ببین دکتر من که چیزی نگوفتم خودت سر شوخی رو باز کردی ..... ک یرم تو ک ونت !! !!!!Smiley

.

.

.

از بنده خدا ميپرسن:‌ آروغ چيه؟

ميگه:‌ سلسله بادهاي صداداري كه راهشون رو در دستگاه گوارشي گم كرده‌اند Smiley

.

.

.

غضنفر مي ره پمپ بنزين و بعد از اينکه باکش رو پر مي کنه، مي ره پيش حسابدار و مي گه: آقا! چقدر شد؟
يارو مي گه: 300 تومن!
غضنفر تعجب مي کنه مي پرسه: چي شد؟
بنزين فروش جواب مي ده: چيزي نشده . قيمت گازوئيل همينه Smiley

.

.

.

ارمنيه و تركه و رشتيه و اصفهانيه يك عمر رفيق بودن. باري، از بخت بد، ارمنيه مرحوم ميشه، باقي رفقا هم ميرن تشييع جنازش. رسم اين ملت هم گويا اين بوده كه هركدوم از نزديكان بايد دم آخري يك پولي مينداختن تو قبر. خلاصه اول تركه ميره بالاسر قبر و كلي گريه زاري ميكنه و آخر هم دست ميكنه، ده تا هزاري ميندازه تو قبر. بعد رشتيه مياد باز كلي آه و ناله ميكنه و بعد هم دست ميكنه ده تا هزاري ميندازه تو قبر. آخري نوبت اصفهانيه ميشه، مياد جلوي قبر كلي گريه زاري ميكنه، آخرش هم با بغض ميگه: شرمنده، من صبح وقت نشد برم بانك پول بگيرم. بعد يك چك سي‌هزارتومني مي‌نويسه ميندازه تو قبر، بيست‌هزارتومن بقيشو برميداره

.

.

.

به رفسنجاني ميگن شما مال و اموالت چقدره ؟ ميگه والا ما يه تيكه زمين داريم ايران افتاده توشSmiley

.

.

.

رشتيه زنش رو طلاق مي ده ورشكست ميشه Smiley

.

.

.

بدهكارا به رشتيه فشار مي آرن. رشتيه مي ره يه زنه ديگه مي گيره

.

.

.

مادر: نگفتم اگه این پسر اینگلیسیه دست به سینت زد بگو dont .
اگه اونش و به اينت زد بگو stop ؟
دختر: آخه اون هر دو كارو با هم كرد من هم گفتم DONT STOP !! Smiley

ادامه مطلب

نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1385 توسط دکتر خنده| لينک ثابت |


جوک و س م س

عشق ۶ مرحله داره :
۱: دیدار
۲: قرار
۳: بذار
۴: فشار
۵: درآر
۶: فرار ...

.

.

.

از دیشب تا صبح زیرم بودی ٬ چقدر خسته بودم ٬ ولی همین که اومدم روت خوابیدم ٬ خستگی از تنم بیرون شد ٬ یهو انگار بیهوش شدم ٬ وای که تو چقدر نرمی ٬ تو فقط و فقط مال خودمی ٬ امشب هم که اومدم میخوام روت بخوابم ٬ آخه تو خیلی تشک نرمی هستی!

.

.

.

حلول ماه مبارک رمضان بر عموم مسلمانان جهان مبارک باد - انجمن عقب ماندگان ذهني

.

.

.

صرفه جويي در مصرف برق. لطفا چراق آيدي ياهو يتان را خاموش کنيد مخصوصا کساني که چند تا آيدي دارند.شرکت برق

.

.

.

ترکه سفره دلش رو واسه دوستش باز می کنه توش پر از نون بربری بوده............

.

.

.

به ترکه می گن گاو ها از اول شاخ داشتن؟

می گه نه ولی وقتی ديدن آدم ها تو شيرشون آب ريختن از تعجب شاخ در آوردن

.

.

.

بچه شش ماهه به دنیا میاد! میگن چرا شش ماهه به دنیا اومدی؟

میگه سه ماه بسیجی داشتم!

.

.

.

جديدترين خبر از بخش آي تي شهر تبريز :

با تلاش 8 ساله متخصصان بخش كامپيوتر شهر تبريز ، اردبيل و اروميه بالاخره ويندوز 95 به صورت كاملا فارسي روانه بازار گرديد و در پي اين خبر تمام كامپيوتر هاي مردم اين شهر ها با ارتقاع دادن ويندوز خود از ايكس پي به ويندوز 95 حمايت كامل خود را از اين ويندوز اعلام كردند

.

.

.

اولين زن ايراني هم به فضا رفت
به اميد روزي كه اخرين زن ايراني هم به فضا برود

.

.

.

بسیجیه می خواسته به دختره متلک بندازه

میگه خوشگله نماز خوندی؟

.

.

.

ترکه ميره توالت ميگوزه وقتي مياد بيرون ميبينه چهار تا دختر دارن نگاهش ميکنن براي اينکه ضايع نشه

ميگه ببين چه مردمي پيدا ميشن ميگوزن آب نميريزن بره

.

.

.

کنکور نرگس

در نماي پاياني که بهروز و نسرين در برف راه مي رفتند بهار کجا بود ؟

الف)خانه ي بخت .

ب) خانه ي سالمندان .

ج)از فرط بزرگي ترکيده بود .

د)چون زمستان بود.بهار نبود


كارشناسان پس از بررسي هاي دقيق اعلام كردند
پس از افتتاح تونل رسالت ، طول برج ميلاد 20 متر و قطر آن 7 متر افزايش يافته استSmiley

.

.

.

به دختره ميگن شما مي ري wc خودتو با دست راست مي شوري يا چپ ؟ مي گه : حـــــــــــــــــــمــــــــــــــــــــــيــــــــــــــد !!!!

.

.

.

میدونی شماره یه دختر ایده ال برای پسر ها چنده ؟
۶۰۷۰۹۰۲۰۰
می دونی چرا ؟
۶۰ : دور کـمر
۷۰ : سایز سـوتین
۹۰ : دور سـینه
۲۰ : سن
۰ : آی کیو !

.

.

.

می دونی شباهت پسر مجرد با ماشین لباسشویی چیه ؟
هر دو تاشون تو کفن .Smiley

.

.

.

با تولد دومين گوسفند شبيه سازي شده ,

ديگه نميتونم بهت بگم : "دنيا ديگه مثه تو نداره !!!! نداره نميتونه بياره

.

.

.

حضرت عيسي تو بهشت دنبال پدرش ميگشته !

ميرسه به يه پيرمرده که داشته چوب ميتراشيده .

بهش ميگه کارت تو دنيا همين بود پيرمرده ميگه آره.

ميگه بچه نداشتي ؟

پيرمرده ميگه زن نداشتم ولي خدا بهم يه پسر داد که گمش کردم ولي بعدها خيلي معروف شد !

حضرت عيسي داد ميزنه پدرررررررررررر!!!!

پيرمرده هم داد ميزنه پينوکيوووووووووو

.

.

.

سي ان ان اعلام كرد كه: پايگاه اتمي بوشهر و اصفهان امشب ساعت 24 به طور كامل هوا ميره، نميدوني تا كجا ميره، من اين توپ رو نداشتم... !؟

.

.

.

تو با موبايلت چيكار كردي كه هر چي زنگ ميزنم ميگه: مشترك مورد نظر در قلب شماست؟Smiley

.

.

.

اينو واسه تو فرستادم . اره واسه تو . چيه ؟؟؟‌ چرا اينور اونور نگاه مي كني ؟؟؟ باور كن واسه تو فرستادم . اخه مگه به جز تو اسكل ديگه اي هم اونحا هست ؟؟

.

.

.

به ترکه میگن مسابقه رضا زاده رو دیدی

میگه آره ولی آخرش نفهمیدیم چند چند شد؟

.

.

.

DJ مخفّف چه کلمه هايي است؟
الف) disk jockey
ب)دايي جواد
ج)دمبه و جيگر
د)دوست داشتني و جيگر

.

.

.

عبود زن مي گیره یه هفته مرخصی میگیره . تو یه هفته همش تو حجلـه بوده . بعد از یه هفته میخواسته بره سر کار زنش با سینی میاد میگه بیا عبود اینم صبحونت. عیود میگه صبحونه بی صبحونه بخواب . بعد ظهر میاد خونه زنه باز با سینی میاد میگه بیا عبود این هم نهارت . عبود بازم میگه نهار بی نهار بخواب. شب عبود میره بیرون وقتی بر میگرده میبینه تا زنش لخت کنار بخاری خوابیده داره و با جریان خودش ور میره . عبود میگه داری چیکار میکنی؟ زنه میگه هیچی دارم غذاتو گرم میکنم


ما ۳ ماه فکر می کردیم و منتظر بودیم که هر شب نرگس بـده

نگو زهره میداده !!!!!!!!!!!!!!Smiley

.

.

.

به یه رشتی ميگن: اون چيه كه درازه، كلفته، تحريكش كه كني، ازش آب مياد؟
ميگه: آووو، معلومه ديگه، دماغ!

.

.

.

یه روز یه معلمه از دانش آموزش میپرسه :انواع ک س را نام ببر؟
دختره میگه : یکی کس خجالتی مثل ک س دوستم . یکی ک س پررو مثل ک س خودم . یکی هم ک س ننت با این سوالت.Smiley

.

.

.

كمر بند شلوار شما ضامن سلامتي كو ن شماست روابط عمومي استان قزوين

.

.

.

سلام !! ببخشيد اين وقت شب مزاحم ميشم يه سوالي خيلي وقته ذهنمو مشغول کرده که چرا کلاغ به جاي قار قار نميگه بع بع !!!

اگه منو از اين ابهام در بياري خيلي ممنون ميشم

.

.

.

ترکه میره دکتر . دکتر میگه : یه شیاف نوشتم بکون تو ک ونت !
ترکه میگه : ببین دکتر من که چیزی نگوفتم خودت سر شوخی رو باز کردی ..... ک یرم تو ک ونت !! !!!!Smiley

.

.

.

از بنده خدا ميپرسن:‌ آروغ چيه؟

ميگه:‌ سلسله بادهاي صداداري كه راهشون رو در دستگاه گوارشي گم كرده‌اند Smiley

.

.

.

غضنفر مي ره پمپ بنزين و بعد از اينکه باکش رو پر مي کنه، مي ره پيش حسابدار و مي گه: آقا! چقدر شد؟
يارو مي گه: 300 تومن!
غضنفر تعجب مي کنه مي پرسه: چي شد؟
بنزين فروش جواب مي ده: چيزي نشده . قيمت گازوئيل همينه Smiley

.

.

.

ارمنيه و تركه و رشتيه و اصفهانيه يك عمر رفيق بودن. باري، از بخت بد، ارمنيه مرحوم ميشه، باقي رفقا هم ميرن تشييع جنازش. رسم اين ملت هم گويا اين بوده كه هركدوم از نزديكان بايد دم آخري يك پولي مينداختن تو قبر. خلاصه اول تركه ميره بالاسر قبر و كلي گريه زاري ميكنه و آخر هم دست ميكنه، ده تا هزاري ميندازه تو قبر. بعد رشتيه مياد باز كلي آه و ناله ميكنه و بعد هم دست ميكنه ده تا هزاري ميندازه تو قبر. آخري نوبت اصفهانيه ميشه، مياد جلوي قبر كلي گريه زاري ميكنه، آخرش هم با بغض ميگه: شرمنده، من صبح وقت نشد برم بانك پول بگيرم. بعد يك چك سي‌هزارتومني مي‌نويسه ميندازه تو قبر، بيست‌هزارتومن بقيشو برميداره

.

.

.

به رفسنجاني ميگن شما مال و اموالت چقدره ؟ ميگه والا ما يه تيكه زمين داريم ايران افتاده توشSmiley

.

.

.

رشتيه زنش رو طلاق مي ده ورشكست ميشه Smiley

.

.

.

بدهكارا به رشتيه فشار مي آرن. رشتيه مي ره يه زنه ديگه مي گيره

.

.

.

مادر: نگفتم اگه این پسر اینگلیسیه دست به سینت زد بگو dont .
اگه اونش و به اينت زد بگو stop ؟
دختر: آخه اون هر دو كارو با هم كرد من هم گفتم DONT STOP !! Smiley

ادامه مطلب

نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1385 توسط دکتر خنده| لينک ثابت |


قزوینی

قاضی : طبق نظر پزشکی قانونی پارگی مقـعد ، عضلات لگن، انتهای روده، اتفاق افتاده .

قزوینیه : جناب قاضی یه کـون کردم دینامیت كه كار نذاشتم .

.

.

.

پنج نوع کردن داریم:
1- فکر کردن
2- بازی کردن
3- پرتاب کردن
4- شوخی کردن
5- بسوزه كـون اونایی که فکر بد کردن !!!

.

.

.

به تركه ميگن تور را تعريف كن؟

ميگه: تور مجموعه سوراخهايي هستند كه با طناف به هم وصل شده‌اند !!!

.

.

.

اطلاعيه !! آقای احمدی نژاد گفتن از اين به بعد تخت دو نفره بدون سند ازدواج داده نمي شود.

اطلاعيه !! آب تهران به مدت يک هفته قطع ميشود . آقای احمدی نژاد ميخواد بره حموم

اطلاعيه !!! خبرگزاری رسمی آمريکا از جوراب آقای احمدی نژاد به عنوان صلاح کشتار جمعی ياد کرد

اطلاعیه !!! پرزيدنت احمدی نژاد ۱۰٪ قيمت شير را افزايش داد !

ازش پرسيدند چرا ؟

گفت : به خاطر حمايت از گاو هايی که به من رای دادند(يكيش خود من)Smiley

.

.

.

امروز درست 1 سال و 10 ماه و 2 روزه که نریدم بهت !

.

.

.

به ترکه میگن میخوای سحر صدات کنیم(بيدارت كنيم)؟ میگه نه همون گلام حسین خوبه!!! Smiley

.

.

.

نرگس هم تموم شد بهروز با نسرین. نرگس با احسان.سمانه با هدایت .مجید با زهره.اسماعیل با پری.شوکت هم با اعظم رفت فقط تو موندی و رستم

ادامه مطلب

نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1385 توسط دکتر خنده| لينک ثابت |


sms


خروسه ميره لب دیوار ميبينه ماشين حمل مرغ رد مي شده صدا ميزنه بچه ها بياييد سرويس دخترها رد مي شه


dar jaye khali harfe monaseb bogzarid : ki ...... amo too ..... onetoon javabe sahih : f -------- kh kheili fekret kharabe


اون چیه که خانوما باز میکنن ؛ آقایونو مجبور میکنن که هی بزارن توش؟ منحرف بی ادب.....حساب بانکیه دیگه


احمدی نژاد اسامی 3 تن از مفسدان اقتصادی رااعلام کرد: اسدی - کلانی- فرج


): ديگه از چشمام افتادي ..........فهميدي..........؟؟؟؟؟؟؟؟؟ افتادي صاف توي قلبم


در راستای فرمایشات ریاست محترم جمهوری در مورد افزایش جمعیت شب جمعه به مدت ۴ شب تمدید می شود و به * ایام احمدیه * معروف می شود !

کلفت و پشمالو لايق کون شماست؛
.
.
.
.
.
فرش مهستان!




قزوينيه زنگ خونشونو پايين در نصب ميکنه بالاش مي نويسه : مديوني اگه با پا زنگ بزني!!



فرق بيمارستان ارتش با زايشگاه ؟؟؟
.
.
.
.
.
اولي تير خورده ها رو ميبرن دومي کير خورده هارو




ترکه عروسي ميکنه شب زفاف از حجله مياد بيرون خواهرزنشو ميبره تو حجله!


پدر زنش ميگه اينو کجا ميبري؟


ميگه ? ميليون خرج کردم ... همتونو ميکنم!!!




به ترکه ميگن با گزينش جمله بساز؟ ترکه ميگه گوز اينش خوبه که بو نداره


تركه توي پارك يه دختره رو ميبينه و خيلي باهاش حال مي‌كنه. ميره جلو ميگه: خانوم ببخشين، اسم شما چيه؟ دختره با عشوه جواب ميده: عطر گل ياس، اسمم ثرياس! بعد از تركه ميپرسه: اسم شما چيه؟ تركه يه فكري ميكنه، با ادا ميگه: بوي گوز خر، اسمم گضنفر


يه روز يه تركه هي آب ميخورده بعدشم ميگوزيده! ازش ميپرسيدن چرا اين كار رو ميكني؟ ميگه گوز گوز رو نميشه كاريش كرد! آب ميخورم كه گرد و خاك نشه



 اگه گفتي آرزوي گوسفن چي بود؟.


اينكه براي يه بارم شده جلو وانت بشينه.




لاته ميره قهوه خونه داد ميزنه:عباس كيه؟بياد جلو ميخوام دهنشو سرويس كنم.


تركه ميره جلو لاته تا ميخوره ميزنتش.جميعت ميبينن لاته داره تركرو ميتركونه ميرن جلو از دست لاته بگيرنش تركه ميگه:ولش كنيد بابا.بذاريد بزنه من كه عاباس نيستم!



badboysssss1: boo ; doo ; foo ; goo ; hoo ; joo ; koo ; loo ; moo ; noo ; poo ; roo ; soo ; too ; voo ; yoo ; zoo ; ... TAVAJJOH : in off faghat baraye ghonche kardane labhaye shoma bood va faghede  hargoone arzeshe digarist



اگه يه وقت احساس کردي توي يه اتاق تنگ و تاريک گير کردي و ديوار اتاق ميره و از اون خون مي چيکه  اصلا نترس چون تو قلب مني



دعاي شب امتحان ...


أللهم أهدا كل شوت و مشنگ لايعلم من دروسها بقدر بز أخفش.


ألذي لايعلم و لايستطيع أن يقراء في ليلة واحدة كل هذه الكتب المخوفة القطورة و الجزوات الزيراكسية.


الذي لا ينفع في الدنيا و الاخرة و في الموضوعات العملگية تغني محل أشتغالنا.


أللهم أنجنا من البليات الذي ينزل علينا ببركة الأساتيد و الأمتحاناتهم الذي يتنزل المعدل تحت خطوط المشروطية.


أللهم نسئلكة اللغو كل الأمتحان و الكوئيز في كل تروم.


ولاتكلنا الي أنفسنا و نمراتنا و محفوظاتنا الذي يجذبتا الي المنجلاب المشروطية.


و أعوذ بك من پروجات. آمين يا كاشف المضطرين في الليالي الامتحانية.




ميگن  قزويني ها  ترتيب  هر  کسي رو ميدن  يه تار موشو  يادگاري  بر ميدارن  خيلي نگرانت شدم آخه موهات خيلي كم شده



به يه ... ميگن چکاره اي؟ ميگه : آدم اطلاعاتي که خودشو لو نميده!!!

ادامه مطلب

نوشته شده در سه شنبه سی ام آبان 1385 توسط دکتر خنده| لينک ثابت |


اينم يه تست مخصوص اقايون

1- با خانومتون دارين از يه مغازه لباسفروش ديدن ميکنيد و ايشون از يه لباس 250000 تومني خوشش مياد؛
الف: زود باهم ميرين داخل مغازه و تمام حقوق يه ماهتو دو دستي تقديم صاحب مغازه ميکني و تا آخر اون ماه بايد غذاهاي طبيعي از قبيل باد و نور و آب و... بخورين.
ب: تا خانوم مياد که اون لباسو نشونت بده خودتو ميزني به کوچه علي چپ، انگار نه انگار که با تو بود ويه جوري با همسرت زود از اون منطقه دور ميشي و تا وقتي اون لباس از مد نيفتاده اون دور و برا آفتابي نميشي.

--------------------

2 با خانومتون رفتين رستوران موقعي که به در رستوران ميرسيد ؛
الف: مثل ذليلا ميپرين جلو و دو دستي در رو براش باز ميکنيد که احتمالا اونايي که دارن از اونجا رد ميشن فکر ميکنن که حضرتعالي پادو تشريشف دارين.
ب: بهش دستور ميدين که هر چه زودتر در رو باز کنه ،اين جمله رو همچين بهش ميگين که نتونه حتي در اين مورد فکر کنه.

-------------------

3 خونتون مهمون دارين ؛
الف: زود پا ميشيد و واسه خنده مهموناتون هم که شده، مثل دست و پا چلفتيا واسه شون چايي ميريزن و ميارين. که شايد چايي اون موقع بريزه رو تون و بقيه شو که خودتون ميدونيد چي مشيه،آره ديگه...
ب: با قيافه کاملا جدي و مردانه(جنم دار) اشاره ميکنيد که خانومتون هر چه زودتر واسه مهمونا و شما چايي بياره.

-------------------

4 يه روز تعطيل باحال؛
الف: با همسرتون ميرين بيرون و اونروز تا آخر شب با هم مثل علاف ها تو خيابون ول ميگردين(واااااااااااااااي جه رمانتيک) و شب گرسنه و تشنه مياين خونه.
ب: بدون توجه به همسرتون، شب قبل از روز تعطيل با دوستاتون قرار ميزارين تا فرداي اونروز برين گردش و کلي حال کنين و اگه همسرتون هم زياد حرف بزنه يکي،دو هفته ميفرستين خونه مامانش اينا.

------------------

5 خانومتون رفته عروسي و شما با دوستاتون تو خونتون دور هم جمع شدين که يه دفعه خانومتون مثل جن بسم ا... وارد اتاق ميشه؛
الف: يهويي خودتونو گم ميکنيد ،به دوستاتون ميگين که اصلا نخندن و حتي با هم صحبت نکنن و زود ميرين پيش خانومتون و با خواهش و تمنا التماس ميکنيد که جلو دوستاتون آبروتونو نبره.
ب:اصلا انگار نه انگار که خانومتون اومده(اصلا وجود نداره)،با دوستاتون قشنگ ميگين و ميخندين و حتي خانومتون جرات نميکنه بياد و به شما سلام بده(خدائيش اين قسمت خيلي حال ميده).

-------------------

6 داريد توي تراس سيگار ميکشيد که خانومتون يهو سر ميرسه؛
الف: خودتونو گم ميکنيد و نميدونيد که سيگارو چيکار کنيد ، شايد هم سيگارو يه دفعه تو کف دستتون خاموش کنيد که اونوقت بايد پول 10 بکس سيگارو بدين براي پانسمان دستتون.
ب: بر ميگردين و با قيافه حق به جانب_ که البته هميشه حق با ما آقايونه_ به خانومتون دستور ميدين که يه ليوان چاي براتون بياره(آخ که چاي بعد از سيگار چه حالي ميده).

------------------

7 امروز قراره مادر زنتون با شونصد نفر از فک و فاميلاش مثل قوم تاتار واسه ناهار بريزن خونتون؛
الف: اونروز رو مرخصي ميگيريد و همش تو خونه ميمونيد که به همسرتون کمک کنيد تا مادر زن محترم و کليه قومش بيان براي قتل وغارت و چپاول... .
ب: ساعت 2 اونروز که خانومتون زنگ زد که کجا موندي... بهش ميگي که امروز سرت شلوغه و رييس گفته که بايد امشب تا ساعت 11 اضافه کار بموني وگرنه اخراجي(اين يکي مطمئنم که جواب ميده).

------------------

8 شما نشستي با منش ات گل ميگي و گل ميشنوي که خانوم محترمتون بدون در زدن داخل ميشن؛
الف:جلو منشيه به تته پته ميفتي و رنگت ميشه درست مثل چغندررررررررر.
ب: خانومتون رو از اتاقتون ميفرستيد بيرون و گوشزد ميکنيد که وقتي ميخاد بياد توبايد در بزنه(راستي اينو بگماااااااا: اين کارو اون وقت ميکنيد که مهريه خانومتون زير 2 تا سکه نيم بهار باشه و برادر زنتون گردن کلفت محله شون نباشه).

-------------------

9 ساعت2:30 نصف شب صداي بچه 4 ماهتون شما رو از خواب بيدار ميکنه و پي ميبريد که آقا پسر گلتون باز دست گل به آب داده؛
الف: زود پا ميشد و در يک حرکت برق آسا جاي بچه رو عوض ميکنيد ، طوري که خانوم محترمتون اصلا نفهمه و حتي يک ثانيه هم خواب شيرينش هدر نره و شما هم تا صبح بوي خوب آقا پسرتون تو مشامتون بمونه
ب: همراه با بچه تون و به صورت هماهنگ با اون شروع به داد زدن ميکنيد و اين کار رو اونقدر ادامه ميدين که بالاخره همسرتون بيدار بشه و همه کارهارو انجام بده_ آقا اصلا اين قسمت ديگه واقعا زنونه ست _ (قابل توجه زن ذليلان محترم)

-------------------

خب ديگه تست تموم شد و اما نتيجه:
الف ها:منفي 2 ب ها: مثبت 2
از مثبت ها منفي ها رو کم کنيد که دو حالت پيش مياد
1- مثبت : ايول بابا توديگه کي هستي ، پسر ميدونستم که ميتوني موفق بشي، يعني توي 1000000% موارد اينجوريه ،اين تست هم براي رو کم کني بعضيا بود.
2- منفي : فکر نکنم احتياج به گفتن باشه، آخه به تو هم ميگن مرد، آبروي هر چي مرده بردي . روتو برم ،حالا خجالت نميشکه واسه من تست هم ميزنه

-----

بچه ها پست بعد منتظر باشين يکي از اقايان مدافع حقوق مردان که اصلا هم با من کل نداره يه تست مخصوص خانمها بذاره

 

ادامه مطلب

نوشته شده در سه شنبه سی ام آبان 1385 توسط دکتر خنده| لينک ثابت |


نصیحت به آقایون!!!

بهترين باش! بهترين دوست اگه نيستي، لااقل بهترين دشمن باش، غمخوارم اگه نيستي، لااقل بزرگترين غمم باش، هرچه هستي بهترين باش، چون بهترين ها هميشه در خاطر مي مانند، پس در خاطرات بدم بهترين باش!

 ---

همیشه عکس همسرتون رو تو ی کیفتون داشته باشید تا هر وقت به مشکلی بر خوردید به اون نگاه کنید و یادتان بیفتد که مشکل بزرگتر و حاد تری هم دارید


هميشه در بچگي دختر ها عاشق عروسكها هستند و پسر ها عاشق مردان غول پيكر ولي نمي دانم چه حكمتي است كه وقتي بزرگ مي شوند دخترها عاشق مردان غول پيكر ميشوند و پسرها عاشق عروسك

ادامه مطلب

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385 توسط دکتر خنده| لينک ثابت |


جوک فلسفی

خشک ميره خيس مياد   سفت ميره تو شل در مياد   بيرنگ ميره تو  قرمز در مياد    سرد ميره تو داغ در مياد 

معرکه است : چاي کيسه اي گلستان..........


                                                 سقراط ميگه : يو نانيا دروغ گو اند

خود سقراط  يو نانيه, پس سقراط دروغ ميگه كه يو نانيا دروغ گو اند 

بنابر اين يو نانيا راست گواند, پس سقراط راست ميگه كه يو نانيا دروغ گو اند,

حالا تو  بگو يونانيا راست گواند  يا دروغ گو ؟ هان؟..


ادامه مطلب

نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان 1385 توسط دکتر خنده| لينک ثابت |


اموزش عسبی کردن دیگران

 

روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن! ﴿اين روش براي افرادي كه غير از ساديسم ، رگه هايي از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد ميشه


سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند


وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين 

 
وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين

کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد

همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين

جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين

روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين

وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين

از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه

در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين

به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين

وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين

وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين

موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين

ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين

بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين

شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين

اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين

وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته

صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين

روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين

وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده

وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود

چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين

بادکنک بچه ها رو بترکونين

مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين

وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد

بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين

کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ﴿اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره

ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين

توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين

هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره

حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين

نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين

دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين

عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين

پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين

با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين

شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين

موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين

توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين

شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين

توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين

توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين

جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين

يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين

توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه

چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين

ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين بزنين ، بعد بهش پس بدين

ادامه مطلب

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385 توسط دکتر خنده| لينک ثابت |


جوک تركی

397- تهرانيه به تركه ميگه: ‌بگو بلوط،‌ تركه ميگه: بلوط. تهرانيه ميگه: كيرم تو گلوت! تركه حسابي بهش بر ميخوره،‌ با خودش ميگه من بايد حال اينو بگيرم. ميره يه هفته فكر ميكنه،‌ هفته بعد مياد به تهرانيه ميگه: بگو شلغم. تهرانيه ميگه:‌ شلغم. تركه ميگه:‌ كيرت تو حلقم!!!

398- تركه داشته با رفيقش رو بوسي ميكرده، رفيقش بهش ميگه،‌ غضنفر چرا گردنت بو ميده؟!‌ تركه ميگه:‌ آخه چند روزه هر كي ميگوزه ميندازه گردن ما!!!

399- قزوينيه ميره خونه يك ميليونره، ‌دويست ميليون نقد مي‌دزده. بعد زنگ ميزنه خونه يارو ميگه: بچه رو بيارين پولارو ببرين!!!


392- يك بابايي يه ماهي تو پاكت دستش بوده، رفيقش ميبيندش، ازش مي‌پرسه: جريان ‌اين ماهيه چيه؟ ميگه: ‌دارم براي شام مي‌برمش خونه. ماهيه ميگه: مرسي من شام خوردم، منو ببر سينما!!!


393- شيره ميخواسته بره مسافرت،‌ خرگوشه رو جاي خودش ميگذاره سلطانِ جنگل. خرگوشه هم روز اول ميگه: ‌برين اون روباه پدرسوخته رو بيارين. ميرن روباهه رو ميارن، هنوز تو نيومده، مي‌توپه بهش كه: پدرسوخته، تو كلاهت كو؟! دستور ميده روباهه رو ببندن به يك درخت،‌ همه حيووناي جنگل بيان يك دور بكنن! دو روز بعد دوباره روباهه رو احضار ميكنه، باز تا مياد تو بهش ميگه: مادرقحبه! تو كلاهت كو؟! باز ميده ببندنش به درخت و همه حيوونا ترتيبشوميدن. ‌ خلاصه چهار پنج روز همينجوري ميگذره، آخر روباهه شاكي ميشه،‌ زنگ ميزنه به موبايل شيره و ميگه بابا اين چه افتضاحيه؟! اين ريختي پيش بره،‌ اين خرگوش تاج و تختت رو به باد ميده. شيره هم زنگ ميزنه به خرگوشه ميگه: بابا،‌ بيخودي كه نبايد به ملت گير بدي! يه گيري بده كه شاكي نشن. خرگوشه ميگه:‌ يعني چي؟ ميگه: مثلا فردا روباهه رو بفرست برات سيگار كِنت بخره. اگه پايه كوتاه خريد بگو چرا بلندشو نخريدي،‌ اگه بلند خريد بگو چرا كوتاهشو نخريدي، بعد هم ترتيبش رو بده! خرگوشه ميگه:‌ خوب، يادگرفتم. فردا باز روباهه رو احضار ميكنه و ميگه برو يك بسته سيگار كنت بخر. روباهه مياد تيزبازي دربياره، ميره هم سيگار پايه بلند مي‌خره هم پايه كوتاه. خلاصه برمي‌گرده تو كاخ، پايه كوتاهه روميده، ميگه: قبله عالم به سلامت! اينم سيگار كنت. خرگوشه زود ميگه: ‌پدرسوخته، من پايه بلندشو مي‌خواستم! روباهه هم درجا دست مي‌كنه بسته پايه بلند رو ميده. خرگوشه ميبينه رودست خورده، ‌پاك شاكي ميشه، ميگه: ‌اصلا كس‌كش تو كلاهت كو؟!!! (فرستنده: 007.5)


394- تركه تو پمپ بنزين داشته سيگار ميكشيده، بهش ميگن: اينجا سيگار نكش. ميگه: هه هه! من جلوي بابام هم سيگار ميكشم!!!


395- تركه تو اتوبوس يه دختره خوشگل رو ميبينه،‌ پياده كه ميشه شماره اتوبوس رو بر ميداره!!!


386- دم دروازه قزوين نوشتن: شورت آهني موجود است! از شهر كه خارج ميشي، نوشتن: آهن پاره خريداريم!


387- يارو بارفيقش ميخواستن دو تا سنجاب ناياب رو از مرز خارج كنن،‌ ميگن:‌ چي كار كنيم نگيرنمون؟ ور ميدارن سنجابا رو ميگذارن تو شورتشون. پاسگاه اولي رو رد ميكنن، دومي روهم رد ميكنن، سومي كه ميرسن، يكيشون سنجابه رو در مياره پرت ميكنه بيرون. پليس هم ميگيرتشون، تو زندان رفيقش بهش ميگه: آخه مادرقحبه! تو كه تا اينجا اومده بودي، يكم ديگه هم صبر ميكردي، از مرز رد شده بوديم.آخه چه مرگت بود يهو سنجابه رو در آوردي؟! يارو ميگه: آخه بابا اين سنجاب سر پاسگاه اول فكركرده بود تخماي من فندقه، سر پاسگاه دوم فكر كرده بود كون من لونشه، به سومي كه رسيديم ميخواست فندقا رو ببره تو لونش!!!


388- از تركه مي‌پرسن: بلدي پيانو بزني؟! ميگه: نه. ولي يه داداش دارم... اونم نه!!!


389- تركه تو مسابقة دو دوپينگ ميكنه،‌ ازقضا آخر ميشه! رفقاش ميپرسن: بابا چرا آخر شدي؟‌ميگه: آخه نميخواستم بهم مشكوك شن!!

390- معلمه داشته پاي تخته مسئله حل مي‌كرده، ‌يهو يكي از ته كلاس ميگه: ميكنمت! يارو به روي خودش نمياره، يكم ميگذره دوباره يكي از ته كلاس ميگه: ميكنمت بچه كوني! باز معلمه به روي خودش نمياره، بار سوم دوباره يكي از ته كلاس همينو ميگه، معلمه تيز بازي درمياره،‌گيرش مياره. شاكي از كلاس، ميرخ بيرون، ميره پيش مديرِ دبيرستان ميگه: بابا اين چه افتضاحي؟! اين چه مدرسه گنديه؟! من دارم سر كلاس رياضي درس ميدم، يك پسره هي ميگه: ميكنمت! مديره مي‌پرسه:‌ يارو لباس سورمه‌اي تنش نبود؟ معلمه ميگه: چرا. مديره ميگه: شلوارش هم سياه بود؟! معلمه ميگه: آره خودشه! مديره ميگه:‌ ببين اين راست ميگه، جداً ميكنه!!!


381- بچه پولداره شب ماشين بابا رو ور ميداره بدون گواهينامه ميزنه بيرون. تو راه يه افسر ترك جلوش رو ميگيره، ميگه: كارت ماشين، گواهينامه. پسره جفت مي‌كنه، ميگه: حالا چه گهي بخورم؟! الان دهنمو ميگاد. ور ميداره يه هزاري ميذاره كف دست يارو. تركه تو تاريكي نگاه ميكنه به هزاري، يه دفعه زرد ميكنه، خبردار واميسه، ميگه: ببخشيد آقاي خميني، تو تاريكي نشناختمتون!!!


382- يك مرغ آمريكايي و يك مرغ ايراني داشتن واسه هم رجز مي‌خوندن، مرغ ايرانيه ميگه: من هر تخمم 30 تومن قيمتشه! مرغ آمريكاييه ميگه: چاييدي! من هر تخمم 40 تومن قيمتشه! ايرانيه ميگه:‌ برو خواهر! ما واسه 10 تومن كون خودمون رو پاره نمي‌كنيم!!!


383- تركه ميره داروخونه ميگه:‌ آقا كاندوم سياه دارين؟! يارو ميگه:‌ چرا سياه؟! ميگه:‌ دوستم مرده ميخوام به زنش تسليت بگم!!!


384- به لره ميگن: ببخشيد شما لريد؟‌ ميگه: نه پس انم؟!


385- تركه مياد تهران،‌ يه دختر خوشگل ميبينه،‌ بهش ميگه:‌ خانم اين دوست دختر كه ميگن شمايين؟!!
376- تركه داشته زنش رو به زور ميكرده تو يخچال، ازش ميپرسن داري چي كار ميكني؟ ميگه: ميخوام فاسد نشه!!!


377- آخونده و عربه و رشتيه سوار هواپيماي لوفتانزا بودن، موقع نهاركه ميشه، يه مهماندار خوشگل براشون غذا مياره. دختره وقتي ميخواسته غذا رو بذاره جلوي آخونده، سينه هاش معلوم ميشه، آخونده ميگه:‌ خدايا به راه راست هدايتش كن! نوبت كشيدن غذاي عربه ميشه ، عربه هم پستوناشو ميبينه، ميگه: خدايا راست شده تو هدايتش كن!! نوبت رشتيه كه ميشه،‌ باز سينه هاي خانم پيدا ميشه، ميگه: خدايا تو راستش كن من هدايتش ميكنم!!!

378- يه كرمه ميره بدنسازي كير ميشه! (آخه بدن سازي بسته بوده!!!)


379- رفيق رشتيه داشته نصيحتش مي‌كرده كه كه بابا اين زن تو ديگه گندشو درآورده، هر روز دم خوننتون ملت بيست متر صف كشيدن برن اينو بكنن! بابا ديگه بايد طلاقش بدي. رشتيه ميگه: اووو! طلاقش بدم خودم برم ته صف؟!!


380- زن تركه داشته تو خيابون ميرفته، دكمه روپوشش باز بوده، يك پستونش هم مثل آفتاب درخشان بيرون! يارو حزبله مياد بهش ميگه: زنيكه جنده! درست كن لباستو! زنه نگاه ميكنه به روپوشش، ميز‌نه تو سرش ميگه: اِوا خدا مرگم بده! باز بچه رو تو اتوبوس جا گذاشتم!!!

371- زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس جنده خانه بگوييد: پايگاه داده ها!!!


372- سركلاس روانشناسي، استاد داشته ميگفته كه دخترا از بچگي وقتي مي‌بينن كه يه چيزي از پسرا كمتر دارن احساس كمبود ميكنن و اين مسئله باعث افسردگي در اونها ميشه! يكي از پسرا پاميشه ميگه: استاد، ايني كه ما داريم هم آخرش مال اوناست، فقط خرحماليش افتاده گردنِ ما!!!


373- تركه و رشتيه و عربه نشسته بودن تو قايق و كيراشون رو انداخته بودن تو آب، رشتيه ميگه: عجب آب سرديه! تركه ميگه: عمقش هم زياده!! عربه ميگه: ولك زمينش هم نفت داره!!!


374- رشتيه ميره نجاري ميگه:‌آقا يه كمد براي ما بساز كه اين اصغرآقا توش نباشه!!!


375- يه بابايي ميميره ميره اون دنيا. اونجا هر چي حساب كتاب ميكنن، ميبينن اين يارو كاراي خوب و بدش ميزونِ ميزونه و نه ميشه فرستادش جهنم،‌ نه ميشه فرستادش بهشت. ميرن پيش خدا،‌ ميگن چيكار كنيم؟‌خدا بهشون ميگه: ‌اشتباه ميكنين، من بنده خودم رو ميشناسم، يه بار ديگه حساب كنين. خلاصه اونقدر ميگردن،‌ تا بالاخره گوشه پروندش يه پنجاه تومني پيدا ميكنن، كه يارو يك بار داده بوده به گدا، سرهمون ميفرستنش بهشت. يارو ميره بهشت، روز اول ميگه:‌ كجاست اون ميوه هاي بهشتي؟! درجا يك فرشته ظاهر ميشه، مي‌بردش دم ميوه‌ها، ياروكلي حال ميكنه. روز دوم ميگه:‌ كجاست اون نهرهاي شراب؟! باز يك فرشته ظاهر ميشه ميبردش دم نهرهاي شراب، خلاصه يارو يك روز هم اينجوري حال ميكنه،‌ روز سوم ميگه: خوب راستي اين حوري هاي بهشتي كجان ما يه حالي بكنيم؟! يه دفعه يه صدايي مياد: مرتيكه! پنجاه تومن دادي ميخواي كس هم بكني؟!!


366- رشتيه عروسي مي‌كنه، شب اول با خانوم ميرن تو حجله. فردا رفقا ازش مي‌پرسن، خوب چطور بود؟ حال داد؟! ميگه:‌ اَووو! نخير، كار يه شب و دو شب و يه نفر دو نفر نيست!!!


367- به عربه ميگن با پستو جمله بساز، ميگه كيرم تو دهنت! ميگن: بابا اين پستوش كجا بود؟! ميگه: ‌پس تو كس ننت!!!


368- خبر نگاره نظر تركه رو درباره سيگار ميپرسه، تركه ميگه:‌ به نظر من سيگار پدر سلامتيه! خبرنگاره ميگه:‌ چطور آقا؟ دليل شما چيه؟! تركه ميگه:‌ آخه مادر سلامتي رو ميگاد!!!


369- تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره!!

370- به تركه ميگن خيلي آقايي. ميگه: ما بيشتر!!!


361- تركه ميره ماهيگيري به جاي طعمه كير ميبنده به قلابش، پري دريايي شكار ميكنه!!!


362- تركه چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: ‌دو تا آرزو بكن. تركه ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، تركه يكم ميخوره ميگه: ‌به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده!!!

363- يه روز سه نفر داشتن از كون گشاد بازيا شون حرف مي زدن، اولي ميگه: من يه بار رفتم دستشويي ديدم خيلي طول كشيد همون جا خوابيدم تا صبح! دومي ميگه: من يه بار تو خيابون خوابم گرفت همون جا اون قدر خوابيدم تا بچه هام اومدن بردنم خونه! سومي ميگه: اينا كه چيزي نيست، من يه بار رفتم سينما فيلم كمدي ولي همش گريه كردم. دوستاش ميپرسن: چرا؟ ميگه: چون همون اول كه نشستم خايه‌هام رفت زير كونم تا آخر حوصله نكردم از روشون پاشم!!!


364- دو تا هزارپا عروسي مي كنند، آخرشب عروس و داماد رو مي‌فرستند تو حجله. يك سه چهارساعتي مي‌گذره، ملت مي‌بينند خبري نشد. مادر عروس ميره از پشت در مي‌پرسه، بابا داريد چي‌كار مي‌كنيد؟! چقدر طولش مي‌ديد؟! داماده با صداي خسته و كوفته ميگه: خانوم اين دختر شما پدر منو دراورده!‌ مادردختره مي‌پرسه: يعني چي؟! مگه چي‌كار كرده؟ داماده ميگه: بابا هرچي ازش مي‌پرسم نميگه كسش لاي كدوم پاشه!!


365- جاهله ميره دستشويي وقتي مياد بيرون رفيقاش ميبينن در كونش خونيه، ميگن:‌ چي شده؟! ميگه:‌ جاكش صداشو براي من بلند ميكنه!!!


356- تركه ميخواسته بياد تهران، ميره ترمينال از يه راننده ميپرسه آقا بليط تهران چند؟ رانندهه ميگه: اگه جلو بشيني 1000 تومن وسط 800 تومن رو بوفه 500 تومن، بعد ميخواد يكم يارو رو سر كار بذاره، ميگه:‌ اگه دنبال اتوبوس هم بدويي 300 تومن! تركه يك نگاهب به كيف پولش مي‌كنه، ميگه: خوبه دنبالش ميدوم! خلاصه 300 تومن ميده‌ و بسم‌الله شروع مي‌كنه دنبال اتوبوس دويدن. نزديكاي غروب اتوبوس داشته از نزديكاي كرج رد ميشده،‌ رانندهه ميبينه تركه هي داره از عقب اشاره ميكنه، شاگردش ميگه:‌ بابا خوارش گاييده شد! نگه دار سوار شه. هوا داره تاريك ميشه سختشه، بيچاره 300 تومن هم كه داده. راننده هم نگه ميداره تركه نفس نفس زنان و شاكي مياد جلو ميگه: ‌اينجا كرج بود؟ راننده ميگه:‌ آره. تركه ميگه:‌ خوب مرتيكه خر چرا هر چي علامت ميدم نگه نميداري؟! من ميخواستم كرج پياده شم!!! خنديدم كه شاشيدم به خودم!! خيلي حال داد!

357- قزوينيه داشته تو حموم بچشو ميكرده، بچهه هي داد و بيداد ميكرده: آااي بابايي نكن! درد ميكنه!... آخ..آاااي جر خوردم! قزوينيه شاكي ميشه، ميگه:‌ چه خبرته كره خر؟! مگه ما خودمون بچه نبوديم؟!!!

358- يك بابايي چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد، از قضا اين يكي غولش ترك بوده. غوله ميگه: يه آرزو بكن. يارو ميگه: يه كاري كن كه كيرم اونقدر درازشه كه وقتي راه ميرم رو زمين كشيده شه! غوله هم ميزنه جفت پاهاشو قطع ميكنه!!

359- تركه ميره عربستان، يه روز براش يه كار خير پيش مياد(!) ميخواد يه كاندوم بخره، ولي يك كلوم هم عربي بلد نبوده. خلاصه ميره داروخونه، كيرش رو در مياره ميگذاره رو ميز، پولم در مياره ميذاره كنارش. عربه هم فكر ميكنه شرط بنديه، كيرش رو ميندازه رو ميز و پولا رو برميداره!!!
. قزوينيه ميگه: كونه؟! يارو ميگه: ‌نه آقا، اين حرفها چيه. ميپرسه:‌ سفيده؟ يارو ميگه: بله. ميگه:‌ ‌بالام‌جان كونه؟! يارو ميگه: نه جانم، كون نيست! قزوينيه مي‌پرسه: وسطش چاك داره؟! يارو ميگه:‌ آره. ميگه:‌آهااا! فهميديم..بالام جان كونه؟! يارو ميگه:‌ باباجان من كه گفتم نه! كون نيست! قزوينيه ميگه:‌ سوراخ داره؟! يارو ميگه: ‌نه. قزوينيه ميگه:اَاا... بالام جان اين چه كونيه كه سوراخ نداره؟!!!


351- بچهه داشته با اتوبوسش بازي ميكرده، هي ميگفته:‌ قام قام... ايستگاه اول، كونيا درجلو، جنده‌ها در عقب! ...قام قام... ايستگاه دوم، جاكشا در جلو،‌كس‌كشا در عقب!! مامانش شاكي ميشه،‌ ميگه بي ادب اين چيزا چيه ميگي؟! يقه بچهه رو ميگيره ميبره تو انباري زندانيش ميكنه. بعد از سه ساعت مياد بهش ميگه: آدم شدي؟! بچه ميگه:‌ آره، ميگه: خوب حالا برو مثل بچه آدم بازي كن. بچه هم ميره اتوبوسش رو بر ميداره ميگه:‌... قام قام...ايستگاه سوم، زن قحبه‌ها در جلو، مادرقحبه‌ها در عقب...اون جاكش‌هايي هم كه ميگن چرا اتوبوس سه ساعت تاخير داره، برن ازون زنيكه جنده‌اي كه تو آشپزخونه واستاده بپرسن!!!

352- از زن رشتيه مي‌پرسن: ‌شما موقع عشق‌بازي با شوهرتون صحبت مي‌كنيد؟ ميگه: اگه زنگ بزنه، خوب آره!!!

353- عربه سه تا خايه داشته، ميره پيش لره، ميخواسته يكم پز بده، ميگه: ما دو تا روي هم پنج تا خايه داريم! لره ميگه:اَ... ‌يعني تو يه خايه داري؟!!!

354- عربه ميخواسته جلق بزنه به كيرش آب صابون ميماله باهاش زمينو تي ميكشه!!!

355- زن قزوينيه ميره دادگاه ميگه:‌ آقاي قاضي ديگه خسته شدم. ميخوام طلاق بگيرم. اين هر شب منو از كون ميكنه! قاضي ميگه:‌ خواهر اين كه خيلي مهم نيست، شما بيخودي زندگيت رو سر هيچ و پوچ نابود نكن! زنه ميگه: آخه آقاي قاضي، روزي كه من اومدم خونه اين، سوراخم اندازه يه دو ريالي بود حالا اندازه يه دو تومني شده! قاضيه ميگه: اي بابا، آدم كه واسه هيجده
ريال زندگيش رو به هم نميزنه!!!


346- از تركه ميپرسن: زنتو چقدر مهر كردي؟! ميگه:‌ والله مهر رويادم نمياد ولي آبان و آذر زياد كردم!!


347- آمريكاييه داشته تو رودخونه غرق ميشده،‌ هي داد ميزدهhelp me, hellllp:! تركه از اونجا رد ميشده ميگه:‌ احمق جون اگه جاي كلاس زبان كلاس شنا رفته بودي الان غرق نميشدي!!!


348- تركه سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: ‌اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم!!!

349- تمساحه ميره گدايي،‌ ميگه:‌به من بدبختِ مارمولك كمك كنيد!!!

350- تركه ميميره، اون دنيا هر چي حساب ميكنن، مي‌بينن كاراي خوب و بدش برابره. از خدا ميپرسن چي كار كنيم؟ ميگه: ببرين بهشت و جهنم رو بهش نشون بدين، خودش هر كدوم رو خواست انتخاب كنه. تركه ميره ميبينه تو بهشت يه چند تا آخوند نشستن دارن تسبيح ميندازن و صلوات ميفرستن. بعد ميره جهنم ميبينه، همه جا تاريكه، تو آسمون يك عالمه ستاره دارن حركت مي‌كنن. ميگه:‌ ما اون دنيا كه همش پيش آخوندا بوديم، ديگه اين دنيا حوصلشون رو نداريم!‌ همين جهنم بهتره!! خلاصه ميره جهنم. همين كه اساسش وتحويل ميگيره و وارد جهنم ميشه،‌ يه دفعه يه اژدها مياد تخماشو مي خوره، يكي مياد چوب تو كونش ميكنه و... خلاصه دهنش رو ميگان. تركه شاكي ميشه ميگه:‌ خدايا اون وقت كه من جهنم رو ديدم اينجوري نبود! اين چه وضعشه؟! خدا ميگه:‌ بنده نادان! اون وقت كه تو اومدي،‌ مدتي بود با بهشت و جهنم كار نكرده بوديم، رفته بود رو screen saver!!!

341- تركه ميره داروخونه مي‌خواسته كاندوم بخره، روش نميشده. آخر كيرش رو درمياره مي‌گذاره رو پيشخون، ميگه: خانوم قربون محبتت! ‌اينو واسه ما جلدش كن!!!

342- قزوينيه رو با كيرِ له‌ولورده و درب و داغون مي‌برن اورژانس. دكتر شيفت ازش مي‌پرسه:‌ بابا چه بلايي سر خودت آوردي؟! قزوينيه با حال زار ميگه: بالام جان، مگه من اون مادر قحبه‌اي كه رو ديوار عكس كان

343- قزوينيه حوصلش سرميره، ‌زنگ مي‌زنه كون‌كلوپ(!) يك كون سفارش ميده!! بعد از بيست دقيقه درِ خونش رو مي‌زنن، ميره از چشمي نگاه مي‌كنه مي‌بينه يك يارو غول بيابوني با تريپ خلافي پشت در واستاده! قزوينيه مي‌پرسه: ‌بالام جان با كي كار داري؟ يارو با صداي كلف ميگه: مارو از كون‌كلوپ فرستادن!! قزونيه زود درو قفل مي‌كنه،‌ زنگ مي‌زنه كون‌كلوپ ميگه:‌ بالام جان اين كوني كه فرستاديد، تفهيم نكرديد كه اومده كون بده يا كون بكونه؟!!!


344- تركه تو تاكسي نشسته بوده،‌ از بغليش ميپرسه:‌ ببخشيدآقا ساعت چنده؟ يارو ميگه:‌ ساعت دو و ربع. تركه ميگه:‌ آخ جون! يه ساعت ديگه ميرسم خونه شورت خانم رو در ميارم،‌ چه حالي ميده! يارو يه نگاه به تركه ميكنه،‌ هيچي نميگه. بعد از يك مدت باز تركه ميپرسه: ببخشيد ساعت چنده؟ يارو ميگه:‌ دو و نيم. تركه ميگه:‌ آخ جون! سه ربع ديگه ميرسم خونه، شورت خانم رو در ميارم،‌ چه حالي ميده! باز يارو يكم چپ‌چپ تركه رو نگاه ميكنه ولي چيزي نميگه. دوباره بعد يه مدت تركه ساعت مي‌پرسه، مرده ميگه: يك ربع به سه. تركه دادمي‌زنه: ايول!‌ جونمي!‌ نيم ساعت ديگه مي‌رسم خوه،‌شرت خانم رو درميارم،‌آي حال ميده!! مرده شاكي ميشه ميگه:‌ آقا اين چرت و پرتا چيه ميگي؟! زشته، قباحت داره، زن و بچه اينجا نشستن. تركه برميگرده ميگه: آقا چرت و پرت نيست، من صبح عجله داشتم اشتباهي شورت خانم رو پوشيدم!!!


345- يارو به عربه ميگه:‌ بگو يك. عربه ميگه:‌ يك،‌ يارو ميگه:‌ سَرشو بمك! عربه حالش گرفته ميشه، ميره كلي فكر ميكنه روز بعدش مياد به يارو ميگه:‌ بگو دو. يارو ميگه: دو، عربه ميگه:‌ سرش رو بمك! يارو ميگه:‌ بابا اينكه نمياد. عربه ميگه:‌ تو بمك، مياد!!!


336- معلمه سر كلاس ميپرسه:‌ كي ميدونه قرص وياگرا چيه؟! پسر رشتيه ميگه: قرص ضد اسحاله! معلمه ميگه: چه ربطي داره؟! بچه ميگه:‌ آخه هر شب مامانم به بابام ميگه:‌ بخور اينو بلكه اون گهت سفت شه!!!

337- چرا مهمانداران هواپيما رو از زنهاي خوشگل انتخاب ميكنن؟! كه هواپيما زودتر بلند شه!!!


338- به تركه ميگن با ترجمه جمله بساز، ميگه:‌ انتر جمعه كجا بودي؟!


339- تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه:‌ بايد خيلي برم؟!!!


340- تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه:‌ بايد خيلي برم؟!!!

331- به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!!!

332- تركه رفته بوده تهران دنبال نوش كه واسه تعطيلات ببردش تبريز. تو راه پسره اشاره ميكنه به چندتا گوسفند، ميگه: ببعي!‌ ببعي! تركه برمي‌گرده بهش ميگه: ببين اصغرجان! ما داريم ميريم تبريز، اونجا همه مردن!‌ تو هم ديگه بزرگ شدي، بايد مثل مرداي گنده حرف بزني! اينا گوسفندند، گوسفند. يكم مي‌گذره،‌ پسره اشاره مي‌كنه به يك قطار ميگه: دودوچي‌چي! تركه باز ميگه:‌اصغرجان! تو ديگه بزرگ شدي بابا!‌ بايد مثل آدم بزرگا حرف بزني، اين اسمش قطاره. بالاخره ميرسن تبريز، سرشام تركه از نوش مي‌پرسه: اصغرجان، ديروز تو مهدِكودك چي‌كار كرديد؟ اصغر ميگه: قصه گوش كرديم. تركه مي‌پرسه: قصه چي؟ اصغر ياد نصيحت تركه ميافته ميگه: قصه روباهِ جا‌كش و كلاغِ كس‌خل!!!

333- رشتيه به زنش ميگه: خانم جان دوست داشتي مرد بودي؟ زنه ميگه: نه، دوست داشتم تومرد بودي!!


334- قزوينيه زن ميگيره، شب عروسي برادره زنه بهش ميگن: ببين آبجي! اگه اين يه شب به تو گفت برگرد، بيا به داشت بگو تا دهنش رو سرويس كنم! زنه هم ميگه باشه و ميره سرِ خونه زندگيش. بعد از سه سال، يك روز زنه شاكي مياد پيش برادراش ميگه: آقا داداش،‌ اين بي‌غيرت ديشب به من گفت برگردم! يارو برادره خيلي شاكي ميشه، قمه به دست مياد سراغ قزوينيه، ميگه: مرتيكه بي ناموس! حالا به آبجي ما ميگي برگرده؟! قزوينيه ميگه: بالام‌جان يعني ما بعد از سه سال حق نداريم بچه دار شيم؟!!!

335- يارو زنه زبونش مي‌گرفته، ميره سبزي‌فروشي مي‌خواسته نارنگي بخره،‌ ميگه: بي‌دحمت ليم كيلو لالنگي بدين! يارو هم شاگردش رو صدا مي‌كنه، ميگه: اوهوي حسني!‌ نيم كيلو خيار بده خانم!!!

326- تركه ميشينه سر كوچه، كوچه ميره تو كونش!!!

327- به عربه مي‌گن با ماهيچه جمله بساز، ميگه: ولك كير خر درمقابل كيرِما هيچه!!

328- معلمه ميره سر كلاس ميگه بچه ها يه مسئله ميدم حل كنيد: پرتقال فروشي 10 كيلو پرتقال خريد به قيمت هركيلو 250 تومان، بعد از 5 روز، 3 كيلو از پرتقالها پوسيدند، 2 كيلو را دزد برد و 5 كيلوي باقي مانده را هم به عبارت هركيلو 100 تومان بفروش رساند، خوب حالا من چند سالمه؟!! يكي از بچه ها سريع پاميشه ميگه:‌ آقا چهل سال! معلمه پشماش ميريزه، ميگه: تخم سگ از كجا فهميدي؟! بچهه ميگه: آخه آقا ما يه نوكر داريم، نيمه كس خله، اون بيست سالشه. شما هم كه كاملاً كس خلين، پس چهل سالتونه!!!


329- تركه دوتا دزد مي‌گيره، زنگ مي‌زنه به 220!!!


330- تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته:‌ سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، مي‌پرسه: ببخشيد قربان، مي‌تونم بپرسم داريد چيكار مي‌كنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش مي‌كنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!!!

321- يارو كيرش خيلي كوچيك بوده ميره پيش دكتر، ميگه : آقاي دكتر دستم به دامنت، چند روز ديگه عروسي منه يك كاري بكن اين كير ما يه خورده گنده بشه شرمنده زنمون نشيم! دكتره دارو مينويسه ميده دست يارو . تو همين لحظه يكي ديگه مياد تو ميگه: آقاي دكتر اين كير ما خيلي گنده‌اس، پدر مارو درآورده! يه دارويي بده يه خورده كوچيكتر بشه! دكتره نسخه اينيكي رو هم مي‌نويسه. از قضا تو داروخانه داروهاي اين دو تا اشتباه ميشه! فرداش اون باباي كه كيرش كوچيك بود مياد پيش دكتره و داد مي‌زنه: مرتيكه عوضي! يه ذره كير داشتيم اونهم از دست رفت! دكتره ميپرسه: اي بابا! حالا اون يكي مريضه كجاست؟ يارو ميگه:‍ پايين داره عقب جلو ميكنه بياد مادرتو بگاد!!!


322- عربه ميره داروخونه ميگه:‌ ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه: ‌نه. دوباره فردا مياد ميگه: ولك هزار تا ميخ داري؟! باز يارو ميگه: نه برادر، ‌اينجا داروخونس، ميخ فروشي كه نيست! هي چند روز اين اتفاق ميفته، يارو با خودش ميگه:‌ بگذار برم هزار تا ميخ بخرم‌،‌ يه سود حسابي بكنم. فرداش دوباره عربه مياد ميگه:‌ ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه:‌ آره، 3 تا كارتون ميخ مي‌گذاره جلو عربه..عربه يك نگاه مي‌:نه ميگه: :‌اََاَ....ه!! ولك توچقدر ميخ داري!!!

323- اردبيل زلزله مياد،‌ تركه زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!!!


324- از تركه ميپرسن آرزوت چيه؟ ميگه:‌ كاشكي تبريز پايتخت بود! ميگن: چرا؟! ميگه: آخه اون وقت به ماميگفتن بچه تهرون!!!


325- جاهله بعد از چهل سال مي‌خواسته زن بگيره،‌ ميره پيشه مادرش ميگه: ننه ميري برام خواستگاري؟! مادرش كلي خوشحال ميشه كه پسرش ديگه مي‌خواد دست از الواتي برداره و بره سر خونه زندگي، ميگه: بعله كه ميرم عزيزم! خودت‌ كسي رو سراغ داري؟ جاهله ميگه: كسِ خاصي رو كه نه، ولي من مي‌خوام عيالم عينهو ماه باشه! مادرش ميگه: خودم برات آستين مي‌زنم بالا،‌يك زن ي‌گيرم به خوشگليِ ماه!‌ جاهله ميگه: ‌نگرفتي ننه!‌ من مي خوام عيالم عينهو ماه، شب بياد خونه من صبح بره خونه ننش!!!


316- تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!!!
(
317- سه نفر مي‌خواستن حكم بازي كنن، يك پا كم داشتن. يكيشون ميگه: اصغرجون قربون دستت،‌ ببين كسي رو سر كوچه گير مياري؟ اصغر از پنجره يك نگاه ميندازه تو كوچه،‌ مي‌بينه يك بابايي واستاده سر چهار راه، دستش رو هم كرده تو جيب شلوارش، داره واسه خودش سوت مي‌زنه. اصغر از همون بالا داد مي‌زنه: آقا! بازي ميكني؟!! يارو هول ميشه،‌ ميگه:‌ نه به خدا،‌ دارم تنمو مي‌خارونم!!!


318- تركه ساندويچ‌فروشي داشته، ‌يك روز يك بابايي مياد ميگه: ‌قربون يك ككتل بده، ‌فقط بي‌زحمت توش گوجه نگذار. تركه ميگه: آقا امروز گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟!!

319- يه بابايي نقص فني داشته با زنش ميره د?تر، د?تره مي‌بينه اين وضعش خيلي خرابه، برميداره يه گوني وايگرا براش مينويسه ?ه به اين زوديا بر نگرده! يارو شب اول يه دونه ميخوره، تا صبح حال مي?نه، شب دوم دو تا ميخوره ديگه مثل خر حال مي‌?نه! روز سوم تموم گوني رو خالي مي?نه تو آبگوشت تا ته ميخوره، بعد از يه ساعت ميافته ميميره! روز اول زنش ميره سر قبرش، ميبينه ?يرش يه وجب از خا? زده بيرون، فوري با چاقو مي‌برتش ?ه آبروريزي نشه. شب هفتش ميبينه معاملة آقا قدر يه چنار زده بيرون! خلاصه آخر نبش قبر مي?نن،‌طرف رو سر و ته ميزارن ?ه خيالشون راحت بشه! بعد از ي? سال راديو آمري?ا اعلام مي?نه: ايران به آمري?ا ?ير زد !

320- قزوينيه داشته از ميدون انقلاب رد ميشده، مي‌بينه از پنجره طبقه سوم يه خونه يه ?ونِ سفيد و تپل? زده بيرون! خلاصه ميره زنگ ميزنه ميگه: بالام جان، مام همشهر? هستيم، هوام گرمه، اين درو بزن بيايم بالا بالاخره صواب داره! يارو ميگه: برو بالام جان خدا روزيتو جاي ديگه بده!‌ ما خودمان اينجا 5 نفريم، ?انِ بچه داغ ?ردست گزاشتيم خون? شود!!!



311- رشتيه وسط خيابون گوش پسرش رو گرفته بوده، داشته دخترش رو بدجوري مي‌كرده! ملت جمع ميشن ميگن:‌ بابا چي كار ميكني؟! زشته، واسه چي داري دخترت رو ميكني؟! يارو ميگه:‌ پسري كه درس نخونه بايد خوارشو گاييد!!!

312- تركه مهم ميشه زيرش خط ميكشن، تو امتحان مياد!!!

313- از يه تركه ميپرسن نظرت در باره جلق زدن چيه؟! ميگه:‌ خوبه، فقط اگر ميشه مسوولين يكم زمانش رو بيشتر كنن!!!

314- تركه با هواپيما داشته ميرفته مسكو، نزديك فرودگاه خلبان ميگه‌: مسافرين عزيز، اينجا فرودگاه مسكوس. تركه با خودش ميگه: جل‌الخالق! كُس‌مُس شنيده بوديم، ولي مُس‌كُس ديگه نشنيده بوديم!!!


315- تركه وزير مخابرات ميشه بعد از يه هفته مخابرات ورشكسته ميشه! از طرف دولت هيئتِ تحقيق تشكيل‌ميدن، مي‌بينن براي رفاه حال جامعه ورداشته همه گوشي‌هاي ‌تلفناي همگاني رو بيسيم كرده!!!


306- قزوينيه مي‌ميره، پسرش مي‌بينه وصيت كرده قبرشو شيب دار بسازن! چند وقت بعد قزوينيه مياد به خواب پسرش، پسره مي‌پرسه: بابا جريان اين قبر شيب دار چيه؟ قزوينيه ميگه: بالام‌جان، تا بچه‌ها بيان روش سر بخورن!!

307- به تركه ميگن چند تا بچه داري ؟ ميگه 2 تا . مي‌پرسن: كدومش بزرگتره؟ ميگه: خوب اوليش!

308- تركه ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!!


309- بابا بزرگه داشته به بچش نخودچي كشمش ميداده،‌ بهش ميگه: بابا جون بخور كه دودولت بزرگ شه! مادر بزرگه از اون اتاق ميشنوه ميگه: حاج آقا قربونت ، يكم هم خودت بخور!!

310- قزوينيه يه بچه خوشگل مهمونش بوده، هي ميخواسته بكندش ولي نميدونسته چطور حاليش كنه. تو همين احوال، يكي در مي‌زنه. قزوينيه ميره دم در بعد از يه مدتي شاكي بر ميگرده،‌ پسره ميگه:‌ چي شده؟! قزوينيه ميگه:‌ هيچي اين پسر همسايه بود،‌ ميگفت:‌ بابام گفته يه كاسه تف بدين،‌ مهمون داريم ميخوايم بكنيمش! مي‌بيني بالام جان چه مردم بي ملاحظه‌اين؟! نميگن ما خودمون هم مهمون داريم!!!
306- قزوينيه مي‌ميره، پسرش مي‌بينه وصيت كرده قبرشو شيب دار بسازن! چند وقت بعد قزوينيه مياد به خواب پسرش، پسره مي‌پرسه: بابا جريان اين قبر شيب دار چيه؟ قزوينيه ميگه: بالام‌جان، تا بچه‌ها بيان روش سر بخورن!!

307- به تركه ميگن چند تا بچه داري ؟ ميگه 2 تا . مي‌پرسن: كدومش بزرگتره؟ ميگه: خوب اوليش!‌

308- تركه ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!!

309- بابا بزرگه داشته به بچش نخودچي كشمش ميداده،‌ بهش ميگه: بابا جون بخور كه دودولت بزرگ شه! مادر بزرگه از اون اتاق ميشنوه ميگه: حاج آقا قربونت ، يكم هم خودت بخور!!

310- قزوينيه يه بچه خوشگل مهمونش بوده، هي ميخواسته بكندش ولي نميدونسته چطور حاليش كنه. تو همين احوال، يكي در مي‌زنه. قزوينيه ميره دم در بعد از يه مدتي شاكي بر ميگرده،‌ پسره ميگه:‌ چي شده؟! قزوينيه ميگه:‌ هيچي اين پسر همسايه بود،‌ ميگفت:‌ بابام گفته يه كاسه تف بدين،‌ مهمون داريم ميخوايم بكنيمش! مي‌بيني بالام جان چه مردم بي ملاحظه‌اين؟! نميگن ما خودمون هم مهمون داريم!!!

301- به عملهه ميگن با آجر جمله بساز، ميگه با آجر كه جمله نميسازن،‌ ديوار ميسازن!!

302- از لره مي‌پرسن: ببخشيد لهجه شما چجوريه؟ ميگه: ببين عين لهجه فارسي مي‌مونه، ‌فقط بايد بريني توش!!

303- به تركه ميگن با خرچنگ جمله بساز، ميگه:‌ كره خر چنگ نزن!

304- خبرنگاره ميره جبهه جنگ گزارش تهيه كنه، يك تركه رو گير مياره ازش ميپرسه: برادر شما اينجا چيكار ميكنين؟ تركه ميگه: زرشك پاك ميكنيم! خبرنگار مي‌پرسه: پس تو كار آشپزخونه‌ايد؟ تركه ميگه: نه بابا! اينجا يك تابلوهايي زدن روش نوشتن: كربلا ما داريم مياييم، زير اين تابلوها ملت مي‌نويسن زرشك! ما اونها رو پاك ميكنيم!! خبرنگار ميگه :كــــــات! آقا درست جواب بده! بابا پخش مستقيمه! دوباره ميپرسه: شما اينجا امداد غيبي هم دارين؟! تركه ميگه: بله، هر از چند وقتي يك توپي، خمپاره‌اي مياد ميافته توي سنگر، هفت هشت نفر غيب ميشن! خبرنگار داد مي‌زنه: كــــــــــــات! بابا اين چه وضعشه! درست جواب بده. تركه ميگه: آخه شما ميپرسي، من هم جواب ميدم ديگه! يارو ميپرسه: برادر شما اينجا ايثار هم ميكنين؟ تركه ميگه: والله عيسي رو نه ولي يه موسي داريم همه ميكنن!!!

ادامه مطلب

نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور 1385 توسط دکتر خنده| لينک ثابت |


جوک

1- تركه ميميره، باباش رضايت نميده!!

2- يارو ازون تيمسار كس‌خلاي تير بوده، يك روز كلة سحر مياد پادگان به اولين نفري كه ميرسه، داد ميزنه: سرگرد! من ديشب زنمو كردم! انجام وظيفه بود يا بيگاري؟!! سرگرده جفت ميكنه، با خودش ميگه باز اين ميخواد يك چيزي از دهن ما بكشه بيرون بدبختمون كنه. خلاصه با تته پته ميگه: چه‌چه عرض كنم قربان. تيمساره شاكي ميشه، ميگه: خاك بر سر احمقت كنند! ميره يكم جلوتر، يك گروهبانه رو ميبينه، باز همون سؤالو ميپرسه، گروهبانه بدبخت هم يكم من و من ميكنه، چيزي نميگه و فحشش رو ميخوره. تيمساره شاكي‌تر ميشه، ميره يكم جلوتر ميبينه يك سرباز صفر داره جارو ميكشه، ميره جلو ميگه: سرباز! من ديشب خانوم رو كردم. انجام وظيفه بوده يا بيگاري؟! سربازه (كه از قضا لابد ترك هم بوده!) خيلي مطمئن ميگه: انجام وظيفه بوده قربان! تيمساره كف ميكنه، ميگه: واسه چي انجام وظيفه؟! تركه ميگه: آخه اگه بيگاري بود ميداديد ما بكنيم!!!

3- تركه ميرسه سر يك صحنة تصادف، از يكي ميپرسه: ببخشيد قربان، اينجا چه خبره؟ يارو هم ميگه: هيچي آقا، اين بدبخت گوزپيچ شده!! تركه ميره تو فكر، بعد يك مدت يك بنده خداي ديگه مياد از تركه ميپرسه: ببخشيد اينجا چي شده؟ تركه ميگه: ايلده منم خوب نفهميدم، نميدونم اين بابا پيچيديه گوزيده، گوزيده پيچيده، سر پيچ گوزيده؟!!!

4- به تركه ميگن با سي‌دي جمله بساز، ميگه: چُسيدي!!

5- عربه زنشو واسه زايمان بچة هفتم برده بوده بيمارستان، بعد از يك مدت يك پرستار مياد، آروم بهش ميگه: يك خبر بدي براتون دارم. متاسفانه بچه عقب افتاد‌ه‌ست. عربه ميگه: ولك خودشو ناراحت كن! شيش تاشون از جلو افتادن هيچ گهي نشدن، بگذار اين هفتمي از عقب بيافته شايد يك گهي شد!!


6- تو قزوين داشتن درمورد انتخابات مجلس گزارش تهيه ميكردن، يارو گزارشگره از يك پير مردِ بازاري ميپرسه: به نظر شما با صلاحيت‌ترين كانديد اين دوره كيه؟ حاج آقا ميگه: بالام جان اين روزا هر علف بچه‌اي مدعيه كه كان ديده، ولي الله وكيلي هيشكي تو كل قزوين قدر اين حسين آقا آمپول زن كان نديده!!!

7- لره داروخونه داشته، يك روز جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسك‌كش جديد چيه؟ اين خونة ما رو سوسك سر گرفته. لره ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد. هر سوسك رو كه گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن!! يارو كف ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا مي‌كشيمشون! لره ميره تو فكر، بعد يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم مِشِه!!!

8- از اصفهانيه ميپرسن: ميدوني فرق شرتهاي قديم با شرتهاي جديد چيه؟ميگه: قديما بايد شُرتو ميزدي كنار تا كونو ببيني، اين روزا بايد كونو بزني كنار تا شُرتو ببيني!!!


9- از تركه ميپرسن: مساحت ايران چقدره؟ ميگه: 1648192 متر مكعب!! ميگن: خنگ خدا، آخه چرا متر مكعب؟! تركه ميگه: آخه بعد انقلاب به ارتفاع يك متر ريده شده توش!!!


10- تو پليس راه اتوبان قزوين يك كاميون رو نگه ميدارن، ميبينن شيشة سمت شاگرد بازه يك كون هم ازش بيرونه!! خلاصه ميرن جلو به راننده ميتوپن كه: مرتيكه فلان فلان شده، اين چه وضع افتضاحيه؟!! قزوينيه با تعجب ميگه: كدام وضع بالام جان؟! مامورا شاكي ميشن، ميگن: خودتو به نفهمي نزن!! اين چيه از شيشه اومده بيرون؟!! قزوينيه ميگه: شما هم منو ترسوندين! بالام جان اين كان بچه‌ست، گذاشتم تو راه تگري شه برم قزوين بزنم!!!
11- تركه ميگوزه، دنبال پوكش مي گرده!!

12- از تركه ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟ تركه ميگه: ايلده چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني!!!

13- تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!!!

14- لره داشته با تمام وجود وضو ميگرفته و دستاشو محكم ميكشيده رو هم، ازش ميپرسن: چرا اينقدر محكم وضو ميگيري؟ ميگه: چني آرم وضو ميرم كه هيچ گوزي نتنِه باطلش كنه!!!

15- از تركه ميپرسن: چند تا بچه داري؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده، ميگه: 3 تا!! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اينا كه 4تاست؟ تركه انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: اين بچة همسايمونه، ولي هميشه خونة ماست!!!
16- تركه زنگ ميزنه فلسطين، ميبينه اشغاله!!!

17- ترك ديسك كمر داشته، بچش با كيفيت به دنيا مياد!!!

18- به تركه ميگن: بچه كجائي؟ ميگه بچه U.S.A.! ملت هم كف ميكنن ميگن آخه چطور ممكنه؟ تركه ميگه: ايلده بچهة يونجه‌زارهاي سرسبزِ آذر بايجانم!!!


19- از رشتيه ميپرسن: چه روزايي با زنت حال مي كني؟ ميگه: همه روزا بجز پنجشنبه و جمعه‌ها! ميپرسن چرا؟! ميگه: اووو! پنج شنبه جمعه اونقدر شلوغه كه ژتون گير خودمم نمياد!!!

20- به لره ميگن: با بيد جمله بساز. ميگه: در خانه ما يك بيد بيد! ميگن: اون بيد نيست، بوده. ميگه: آهان باشه، در خانه ما يك بود بيد!!! ‌

21- بهناز و فولاد داشتن باهم حال ميكردن، فولاد به بهناز ميگه: بهناز ساك بزن! بهناز ميگه: اِاِا.. فولاد... مگه من دزدم؟!!

22- آبادانيه ميخواسته بره خواستگاري، ديرش شده بوده حواسش پرت ميشه شلوارش رو پشت و رو ميپوشه و با عجله ميدوه تو خيابون، يهو يك ماشين مياد ميزنه درازش ميكنه وسط خيابون. رانندهه مياد بالا سرش، ميگه: طوريت كه نشده؟ آبادانيه يك نگاه به سر تا پاش ميكنه، چشمش ميافته به شلوارش، ميگه: چي چيو طوري نشده، ولك زدي حسابي پيچوندي!!!

23- روز عزل حضرت حق بعد ازينكه همة حيوونا رو خلق كرد، به صفشون ميكنه، ميگه: معامله‌هاتون رو چيديم اون گوشه، هركدوم برين مال خودتون رو برداريد. خلاصه يهو يك شير تو شيري ميشه كه نگو و اين وسط خر بدبخت تا چشم وا ميكنه ميبينه همة معامله‌ها رو بردن و هيچي بهش نرسيده!! خلاصه خيلي شاكي ميشه، ميره پيش خدا ميگه: خدايا، ما كه عقل درست حسابي بهمون نرسيد، اون دنيا هم كه قراره يك بند ازمون بار بكشن و كونمون بگذارن، حالا هم كه يك كير درست حسابي هم بهمون نرسيد... اصلاٌ نخواستيم.. من نميرم تو دنيا!! خدا خيلي دلش ميسوزه، يك جعبه از تو كمد خلقت درمياره، درشو وا ميكنه يك معاملة اساسي از توش درمياره ميده به جناب حمار، ميگه: اينو گذاشته بوديم براي خودمون، اما بيخيال، بيا مال تو!!!


24- يارو زن اينكارهه ميره دكتر زيبايي، ميگه: آقاي دكتر، بيزحمت دور نافم يكم مو بكاريد!! دكتره كف ميكنه، ميگه: خانم همه ميان اينجا موهاي اضافة بدن رو بسوزونن، شما اومدين دور نافتون مو بكاريد؟! زنه ميگه: والله اقاي دكتر ديديم كار و كاسبي خوبه، گفتيم يك شعبه هم بالاتر بزنيم!!!


25- تركه داشته جلو دو سه تا دختر افه ميومده، يهو تلنگش در ميره. واسه اينكه ضايع نشه، دستشو ميگذاره بغل دهنش، داد ميزنه: گـــــــوزيـــــــه... گوووووز!!

26- ميخواستن لره رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گرد، ميگن برو يك گوشه بشين!!!


27- به رشتيه ميگن اعضاي خانوادتو نام ببر، ميگه: صاايران، امرسان، موبايل، آمريكا!! ميگن: مرتيكه اين كس‌شعرا چيه ميگي؟! رشتيه ميگه: آخه شما نميدوني؛ صاايران دختر كوچيكمه، هر روز بهتر از ديروز! امرسان دختر بزرگمه، زيبا جادار مطمئن! موبايل خانمه، كه هيچ وقت در دسترس نيست! آمريكا هم خودمم، كه هيچ غلطي نميتونم بكنم!!!


28- تركه عروسي ميكنه، هفتة بعد دست خانوم رو ميگيره ميبره دكتر، ميگه: اقاي دكتر ما بچه دار نميشيم!! دكتره ميپرسه: چند وقته ازدواج كردين؟ تركه ميگه: يك هفته‌ست!! دكتره شاكي ميشه، ميگه: داداش من، اين كُسه مايكرووِيو كه نيست!!!

29- تركه دو تا زن داشته (خوب اينم يك تريپ تركِ مايه‌دار!!) يك روز زن اولش زنگ ميزنه دفترش، با كلي ناز و اداي شوهر خفه كن(!) ميگه: عزيزم، چرا يك سر به من نميزني؟! كلي خريد دارم. بدبخت شوهر هم ميگه: چشم خانوم، حتماٌ يك سر ميام. هنوز گوشي رو نگذاشته بوده زمين كه زن دومش زنگ ميزنه و باز با همون تريپ عشوه ميگه: عزيزم چرا نمياي پيشم، مگه نميدوني مريض احوالم؟! و باز هم تركه ميگه: چشم عزيزم، حتماَ ميام پيشت. خلاصه عصر ميشه و ترك عزيز قصة ما اول ميره يك سر به زن اولش ميزنه و خلاصه يوخده اوضاع گرمتر از معمول ميشه و كار به جاهاي باريك ميكشه. كارشون كه تموم ميشه، تركه ميگه: خوب عزيزم پاشو بريم بزازي لباس بخريم، زنه هم كه مشكلش حل شده بوده ميگه: نه عزيزم باشه يك وقت ديگه. خلاصه ترك نازنين قصة ما هم خداحافظي ميكنه و ميره سراغ زن دوم و خوب دور از ذهن نيست كه اونجا هم دكتربازي به جاهاي باريك ميكشه و جناب شوهر يك ربع تلنبه زدن پياده ميشه!! كارشون كه تموم ميشه، باز تركه ميپرسه: عزيزم ميخواي بريم دكتر معاينت كنه؟ زنه هم ميگه: نه حالم الان بهتره، بعداٌ ميريم! بعد از پايان هر دو ماجرا، تركه كيرشو در مياره ميگه: گربان سنه سرافراز - هم دكتر سنه هم بزاز!!!

30- زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس كرست بگوييد: ممه‌دان!!!
31- دو تا تركه ميرن سوراخ لاية اوزن رو بدوزن، خودشون ميمونن اونور!!!


32- قزوينيه يه بچه خشگل بلند كرده بوده، پاي معامله كه ميرسن قزوينه ميگه: ببين بالام جان، اگه بزاري توش بزارم 50 تومن بت ميدم اگر هم بزاري لاش بزارم 100 تومن بت ميدم. بچهه هم پيش خودش ميگه: عجب نرخ خوبيه! بزار يه لاپا بهش بديم 100 تومن كاسب بشيم. خلاصه تا وارد عمل ميشن قزوينيه امونش نميده و تا دسته ميكنه تو ماتحت بچه مردم! پسره هم بدبخت با هزار مكافات خودشو ميكشه بالا ميگه: خواركسده مگه قرار نبود لا پام بذاري؟! پس چرا كردي توش؟! قزوينيه ميگه: بالام جان به جون تو دست كردم تو جيبم ديدم 50 تومن بيشتر ندارم!!!

33- آرداواس بعد بيست سال از آمريكا برميگرده ايران و يك ساندويچ فروش ميزنه. روز اول، تركه مياد ميگه: قربون دستت، يك ساندويچ سوسيس بده. آرداواس كه هنوز خوب از حال و هواي ديار كفر درنيومده بوده، ميپرسه: "تو گو" بدم؟ تركه شاكي ميشه، ميگه: نه مرتيكه، تو نون بده!!!

34- به تركه ميگن: كجا داري ميري؟ ميگه: دارم برميگردم!!

35- تركه با دوتا از رفقاش تو كافه نشسته بودن، هر سه تا هم دستتاً دمق! خلاصه شروع ميكنن به درد دل، اول يكي از رفيقاش ميگه: ديروز تو كيف دخترم يك بسته سيگار پيدا كردم، آااي حالم گرفته شد. تاحالا فكرشم نميكردم كه دخترم سيگاري باشه. اون يكي رفيقش ميگه: بابا اين كه چيزي نيست، من پريروز تو كيف دخترم يك بست حشيش پيدا كردم، ازون موقع تاحالا فقط ميخوام بميرم! عمري فكر نميكردم دخترم عملي باشه. تركه يك آه از ته دل ميكشه، ميگه: بابا اينا كه چيزي نيست. من ديروز تو كيف دخترم يك بسته كاپوت پيدا كردم. تا امروز فكرشم نميكردم كه دخترم كير داشته باشه!!!

36- تركه تو يك شب برف و بوراني داشته از سر زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، تركه يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه تركه رو ميگيرن ميبيرن بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! تركه ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم!!!


37- يك بابايي دوتا كس بلوچ بلند ميكنه، ميبره خونه. اونجا بهشون ميگه: شما دوتا تو اين اتاق لخت شيد تا منم آماده شم. خلاصه خودش ميره تو اتاق بغلي، لباساشو در مياره و يك فروند كاندوم فرد اعلا هم ميكشه رو حضرت معامله و برميگرده تو اتاق. تا مياد تو، يكي از كسا برميگرده به اون يكي ميگه: اوره ماه پري سيل كن چون نوكين كيري داره آنگه ش پلاستيك در نبوته!! (الترجمه الپارسي(!): ماه‌پري ببين چه كير نويي داره، هنوز از پلاستيك در نيومده!!!)

38- قزوينيا يك ماهواره ميفرستن فضا كه دنبال سوراخ لاية ازون بگرده!!!


39- يك بابايي ميخواسته زن بگيره، منتها طرف آخر ادعاي غيرت بوده و ميگفته: كسي كه بخواد زن من شه، بايد چشم و گوشش بسته باشه! روش تشخيص چشم و گوش بستگي حضرت آقا هم اين بوده، كه هرجا ميرفت خواستگاري، ايشون ميگفته من بايدتو خلوت با دخترتون صحبت كنم. توي خلوت هم ايشون معاملشو در مياورده و از دختر مردم ميپرسيده: اسم اين چيه؟ خوب البته تو اين دوره و زمونه هم كه بچة هشت ساله هم ميدونه اسم "اون" چيه، نتيجتاٌ هرجا ميرفته، دختره ميگفته: اين كــيـــره!! و طرف هم شاكي ميشده كه: نه! من اين دختر رو نميخوام! خلاصه يكي دوسال اين وضع خواستگاري ادامه داشته، تا يك بار ميره يك جا خواستگاري و وقتي نوبت به مراسم كيرشناسي ميرسه، دختره ميگه: اين شوشوله! مرده خيلي حال ميكنه ،با خودش ميگه: اين همونيه كه من ميخوام! دختر بايد اينجوري چشم و گوش بسته باشه. خلاصه ازدواج ميكنند و آخراي ماه عسلشون، يك شب مرده با خودش ميگه: الان ديگه وقتشه كه خانوم بدونه اسم "اين" چيه! خلاصه ميره پيش خانومش و جناب معامله رو ميكشه بيرون و ميگه: عزيزم يادته وقتي اومدم خواستگاريت، ازت پرسيدم اسم اين چيه، تو گفتي شوشول؟ دختره ميگه: آره عزيزم، يادمه. مرده ميگه: عزيزم اسم اصلي اين كيره نه شوشول! دختره هم ميگه: عزيزم، من خودم ميدونم كير چيه. ولي جلو كيرهايي كه من ديدم، اين همون شوشوله!!!

40- (اين هم به ياد دوران طلايي دبستان!)
دو تا چسه داشتن باهم بازي ميكردن، يك گوزه مياد بهشون ميگه: منم بازي ميدين؟ چسا ميگن: تُچ! گوزه ناراحت ميشه، ميگه: آخه چرا؟ چسا ميگن: آخه مامانمون گفته بي سر و صدا بازي كنيم!!

41- پسره شب خونشون خالي بوده، زنگ ميزنه دوست‌دخترش بياد. خلاصه دوتايي ميشينن و پسره ضمن لاس زدن با خانم، نم‌نمك عرق سگي هم مينداخته بالا. يكي دو ساعتي ميگذره و حاج آقا پاك مست ميكنه و آمپر حشر هم ميزنه بالا و يهو ميره واسه زير يخم حاج خانوم!! بعد يك ربع آخ و اوخ و آه و اوه، پسره عرق ريزان بلند ميشه، خيلي ناراحت و دمغ ميگه: عزيزم، به خدا اگه ميدونستم پرده داري، بهت دست نميزدم!! دختره هم با هزار بدبختي بلند ميشه ميگه: آره نكبت! منم اگه ميدونستم ميخواي همچين كاري باهام بكني، لااقل شلوار لي‌مو در مياوردم!!!

42- تر?ه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن ?ه: جواب خياره، فقط تو زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. تر?ه ميگه: بابا اين عجب خيار گنده‌ايه!!!

43- يك خانمي ميره دكتر زنان، ميگه: آقاي دكتر من ترشح رَحِم دارم. دكتره ميگه: خانم اصلاٌ مهم نيست، من براي شما يك نسخه مينويسم، مصرف كنيد سريع خوب ميشيد. وسطهاي نسخه نوشتن، يهو از خونة آقاي دكتر زنگ ميزنن كه آقا واسه تعمير پاركينگ مصالح تموم شده، فلان قدر آجر و بهمان قدر ماسه و بيسار كيلو هم سيمان بفرستيد. دكتره هم براي اينكه يادش نره، اينا رو گوشة نسخة خانوم مينويسه. خلاصه زنه ميره داروخونه، نسخشو بگيره، دكتر داروساز (كه به ضرورت جُكي(!) ترك هم بوده!) يك نگاه به نسخة خانم ميكنه، ميبينه گوشش نوشته: سيمان - ماسه - آجر! از زنه ميپرسه، ببخشيد، ميتونم بپرسم مشكل شما چيه؟ زنه ميگه: والله اقاي دكتر من ترشح رحم دارم. تركه يك نگاه ديگه به نسخة خانوم ميكنه، با قيافة گرفته ميگه: خانوم نميخوام ناراحتتون كنم، ولي اينطور كه از نسختون معلومه كار از ترشح گذشته، به گمانم سقف كستون ريخته!!!

44- يك خانمي يك سگي داشته به نام توتر. يك شبي ايشون (منظور خانومست نه سگه!) خوابيده بودن، كه يك بابايي مياد تو خونه دزدي. خلاصه يارو همة خونه رو ميگرده و محض رضاي شيطان، يك آفتابة بدرد بخور هم پيدا نميكنه! جناب دزد خيلي شاكي ميشه، آخر ميره تو اتاق خواب ميبينه، يك خانم نسبتاٌ پا به سن گذاشته‌اي رو تخت خوابيده. با خودش ميگه: كس‌عمش! حالا كه قراره دست خالي برگرديم، لا اقل بگذار يك حالي بكنيم! خلاصه ميپره رو زنه و يالله مشغول كار خير ميشه. زنه هم تو همون حال خواب و بيدار، داد ميزنه، تــــوتــــر! برو تـوتـر! دزده بدبخت عرق ريزان ميگه: آبجي والا ديگه ازين توتر نميره!!!

45- يك بابايي يك طوطي ميخره، هنوز يك هفته نشده طوطيش مريض ميشه ميافته گوشة قفس. خلاصه يارو طوطي رو ورميداره ميبره پيش دامپزشك، اونجا هم جناب دامپزشك (به عادت مالوف علم دامپزشكي) يك درجه ميكنه به ماتحت طوطي كه درجة بدنش رو بفهمه. همچين كه درجه رو فرو ميكنه ،يهو طوطيه كلي حال ميكنه و خلاصه ازون روز به بعد كار و زندگيش شده بوده اين كه خودش رو بزنه به مريضي تا ببرنش پيش دامپزشك و اونجا درجه به كونش كنند و اين حال كنه!! خلاصه يك مدت ميگذره، يك شب جناب صاب‌طوطي تو خونش مهموني داشته، يك جناب سرهنگي هم جزو مهمونا بوده. وسطهاي مهموني، طوطيه مياد از سرهنگه ميپرسه: اينا چيه رو شونت چسبوندي؟ سرهنگه ميگه: اينا درجس. طوطيه ميگه: اِاِ..؟ بكنشون تو كونت، اونقده حال ميده!!!


46- تركه كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!!!

47- بعد از عمري داريوش مياد ايرن، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خياي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون!!!

48- لره از دهشون اومده بوده تهران رانندگي ياد بگيره، جلسة اول از معلمش مي پرسه: اين چراغ رنگيه چيه؟! يارو مياد سركارش بگذاره، ميگه: اين چراغ راهنماييه؛ وقتي سبزه يعني اهل تهران برن، وقتي زرده شهرستاني‌ها و قرمز هم مال لراست! خلاصه اين جريان ميگذره و لره هم امتحان ميده وقبول ميشه، روز اول ميشينه پشت ماشين و ميرسه به چراغ قرمز و خوب طبعاً رد ميكنه. افسره داد ميزنه: راننده پيكان، بزن كنار! لره سرشو از پنجره مياره بيرون، داد ميزنه: لـُــرُم... مـــا لـُـــرُم!! افسره يك نگاه ميندازه، ميگه: باشه بابا...برو...برو!!!


49- تركه بچش بعد از عيد فطر به دنيا مياد، اسمشو ميگذاره: پسفطرت!


50- بچه خوشگله موبايل بسته بوده كمرش، قزوينيه ميبينه، ميگه: وااااي! ببم جان براش اِف‌اِف هم گذاشتي؟!!


51- عربه گلوش پيش يك دختره گير كرده بوده، منتها دختره هچ رقم با عربه حال نميكرده و طرف هرچي ميومده خواستگاري، دختره هربار يك بهانة تخمي ميگيرفته و جواب رد ميداده. خلاصه آخر باباي دختره ميگه: ببين دخترجان، من ديگه روم نميشه واسه اين بدبخت يك دليل بيخود سرهم كنم. خودت بشين باهاش صحبت كن، بهش بگو مشكلت چيه. خلاصه دختره و عربه رو ميشونن تو يك اتاق، دختره ميگه: شوهر من بايد پنج تا قصر برام بخره! عربه ميگه: چِشم عرب كور، ميخره! دختره ميگه: شوهر من بايد يازده تا بنز آخرين سيستم زير پام بگذاره. باز عربه ميگه: چشم عرب كور، ميگذاره! دختره ميگه: شوهر من بايد از گل نازك‌تر بهم نگه. عربه ميگه: چشم عرب كور، نميگه. خلاصه دختره هرچي ميگه، عربه قبول ميكنه، آخر دختره شاكي ميشه، ميگه بگذار يك چيزي بگم كه عمري نتونه، ميگه: شوهر من بايد معاملش يك متر و سي سانت باشه! عربه خيلي ناراحت ميشه، يكم من و من ميكنه، آخر سرشو تكون ميده، يك آهي ميشكه، ميگه: چشم عرب كور، ميبره!!!

52- از تركه ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا!! ملت كف ش كردن!! mp3ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم ميكنن،

53- تركه خانوم بلند ميكنه، ميبره مهديه، شروع ميكنه به كار خير!! سر سيم ثانيه مامورا ميريزن، خِرِشو ميگيرن، ميگن: مرتيكة بي ‌همه چيز! اين چه گيه داري اينجا ميخوري؟! تركه شاكي ميشه، ميگه: ايلده مگه خودتون صبح تا شب تو تلوزيون نميگيد: مكان، مهديه تهران؟!!!

54- (يوخده بريم تو نخ تريپ بيست‌ سوالي!) تر?ه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن ?ه: جواب برج ايفله، فقط تو زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. تر?ه ميگه: ...ها! پس حتماٌ برج ايفله!!!

55- پسر دهاتيه تازه اومده بوده تهران، همون روز اول تو ولي‌عصر چشمش ميافته به يكي ازين شاه‌كساي ناب تهران با هفت قلم آرايش (ازون تريپايي كه موقع راه رفتن ماتحت مبارك ميدون آزادي رو دور ميزنه!!) خلاصه پسره مياد جلو، خيلي مودب ميگه: ببخشيد... جسارتاٌ عرضي داشتم. دختره ميگه: بفرماييد. پسره آب دهنشو قورت ميده، ميپرسه: ببخشيد، اين دوست دختر كه ميگن شماييد؟!!
56- از تركه ميرسن: اسمت چيه؟ ميگه: حمزه، ولي توخونه شيش كوچولو صدام ميكنن!!

57- از قزوينيه ميپرسن: از كدوم بازيكن فوتبال خوشت مياد؟ ميگه: اليور كان!!!

58- عمليه شب جمعه‌ نشسته بوده تو حياط واسه خودش بساط ميزوني جور كرده بوده و تو حال بوده، كه يهو يك توپ از آسمون مياد ميزنه بساط منقل و وافورش رو به گند ميكشه. خلاصه بدبخت صاب وافور همينجوري هاج و واج نشسته بوده داشته به شانس گند خودش لعن و نفرين ميفرستاده، كه يهو صداي زنگ در بلند ميشه و حالا زنگ نزن كي زنگ بزن! جناب عملي با هزار بدبختي، خودشو ميرسونه دم در، ميبينه پشت در يك بچه ده-يازده ساله واستاده، هي داد ميزنه: توپم...توپم! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه: اي بي ظرفيت!! بابا خوب منم توپم... ديگه نميام كاسه كوزه مردم رو بهم بزنم كه!!!

60- رشتيه به زنش ميگه: خانم جان، يك قرص وياگرا بده، امشب يك حال اساسي بكنيم! زنش ميگه: اووو! فقط دو تا قرص مونده، اونم مال مهموناست!!!

61- تركه ميخواسته تو يك ادارة دولتي استخدام شه، ميبرنش گزينش. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما وقتي ميخواين وارد مستراح شيد، با پاي راست وارد ميشيد يا با پاي چپ؟! تركه هول ميشه، ميگه: ايلده شما منو استخدام كنيد، من با سر وارد ميشم!!!

62- ماشين تركه رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش! يهو تركه داد ميزنه: هيچ خودشو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ تركه ميگه: ايلده من شمارشو برداشتم!!!

63- ملكة انگليس داشته از يه بيمارستان بازديد ميكرده، وارد يك اتاق ميشن، ميبينن مريضه داره رو تخت جلق ميزنه! ملكه جا ميخوره از رئيس بيمارستان ميپرسه : اوه! آقا خواهش مي?نم بفرماييد اين چه وضعيت? است؟ رئيس بيمارستان جواب ميده: چيزه! بله! ببخشيد! يادم اومد. اين مريض ميزان ترشح اسپرمش خيلي زياده، اگر روزي يه بار تخليه نكنه حالش وخيم ميشه! ملكه ميگه : عجب! حالا فهميدم! خلاصه ازونجا رد ميشن، تو بخش بعدي وارد يك اتاق ميشن، ميبينن يك پرستاره داره براي يه مريض ساك ميزنه! ايندفعه قبل ازين كه ملكه سئوال كنه، دكتره ميگه : اين مريض هم همون مشكل رو داره، ولي اين بخش خدمات بهتري ارائه ميده!!!

64- تركه ميره قنادي، ميگه: ببخشيد كيك هفتاد طبقه داريد؟! يارو ميگه: نخير نداريم. فردا دوباره تركه مياد، ميپرسه: شرمنده، كيك هفتاد طبقه داريد؟ باز قناده ميگه: نخير نداريم. خلاصه يك هفته تمام هر روز كار تركه اين بوده كه بياد سراغ كيك هفتاد طبقه بگيره و قناده هم هرروز جواب ميداده كه نداريم. آخر هفته قناده با خودش ميگه: اين بابا كه مشتري پايس... بگذار يك كيك هفتاد طبقه براش بپزيم، يك پول خوبي هم شب جمعه‌اي بزنيم به جيب. خلاصه بدبخت قناد تمام پنج شنبه-جمعه رو ميگذاره يك كيك خوشگل هفتاد طبقه رديف ميكنه. شنبه اول صبح تركه مياد، ميپرسه: ببخشيد، كيك هفتاد طبقه داريد؟! يارو با لبخند بر لب ميگه: بعله كه داريم، خوبشم داريم! تركه ميگه: قربون دستت، 500 گرم از طبقة بيست چهارمش به ما بده!!!

65- ميخواستن بن لادن (يا يك كله خري شبيه اون!) رو شكنجه بدن، از ملت نظر خواهي ميكردن كه چيكارش كنند. نظر تركه رو ميپرسن، ميگه: ايلده سر يك ميله رو داغ كنيد، خوب كه سرخ شد، از طرف سردش بكنيد تو كونش!! ملت كف ميكنن، ميپرسن: حالا چرا از طرف سردش؟! تركه ميگه: تا هركي خواست درش بياره، دستش بسوزه!!!

66- تركه ميافته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن!!!

67- بعد از جنگ، يك عالمه سردار مردار الكيِ اضافه‌حقوق بگير رو دست دولت باد كرده بوده، با خودشون فكر ميكنن يه برنامه‌اي پيدا كنن كه يه پولي به اينها بدن بازخريدشون كنن و از شرشون راحت شن. تو جلسه قرار ميگذارن كه هر سرداري ميتونه معادل درازترين فاصله در بدنش به انتخاب خودش در ازاي هر سانت ده هزار تومن تومن بگيره و بره رد كارش. يكي قدش خيلي بلند بوده، ميگه از فرق سر تا نوك پا. اندازه ميگيرن 240 سانت بوده حساب ميكنن بهش ميدن. يكي ديگه دستهاش دراز بوده، ميگه از نوك انگشت چپ تا نوك انگشت راست. 2 متر بوده، 2 ميليون ميگيره. بعدي مياد، ميگه: از نوك معامله تا محل تخمتين! ميگن: مطمئني اين كه چيزي نميشه. يارو ميگه: نه من همينقدر قبول دارم. ميگن هرجور ميل خودته. خلاصه شلوار يارو رو ميكشن پايين، ميبينن يارو اصلاً تخم نداره! ميگن مرد حسابي پس تخمات كو؟ يارو ميگه: فـاو!!!


68- عمليه شب جمعه‌ نشسته بوده تو حياط واسه خودش بساط ميزوني جور كرده بوده و تو حال بوده، كه يهو يك توپ از آسمون مياد ميزنه بساط منقل و وافورش رو به گند ميكشه. خلاصه بدبخت صاب وافور همينجوري هاج و واج نشسته بوده داشته به شانس گند خودش لعن و نفرين ميفرستاده، كه يهو صداي زنگ در بلند ميشه و حالا زنگ نزن كي زنگ بزن! جناب عملي با هزار بدبختي، خودشو ميرسونه دم در، ميبينه پشت در يك بچه ده-يازده ساله واستاده، هي داد ميزنه: توپم...توپم! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه: اي بي ظرفيت!! بابا خوب منم توپم... ديگه نميام كاسه كوزه مردم رو بهم بزنم كه!!!

69- پرچم عربستان رو به تركه نشون ميدن، ازش ميپرسن: اين پرچم كجاست؟ تركه يوخده فكر ميكنه، ميگه: پرچم اسپانيا!! ملت جا ميخورن، ميگن: آخه چرا اسپانيا؟! تركه ميگه: ايلده خودتون نگاه كنيد، روش نوشته: الاله‌لاله‌لالا!!!

70- رشتيه نصفه شب ميخواسته بره بشاشه، به زنش ميگه: خانم جان، يك دقيقه اين جاي منو نگردار، من الان ميام!!!
71- تركه سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از تركه ميپرسه: شما چي؟ تركه مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم ميخوريم!!!

72- تركه سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از تركه ميپرسه: شما چي؟ تركه مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم ميخوريم!!!

73- تركه و لره با هم ميرن شكار، منتها فقط لره تفنگ داشته. خلاصه وسطاي جنگل بودن كه يهو يك شير هيكلي ميگذاره دنبال تركه! خلاصه اون بدبخت هم جفت ميكنه، شروع ميكنه با آخرين سرعت دويدن، و درضمن سر لره داد ميزده كه: بكشش...بكشش! لره هم تفنگشو در مياره، نشونه ميگيره، بنگ! ميزنه يك تخم آقا شيره رو ناكت ميكنه! شيره شاكي ميشه، سريع تر ميگذاره دنيال تركه.... اون بدبخت هم باز در عين دويدن، داد ميزنه: بكشش...بكشش!! باز لره نشونه ميگيره، اينبار ميزنه اون يكي تخم آقا شيره رو ناكت ميكنه! شيره ديگه پاك شاكي ميشه، با چشماي خون گرفته ميگذاره دنبال تركه... اون بدبخت هم در عين اينكه داشته با همه وجود ميدويده، داد ميزنه...بابا بــكـــشــــش! بـــكـــشـــش!! لره دوباره نشونه ميگره، ...بنگ! اينبار كير اقا شيره كنده ميشه! تركه شاكي ميشه، داد ميزنه: بابا اين ميخواد منو بخوره، نميخواد كه بكنه!!!

74- قزوينيه يك تريپ بچه خوشگل بلند ميكنه، ميبره خونه. خلاصه واسه اينكه مخ بچه رو بزنه، ميره آلبوم خانوادگيشون رو مياره، شروع ميكنن با هم تمشا كردن و درضمن قزوينيه واسه پسره تعريف ميكرده كه: بالام جان، اينو كه ميبيني، پسر خالمه... من كردمش، مهندس شد! اين يكي رو كه ميبيني، پسر داييمه، اينم من كردم، دكتر شد!! خلاصه همين طور يكي يكي ملت فاميل رو نشون پسره ميداده و ميگفته كه من كردمش و فلان كاره شد، يهو مادر قزوينيه از آشپزخونه داد ميزنه: بالام جان، اگه ميده بكن... اگه نميده هم بيخود فاميلو كوني نكن!!!

75- رشتيه با خانمش و يك باباي ديگه تو كوپة قطار بودن، شب ميخواستن بخوابن، رشتيه و زنش پايين ميخوابن، جناب غريبه هم ميره رو تخت بالا ميخوابه. خلاصه يك مدت ميگذره، يهو يارو ميگه: آقا خجالت بكش! تو كوپه قطار عمومي اين كارا قباحت داره! رشتيه، هول ميكنه، ميگه: والله ما كار بدي نميكرديم! دوباره يك مدت ميگذره، باز مرده ميگه: دِ آقا قباحت داره! من اين بالا خوابيدم، اين چه كاريه شما پايين ميكنيد؟! باز رشتيه شرمنده ميگه: والله ما كار خاصي نميكرديم، فقط خوابيده بوديم. خلاصه يك مدت ميگذره و يك بند مرده غر ميزده كه اقا اين چه كاريه ميكنيد و رشتيه هم هي قسم و آيه ميخورده كه كار بدي نميكنه. بالاخره رشتيه شاكي ميشه، ميگه: اصلاٌ تو بيا پايين بخواب، من ميرم بالا ميخوابم. مردك هم كه همينو ميخواسته، جنگي مياد پايين و بسم الله شروع ميكنه با زن رشتيه، حالا نكن، كي بكن!! رشتيه از تخت بالايي سر وصدا رو ميشنوه، با خودش ميگخ: بندة خدا راست ميگفت، ازين بالا ناجور به نظر مياد!!!
76- تركه كارت تلفن ميخره، عجالتاً اول پرسش ميكنه!!!


77- به قزوينيه ميگن: يك آهنگ بخون كه باهاش خيلي حال ميكني. قزوينيه ميزنه زير آواز: كبوتر بچه كرده، كاش بودي و ميديدي!!!

78- به ترك ميگن يه معما بگو،‌ ميگه: اون چيه كه درازه،‌ زرده، موزه؟!!

79- به عربه ميگن تا حالا موز خوردي؟ ميگه: آره ولك، همون كه هستش يك وجبه؟!!

80- يه عربه پاهاش پرانتزي بوده،‌ بهش ميگن چرا اين جوريه؟ ميگه حتماً موضوع مهمي بِينشه !!!

81- يارو داشته تو اتوبان 180 تا سرعت ميرفته، افسره جلوشو ميگيره، بهش ميگه: شما گواهينامه دارين؟ يارو ميگه نخير! ميگه: كارت ماشين چي؟ مرده ميگه: دارم ولي مال خودم نيست، مال اون بدبختيه كه جسدش تو صندوق عقبه!! افسره كف ميكنه، ميره سريع به مافوقش گذارش ميده. خلاصه بعد از يك ربع سرهنگ مافوقش مياد، از مرده ميپرسه: آقا شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين؟! يارو ميگه: چرا قربان، بفرمايين! دست ميكنه از تو داشبرد گواهينامه و كارت ماشين رو درمياره، ميده خدمت سرهنگ. سرهنگه ميگه: مي تونم صندوق عقب ماشينتونو بازرسي كنم؟ يارو ميگه: خواهش ميكنم، بفرماييد. سرهنگه ميره در صندوق عقب رو باز ميكنه، ميبينه اونجا هم خبري نيست. برميگرده به مرده ميگه: ولي زيردست من گزارش داده كه شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين و يه جسد هم تو صندوق عقب ماشينتونه! يارو ميگه: نه قربان دروغ به عرضتون رسوندن! خودتون كه مشاهده كردين. به خدا اين افسره عقده‌ايه! دوست داره بيخودي به ملت گير بده! لابد بعدشم گفته كه من داشتم 180 تا سرعت مي رفتم!!

82- زنه ميره پرنده فروشي، ميگه: من يك طوطي باهوش ميخوام. يارو ميبردش جلوي يك قفس، ميگه: خانم اين باهوش ترين طوطيه كه من تاحالا ديديم. زنه به طوطيه ميگه: سلام طوطي. طوطيه ميگه: سلام خانم! زنه ميگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با يه آقايي بيام خونه، تو چي ميگي؟! طوطيه ميگه: ميگم سلام جنده خانم!! زنه بهش بر ميخوره و ميگه: واه! چه طوطيه بي ادبي! من اينو نميخوام! يارو فروشندهه ميگه: خانم شما اصلاً ناراحت نباشين. من دو هفته باهاش كار ميكنم، اخلاقش درست ميشه. خلاصه زنه دو هفته بعد مياد، به طوطيه ميگه: سلام طوطي. طوطيه ميگه: سلام خانم . زنه ميگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با يه آقايي بيام خونه تو چي ميگي؟! ميگه: ميگم سلا م خانم. خوش اومدين آقا! زنه ميگه: اگه با دو تا آقا بيام چي؟! طوطيه ميگه:‌ سلام خانم،‌ خوش آمدين آقايون! زنه ميگه: اگه با سه تا آقا بيام چي؟! باز طوطي همونو ميگه. خلاصه همينجور تعداد آقايون زياد ميشه تا ميرسن به شيش تا آقا. يهو طوطيه شاكي ميشه، ميگه: ببين محمود آقا! نگفتم خانم جندست!!!

83- خانم معلمه سر كلاس از يه بچه تخسه مي پرسه:‌ اگه سه تا گنجشك سر يه شاخه درخت نشسته باشن،‌ بعد ما يكيشون رو با تير بزنيم، چند تا گنجشك رو درخت ميمونه؟ بچهه ميگه:‌ هيچي! معلمه ميگه: نخير دو تا ميمونه. بچهه ميگه: خوب اون دو تا هم از صداي تير فرار ميكنن ديگه.‌ معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: جوابت درست نبود ولي از طرز فكرت خوشم اومد! بعد شاگرده ميگه:‌ خانم حالا ما يه سوال بپرسيم؟! معلمه ميگه :‌ بپرس. پسره‌ ميگه: اگه سه تا خانم تو خيابون بستني بخورن، اولي گاز بزنه، ‌دومي ليس بزنه و سومي ميك بزنه، كدومشون ازدواج كرده؟! معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه:‌ خوب معلومه،‌ سومي! بچهه ميگه:‌ نه...جوابتون درست نبود. اوني كه حلقه دستشه ازدواج كرده، ولي از طرز فكرت خوشم اومد!!!

84- عربه شرت خارجي ميپوشه، از پشت احساس غربت ميكنه!!

85- يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه، فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان همچنان ادامه دارد!!!


86- دو تا كرم آباداني تو روده يك بدبختي زندگي مي كردن، يك روز يكيشون بيدار ميشه، ميبينه دومي با كت شلوار و كروات و عينك آفتابي و كيف سامسونت داره آخر روده قدم ميرنه. .ازش ميپرسه: تيپ زدي، با كسي قرار داري؟! دومي ميگه: نه ولك, با گوز بعدي پرواز دارم!!!

87- جاهله با رشتيه دعواش ميشه،‌ جاهله گردن رشتيه رو ميگيره،‌ رشتيه ميگه:‌ اووو! اول خايه ها رو ول كن!!!

88- آبادانيه داشته لب دريا راه ميرفته،‌ يه بسيجيه مياد بهش گير ميده‌ كه: تو چرا آستين كوتاه پوشيدي؟! آبادانيه ميگه: ولك تو به روح اعتقاد داري؟! بسيجيه ميگه: چرا مزخرف ميگي مردك؟! من دارم ميگم تو چرا لباس آستين كوتاه پوشيدي؟ آبادانيه ميگه: ولك خوب بگو به روح اعتقاد داري؟ بسيجيه ميگه: منو شاكي نكن! دارم بهت ميگم چرا آستين كوتا پوشيدي؟ باز آبادانيه ميگه: خوب ولك سوال سختي كه نيست، تو به روح اعتقاد داري يا نه؟ بسيجيه شاكي ميشه، ميگه: دارم،‌ منظور؟ آبادانيه ميگه:خوب كيرم تو روحت! هوا گرم ديگه!!!

89- از عربه نوار مغزي ميگيرند، ميبينند بيست دقيقه اولش خاليه!!!

90- تركه سنگ مينداخته تو صندوق صدقات، ازش ميپرسن: بابا اين چه كاريه ميكني؟! ميگه: ميخوام به انتفاضه كمك كنم!!!
91- تركه و رشتيه ميخواستن يك حالي باهم بكنند، اول رشتيه مشغول ميشه. تركه هم حس رفاقاتش گل ميكنه، با خودش ميگه: بگذار يك حالي بهش بدم. شروع ميكنه بلند بلند داد زدن كه: آره...بكن عزيزم... فشار بده... محكم‌تر... جرم بده..خورده شيشه بريز.. پارم كن!! يهو رشتيه ميشكه بيرون، شروع ميكنه دويدن! تركه ميپرسه: كجا ميري؟! رشتيه ميگه: تو با كون خودت اين ريختي تا ميكني، با كون من ميخواي چيكار كني؟!!

92- تو رشت زلزله مياد، رشتيه دوازده روز ميگرده تا زنشو پيدا كنه! ...آخه نميدونسته زير كدوم آوارو بايد بگرده!!!

93- رشتيه به زنش مشكوك بوده، يك بار بايد ميرفته مسافرت، زير تخت خانم يك سطل ماست ميگذاره و يك گوشكوب هم ميبنده به زير تخت، تا اگه بيشتر از يك نفر رو تخت خوابيدن گوشت كوبه بياد پايين وماستي شه. خلاصه ميره سفر و چهار روز بعد برميگرده ميبينه ماسته دوغ شده!!!

94- يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن،‌ قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه،‌ يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه:‌ بابا عجب بدبختيه ها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي خوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي!!!

95- رشتيه براي بار اول تو زندگيش اتوبوس دو طبقه ميبينه، ميره جلو از رانندش ميپرسه: آقاجان، اين اتوبوس كجا ميره؟ شوفره ميگه: انقلاب. رشتيه يكم مكث ميكنه، ميپرسه: ببخشيد، طبقة دومش كجا ميره؟! شوفره فكر ميكنه طرف سر كارش گذاشته، برميگرده ميگه: ميره به كس ننة تو! رشتيه با تعجب ميگه: اووو! يعني شركت واحد به اونجا هم خط گذاشته؟!!


96- تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسمه من پروانه‌ست نه آهو.تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!!!

97- سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولي ميگه: باباي من مهم‌ترين آدم مملكته. دوتاي ديگه ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ ميگه: باباي من رئيس‌جمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه روبايد اول باباي من امضا كنه. دومي ميگه: برو بابا حال نداري. باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من نمايندة مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمري قانوناي باباي تو تصويب نميشن. سومي برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي من پشم هم نيستن! اون دو تا ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من سرباز صفره... جلوي خيابون واميسته، پونصدتومن ميگيره، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون!!!

98- زين پس به جاي واژة غريب نامانوس "ساك زدن"، بگوييد: جقلبي!!!

99- يه بچه تخسه از مامانش ميپرسه: مامان جون، اين ممد طبقه پاييني از كجا اومده؟ مامانه ميگه:
روز بابا-مامانش يه كدو خريده بودن،‌ وقتي بريدنش ممد از توش دراومد. بچهه باز ميپرسه: پس اين عباس طبقه بالايي از كجا اومده؟ مامانش ميگه: اونم مامانش يه كلم خريده بود،‌ وقتي وازش كرد، عباس توش بود. بچهه يه سري تكون ميده، ميگه: عجب! پس فقط تو طبقة ما بكن‌بكنه!!!


100- تركه ميره ديسكو، همة پولاشو شاباش ميده!!

101- كرده ميخواسته واسه چراغ قوه‌ش باطري بخره، چراغ قوه رو ميگذاره تو جيبش ميره بقالي، اشاره ميكنه به جيب شلوارش ميگه: قوه‌شو داري؟ بقاله يك نگاه به جيب قلنبة يارو ميكنه، جفت ميكنه ميگه: نه به جون تو نه قوه‌شو دارم، نه بُنيه‌شو!!!

102- تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركيو تو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه ميگه: ايلده قربان اين يك آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!!!

103- زنه رشتيه هركار ميگرده ارضا نميشده، آخرش ميره سكس‌شاپ، ميگه: ببخشيد من يك كير مصنوعي ميخواستم. فروشنده اشاره ميكنه به ويترين پشت سرش ميگه: كدوم يكي رو ميخواين؟ زنه يكم فكر ميكنه، ميگه: اون قرمزه رو. فروشندهه ميگه، ببخشيد خانوم، ما كير قرمز نداريم! زنه اشاره ميكنه ميگه: اوناها بابا، اون قرمزه بالا سمت چپ. مرده يك نگاهي ميكنه، ميگه: شرمنده خانوم كپسول آتشنشانيمون فروشي نيست!!!

104- قزوينيا به كون ميگن: اِمرسان ... زيبا....جادار....مطمئن!!!

105- ميخواستن الهي قمشه‌اي رو ترور كنند، تو سشوارش بمب ميگذارن!!

ادامه مطلب

نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور 1385 توسط دکتر خنده| لينک ثابت |


جوک

296- عربه ميره آزمايش خون بده، پرستاره هرچي مي‌خواسته با سرنگ خون بكشه، نميتونسته. بالاخره مجبور ميشه انگشت سبابه يارو رو سوراخ كنه تا خون بياد، ولي باز خوني در نمياد. بالاخره مجبور ميشه با دهن يك مك بزنه تا يكم خون بريزه رولام. عربه خيلي خوشش مياد، ميگه: ببخشيد خانم فردا دوباره شما ازمايش ميگيريد؟ پرستار ميگه: چطور مگه؟ عربه ميگه: آخه فردا من آزمايش ادرار دارم!!

297- اواهه داشته رد مي‌شده،‌ مي‌بينه كنار خيابون نوشتن: واكس 50 تومن. با خودش ميگه: وا؟! كس 50 تومن؟!!!

298- قزوينيه كنار دريا واستاده بوده، ‌مي‌بينه يك بچهه داره پشتشو مي‌خارونه. ميگه: ‌بالام‌جان، خورده‌كاري هم قبول مي‌كنيم ها!!

299- تهرانيه و تركه و عربه شرط بندي مي‌كنن كه آب كه بيشتره!‌ اول تهرانيه مي‌زنه، آبش ميشه يك ته استكان. بعد تركه مي‌زنه: آبش ميشه يك نصفه استكان. نوبت عربه ميشه، يك مك مي‌زنه به كيرش، ميگه: ولك اون دبه رو بيار!!!‌

300- تركه ميره ساندويچي، ميگه: ببخشيد بندري داريد؟ يارو ميگه: بعله. تركه ميگه: پس قربون دستت، ‌بگذار يك حالي بكنيم!!

291- تركه تو مدرسه 20 ميگره، تو كونش عروسي ميشه، تو عروسي دعوا ميشه، چاقو و چاقو كشي ميشه، كون تركه پاره ميشه!!!

292- يارو ميخواست زنش رو بكنه بچه اش مزاحم بود به بچه ميگه برو جلوي پنجره وايستا هر زن چادر مشكي رد شد پنج تومان بهت ميدم چند دقيقه بعد بچه ميگه باباپنج تومان بنويس به حساب يك زن چادري رد شد، يك خورده بعد دوباره ميگه 20 تومان بنويس به حساب 4 تا زن چادري رد شدن. چند دقيقه بعد بچه ميگه: بابا اگه خانوم آورده ‌بودي مقرون به صرفه‌تر بود! دهنت سرويس شد چون خونه بغلي ختم بود تموم شد!!!


293- تركه ميره تو يك قهوه خونه تو تهران، ‌مي‌بينه يك بدبختي افتاده رو زمين، 6 تا قمه هم تو شيكمشه! از يكي مي‌پرسه: ببخشيد، اين چيكار كرده بوده؟ يارو ميگه: گنده گوزي كرده بود! بعد از دو هفته ‌تركه ميزنه شيكم يك بدبختي رو تو تبريز سفره مي‌كنه!‌ بازپرسه ازش مي‌پرسه: ‌بابا مگه اين بدبخت چيكارت كرده بود؟ تركه ميگه:‌ جناب سروان،‌گوز گنده داده بود!!!

294- زن تركه حامله ميشه، ميرن دكتر. دكتر يك معاينه مي‌كه به تركه ميگه: خانم شما حامله نيستن،‌ اين فقط بادِ شكمه. تركه هم دست خانوم رو مي‌گيره و برمي‌گردن خونه. بعد از يك ماه شيكمه زنه كلي مياد بالاتر، دوباره پاميشن ميرن دكتر، دكتره بعد از معاينه ميگه: عرض كردم كه، خانم شما حامله نيستن، اين فقط باد شكمه! خلاصه چهار پنج ماه،‌ هي شكم زنه ميومده بالا و بالاتر و هي دكتر مي‌گفته اين فقط باد شكمه. آخر تركه شاكي ميشه،‌كيرش رو در مياره مي‌گذاره رو ميزِ دكتره، ميگه: ‌ببخشيد آقاي دكتر، اگه ميشه اينو يك معاينه كنيد، ببينيد كيره يا تلمبه‌ست؟!!!

295- تركه هر روز زنگ يك كليسا رو مي‌زده و در مي‌رفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه،‌ يك روز پشت در كمين مي‌كنه، تا تركه زنگ مي‌زنه، ‌خرشو مي‌گيره. تركه حول ميشه،‌ با تتپته ميگه: ببخشيد، ‌عيسي هست؟!!

286- به يه بچه كونيه ميگن ميخواي چي كاره بشي؟! ميگه: ميخوام فوتباليست شم. ميپرسن چرا؟ ميگه:‌ مي‌خوام توپ رو بر دارم همه رو دريبل كنم بزنم تو گل خودمون! ميگن: آخه واسه چي؟! ميگه: نميدوني چه حالي ميده يه استاديوم آدم رو بكنن!!!


287- به عربه ميگن با آب جمله بساز، ميگه: كير تو كس ننت! ميگن: پس آبش كو؟! عربه ميگه: برو از ننت بپرس!!

288- قزوينيه داشته بچهه رو ميكرده،‌ وسط كار يهو منكرات ميريزه،‌ اينم براي اينكه‌ صحنه سازي كنه،‌ به بچهه ميگه بيا حالا تو منو بكن. بچهه هي داشته سعي ميكرده، نميتونسته، در همين هين افسره ميرسه، زيپ شلوارشو مي‌كشه پايين، ميگه: بالام‌جان بيا كنار، اين كارا بچه بازي نيست!!!


289- تركه داشته نوار بهداشتي مي‌گذاشته تو ضبط، رفيقش مي‌پرسه: ‌داري چيكار مي‌كني؟ تركه ميگه: مي‌خوام كس‌شعر گوش بدم!!!

290- عربه ميره آزمايش خون بده، پرستاره هرچي مي‌خواسته با سرنگ خون بكشه، نمي‌تونسته. بالاخره مجبور ميشه انگشت سبابه يارو رو سوراخ كنه تا خون بياد، ولي باز خوني در نمياد. بالاخره مجبور ميشه با دهن يك مك بزنه تا يكم خون بريزه رولام. عربه خيلي خوشش مياد، ميگه: ببخشيد خانم فردا دوباره شما ازمايش ميگيريد؟ پرستار ميگه: چطور مگه؟ عربه ميگه: آخه فردا من آزمايش ادرار دارم!!
281- تركه ميره پيش رفيقش ميگه:‌ بابا تو چي كار ميكني اينقدر وضعه كاسبيت خوبه؟! ما خيلي كاسبيمون كساده، سرجدت به ما هم يكم ياد بده. رفيقش ميگه: بيا دو دقيقه بشين اينجا بين من چيكار ميكنم. تركه ميشينه تو دكون يارو، يه مشتري مياد ميگه: آقا تخم چمن دارين؟! يارو ميگه: بله كه داريم، بفرماييد اين تخم چمن اينم به ماشين چمن زني! يارو ميگه: ‌اين براي چيه؟! ميگه: ‌خوب عزيزم تو وقتي چمن كاشتي يه ماه ديگه چمنات بلند ميشن، اون وقت بايد كوتاهشون كني،‌ حالا تا اون وقت هم معلوم نيست من چمن زن داشته باشم، تازه ممكنه گرون شه... خلاصه يك ربع روضه مي‌خونه، مخ يارو رو مي‌زنه. يارو هم ميگه باشه، چمن‌زن رو هم ميبرم. تركه اينو ميبينه خيلي حال ميكنه ميگه: ‌بابا ايول، كارت خيلي درسته! منم ديگه ياد گرفتم! ميره مغازه خودش،‌ يه يارو مياد ميگه:‌ آقا نوار بهداشتي دارين؟‌ تركه ميگه: ‌بله كه داريم، بفرمايين اين نوار بهداشتي، اينم يه چمن زن!‌ يارو ميگه:‌ بابا اين ديگه براي چيه؟!‌ تركه ميگه:‌ بابا جان تو كه شب جمعت ريده شده!‌ بيا حداقل چمناي خونت رو بزن!!!


282- زنه ميره پارچه فروشي خريد ميكنه،‌ بعد به فروشنده ميگه: چقدر ميشه؟! يارو ميگه:‌خانم شما نميخواد پول بدين، بجاش يه دور از جلو به من بدين! زنه ميگه:‌ حاج‌آقا اينجوري كه خيلي گرون ميشه! اگه ميخواين من يه دور از عقب بهتون ميدم! يارو ميگه: ‌نه خانم اين كه خيلي كمه! به جون بچه‌هام ايني كه شما ميگيد قيمت خريدشه!!!

283- يارو داشته ميرفته مسافرت، همچين كه از در خونه ميره بيرون، زنش ميره يه اصفهانيه و يك تهرانيه و يك تركه رو مياره خونه، حال و هول! از قضا يارو ميره ترمينال ميبينه بليطش واسه فرداس، برميگرده خونه ميبينه زنش لخته، ميگه:‌ خانم چرا لختي؟! زنش ميگه: آخه هوا گرمه! يارو شك ميكنه، شروع ميكنه به گشتن،‌ اصفهانيه رو تو كمد پيدا ميكنه، ‌بهش ميتوپه: مرتيكه ‌مادرقحبه، تو اينجا چه غلطي مي‌كني؟!‌ اصفهانيه ميگه: بابا چرا داد مي‌زني؟! دارم كمد رو تعمير ميكنم! يارو ميگه: ميگه پس چرا لختي؟! ميگه: ‌خوب هوا گرم بود لخت شدم! حالا بايد هزار تومن هم بدي. ياروهم ميگه: ‌ببخشيد، من اشتباه گرفتم. هزار تومن يارو رو هم ميده و ميره. بعد تهرونيه رو زير تخت پيدا ميكنه، اونم ميگه: داشتم تخت رو تعمير ميكردم و هزار تومن بابت تعميربايد بدي. تا مياد هزار تومن رو بده، ميبينه تركه از تو بالكن ميزنه به شيشه ميگه:‌ منم كردم ...منم كردم!!!

284- شيره و خره قرار ميگذارن همديگه رو بكنن، اول شيره ميكنه، وسط كار به خره ميگه:‌ برگرد يه لب بده بينم. خره برمي گرده يه لب ميده. بعد نوبت خره ميشه، شروع ميكنه به كردن وسط كار ميگه:‌ هوي شيره برگرد يه لب بده بينم. شيره هم با ناله ميگه:‌ آاي كس‌عمت! اگه بتونم برگردم كه خوارتو ميگام!!!

285- تركه كيرش مي خوابه، تخماش رو ميدزدن!!!

276- قزوينيه ميره پرورشگاه يك بچه رو به فرزندي قبول كنه، مسؤول اونجا ازش ميپرسه: بالام‌جان، مي‌كني يا مي‌بري؟!!!

277- رشتيه ميره پيش رفيقش ميگه:‌ يه زن گرفتم حال كنيم!!!


278- تركه ساعت دو نصف شب زنگ ميزنه به يك دام‌پزشكه، ميگه: آقاي دكتر، تورو خدا سريع بياين، سگم يك كاپوت قورت داده! دام‌پزشكه ميگه: خوب اگه تو گلوش گير نكرده، مشكلي نيست، خوش دفع ميشه. تركه با حالت عصبي ميگه: نه آقاي دكتر، سگم يك كاپوت قورت داده، تورو خدا زودي خودتونو برسونيد، الان خانم داره گريه مي‌كنه! دام‌پزشكه ميگه باشه، آدرس تركه رو ميگيره و قطع مي‌كنه. هنوز لباسشو كامل نپوشيده‌ بوده كه تركه دوباره زنگ مي‌زنه، ميگه: آقاي دكتر، مشكل برطرف شد. يك كاپوت ديگه تو كشو پيدا كرديم!!!

279- رشتيه و قزيونيه رو نصفه شب مست و خراب ميگيرن ميبرن منكرات. از قزوينيه ميپرسن: پدرسگ تو چي‌كاره‌اي؟! ميگه: من شاه قزوينم خوار همه تون رو هم ميگام! از رشتي ميپرسن تو چي‌كاره‌اي؟! ميگه: منم پادشاه رشتم، خوار همه تون رو هم ميگام! افسره مي‌بينه اين دوتا حالشون خيلي خرابه، اصلاً حاليشون نيست كجان، مي‌گه جفتشون رو بندازن تو يك سلول تا فردا خوارشونو بگان! صبح كه ميشه مستي از سر جفتشون پريده بوده، اول قزوينيه رو ميارن واسه بازجويي، افسره همون اول يكي مي‌خوابونه زير گوشش بهش مي‌توپه: پدرسوخته! ديشب كه پادشاه بودي، حالا كي‌ هستي؟! قزوينيه ميزنه زير گريه، ميگه: بالام جان من كارگرم، بدبختم، حالا ديشب يه غلطي كرديم شما ببخش مارو. بعد نوبت رشتيه ميشه، افسره بهش مي‌توپه: ‌خوب تو چي‌كاره‌اي؟! رشتيه ميزنه زيرگريه، ميگه: والله ما تا ديشب پادشاه رشت بوديم، ولي از ديشب تا حالا ملكه قزوينيم!!!

280- آمريكاييه و انگليسه و تركه باهم كل گذاشته بودن،‌ آمريكاييه ميگه: ما يك شاتل ساختيم، در عرض يك هفته 100000 پا ميره بالا! انگليسه ميگه: بابا اينكه چيزي نيست، ما يك شاتل ساختيم، در عرض سه روز 1000000 پا ميره بالا! تركه به خودش ميگه زشته جلو اين دو تا كم بياريم، ميگه: بابا اينا كه چيزي نيست، ما يك شب جمعه داريم، در عرض يك شب پونزده ميليون پا ميره بالا!!!

271- پسر رشتيه با پسر قزوينيه رفيق بوده و هر روز كار اينا اين بوده كه قزوينيه به رشتيه يك پولي ميداده و مشغول ميشده! يه روز پسر رشتيه با باباش تو يك مغازه واستاده بوده كه يه دفعه سر و كله قزوينيه پيدا ميشه و به پسره ميگه: بيا بريم! رشتيه ميگه: بابا مگه نميبيني بابام اينجاس؟! ضايع بازي در نيار! قزوينيه گير ميده كه همين الان بايد بياي، بهت 300 تومن ميدم! رشتيه ميگه: ‌بابا چرا حاليت نميشه؟! ميگم نميشه، جلو بابام ضايع نكن! خلاصه از قزوينيه اصرار واز رشتيه انكار،‌ تا اينكه باباهه بر ميگرده و ميگه: پسرجان،‌ يك دقيقه بيا اينجا كارت دارم! پسر رشتيه ميرينه به خودش، با ترس لرز ميره پيش باباش ميگه: بله بابا؟! رشتيه ميگه:‌ بابا‌جان ميري يا خودم برم؟!!!

272- يك زن و شوهري هركار ميكردن بچه دار نمي‌شدن (البته درواقع واسه بچه دار شدن فقط ميشه يك كار كرد! و اونها همون يك كار رو هرچي مي‌كردن افاقه نمي‌كرد!) چند دفعه خانم به اشتبها فكر كرده بود كه حامله شده ولي بعد متوجه شدن كه اشتباه كرده. يك روز زنه مياد پيشه مرده و ميگه: من چند روزه عقب انداختم، فكر كنم به اميد خدا، ايندفعه ديگه حامله هستم. مرده ميگه:‌ حالا فعلاً به كسي چيزي نگو تا مطمئن شيم. خلاصه يارو ميره سر كار، چند ساعت بعد مامور برق مياد كه كنتور رو چك كنه، بعد كه كارش تموم ميشه به زنه ميگه: خانم‌ شما عقب‌انداختين! (البته منظورش اين بود كه پرداخت قبض برق رو عقب انداختين) زنه سرخ ميشه، ميگه: اوا خاك به سرم! شما از كجا فهميدين؟! يارو اشاره مي‌كنه به كنتور برق ميگه:‌ از اينجا! زنه با تعجب ميگه: يعني اونجا هم نشون ميده؟! يارو ميگه:‌ بعله خانم، اصلاً‌ اين رو واسه همين كار ساختن! زنه ميگه: پس تورو خدا به كسي نگيد! يارو ميگه: ‌باشه،‌ ولي شوهرتون فردا بايد بياد اداره برق. شب مرده مياد خونه، ‌زنه بهش ميگه: برو بابا تو هم دلت خوشه،‌ميگي به هيچ كي نگو، تو كنتور برق همه چيز رو نشون ميده!‌ فردا هم بايد بري اداره برق. فردا مرده ميره اداره برق، ‌با خجالت از دربون مي‌پرسه:‌ ببخشيد منزلِ ما (يعني خانمِ ما... ر.ك: سخنراني هاي آقاي هاشمي رفسنجاني در رابطه با ترور ايشان!) عقب انداخته، به ما گفتن بيايم اينجا. دربونه هم بهش ميگه: برو طبقه سوم، قسمت عقب افتادگي‌ها! خلاصه يارو ميره طبقه سوم، بعد از سه ساعت تو صف واستادن، كارمند اونجا بهش ميگه: بعله آقا، منزل شما عقب افتادگي داره، حتماً‌بايد همين امروز بريد‌ جريمشو بپردازيد!‌ يارو شاكي ميشه ميگه:‌يعني چي اقا؟ مگه من چه كار خطايي كردم كه بايد جريمه بدم؟! كارمنده ميگه:‌ به من ربطي نداره، ولي اگه جريمشو ندي قطع مي‌كنيم!! يارو مي‌ترسه ميگه: اي بابا، اگه قطع كنيد اونوقت منزلِ ما چيكار كنه؟! كارمنده ميگه: من چه مي‌دونم برادر،‌ شمع مصرف كنيد! شمع!!!


273- تركه چراغ جادو پيدا ميكنه،‌ غوله از توش در مياد ميگه: يه آرزو بكن. تركه ميگه: ميخوام از كيرم به جاي شاش شامپاين بياد! غوله هم ميگه:‌ باشه. خلاصه تركه شب ميره خونه ماجرا رو واسه خانوم تعريف ميكنه، بعد ميگه:‌ برو يه ليوان بيار يه حالي بكنيم! زنه ميگه:‌ چرا فقط يه ليوان؟! تركه ميگه:‌ خوب تو از شيشه بخور!!!

274- اوا خواهره ميره پيش دكتر ميگه:‌ آقاي دكتر يه كير مصنوعي تو كونم گير كرده! دكتره ميگه:‌ اصلا ناراحت نباش! الان برات درش ميارم. اواهه ميگه: اِوا آقاي دكتر! نميخوام درش بيارين كه! ميخواستم اگه ميشه باطريشو عوض كنيد!!!


275- دو تا برادره آخره شر بودن، خوار همه محل رو سرويس كرده بودن، ديگه هروقت هرجا يك خراب كاريي ميشده، ملت ميدونستن زير سر اين دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون شاكي ميشن، ميرن پيش كشيشِ محل، ميگن:‌ تورو خدا يكم اين بچه‌هاي مارو نصيحت كنيد،‌ پدر مارو درآوردن. كشيشه ميگه: ‌باشه، ولي من زورم به جفتِ اينا نميده، بايد يكي يكي بياريدشون. خلاصه اول داداش كوچيكه رو ميارن، كشيشه ازش ميپرسه: پسرم، ‌مي‌دوني خدا كجاست؟ پسره جوابشو نمي‌ده، همين جور در و ديوار ر و نگاه مي‌كنه. باز يارو مي‌پرسه: پسرجان، مي‌دوني خدا كجاست؟ دوباره پسره به روش نمياره. خلاصه دو سه بار كشيشه همينو مي‌پرسه و پسره هم بروش نمياره، آخر كشيشه شاكي ميشه، داد ميزنه: بهت گفتم خدا كجاست؟!! پسره مي‌زنه زير گريه و در ميره تو اتاقش، در رو هم پشتش مي‌بنده. داداش بزرگه ازش مي‌پرسه: چي شده؟ پسره ميگه: بدبخت شديم! خدا گم شده، همه فكر مي‌كنن ما برش داشتيم!!!

266- تركه ميره بقالي،‌ مي‌بينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست! ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!!

267- قزوينيه داشته واسه رفيقش تعريف مي‌كرده كه: بالام جان ديشب رفته بوديم عروسي، جات خالي مختلطِ مختلط ، مرد و پسر قاطي!!!

268- عربه و تركه ميخواستن توي كون همديگه بگذارن، قرار ميگذارن هر كسي آخ بگه بايد دربياره دوباره بگذاره. اول عربه مي‌گذاره، تركه خوارش گاييده ميشه، ولي از ترس هيچي نميگه و شروع مي‌كنه سوت زدن. عربه كيرش رو درمياره ميگه: ولك بايد دوباره بگذارم! تركه ميگه: بابا من كه آخ نگفتم! عرب ميگه: سوت كه زدي! تركه شاكي ميشه، ميگه: مادر قحبه 50 گرم گوشت رو ميگذاري توي زودپز، ده دقيقه بعد صداش درمياد، دو كيلو كيرو فرو كردي سوت هم نميتونيم بزنيم؟!!

269- يك بابايي زنگ مي‌زنه سر كار به رئيسش ميگه: آقارضا، من امروز اصلاً‌ ناي تكون خوردن ندارم،‌ از سر تا نوكِ پام درد مي‌كنه! شرمندتم، امروز نميتونم بيام دفتر. رئيسش ميگه: بابا ما امروز جلسه داريم، نمي‌نوني كه نياي. ببين من يك راه حلي بلدم سه سوت رو به راه ميشي: من هروقت صبح پا ميشم مي‌بينم حالم خرابه،‌ به زنم ميگم يك ساك اساسي بزنه، به جون تو يهو آدم جون مي‌گيره! يارو هم ميگه: باشه، حالا يك امتحان مي‌كنم، بعد بهت زنگ مي‌زنم. يك ساعت بعد،‌ دوباره زنگ مي‌زنه به رئيسش ميگه: آقا رضا قربون پيشنهادت! به جان تو ميزونِ ميزون شدم، الانم پا ميشم ميام دفتر، فقط خودمونيم آقارضا، اين خانومت عجب ساكي مي‌زنه!!!

270- پينوكيو جلق ميزنه آتيش ميگيره!!!
261- يك بابايي ميميره، ميره جهنم. اونجا ميبرنش تو يك اتاقي، ‌ميبينه مدونا لخت خوابيده رو تخت! بهش ميگن: خوب حالا تا جون داري بايد بكني! يارو خوشحال ميشه، مي‌پره رو بدبخت مدونا،‌ سه ساعت تا دسته مي‌كنه! بعد كه خوب از نفس ميافته، بلند ميشه، ميبينه يك عربه اومده تو اتاق. بهش ميگه: اين عذاب جهنم كه مي‌گفتن اونقدر ها هم بد نيست ها!‌ عربه ميگه: ولك تازه واردي؟! يارو ميگه: آره، چطور مگه؟ عربه ميگه: تا اينجاش عذاب مدونا بود، حالا ولك بخواب نوبت توه!!!

262- تركه ميره خواستگاري، پدر عروس مي‌پرسه: شما خونه داريد؟ تركه ميگه: والله خونه كه نه، ‌ولي بروبچه‌ها مكان زياد دارن!!!


263- تركه رو برق مي‌گيره...ميكنه!!!


264- تركه خانوم آورده بوده، بعد ازينكه كارشون تموم ميشه،‌ زنه پا ميشه بره يك دوش بگيره. همون موقع موبايل زنه زنگ مي‌زنه، تركه يه مدت به روي خودش نمياره، اما موبايله همين جوري زنگ مي‌زده. آخر تركه هول ميشه، گوشي رو برمي‌داره ميگه: جندة مورد نظر در دسترس نمي باشد...بوووق...No Jende available at this time!!! (فرستنده:‌ بچه اصفهاني)


265- تو جبهه با رشتيه مصاحبه مي كنن،‌ ازش مي پرسن: شما اينجا تا حالا شاهد امداد غيبي هم بوديد؟‌ رشتيه ميگه:‌ اووو...فراوون! من براي خودم پيش اومده! مصاحبه‌گره خوشحال ميشه، ميگه: ميشه براي بينندگان تعريف كنيد؟ رشتيه ميگه: والله من نمي دونم چه حكمتيه، من اينجا جلق مي زنم،‌ خانم تو رشت حامله ميشه!!!

256- تركه با زنش رفته بوده سينما، تو فيلم يهو يه گاوه شروع مي‌كنه دويدن طرف تماشاچيا. تركه يهو ميپره زير صندلي، زنش ميگه: ‌بابا خجالت بكش! اين فيلمه. تركه ميگه: زن! من و تو مي‌دونيم فيلمه، گاوه كه نمي‌دونه!!

257- تركه مي خواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش!!

258- تركه مي خواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش!!

259- تركه مي‌خواسته بره شكار گوريل، با خودش يك تفنگ و يك سگ و يك گوني برمي‌داره. رفيقش مي‌پرسه: بابا تو مگه چجوري گوريل شكار مي‌كني كه اين همه چيز بي‌ربط لازم داري؟ تركه ميگه:‌ ببين، من ميرم بالاي درخت گوريله رو قلقلك ميدم، گوريله ميافته پايين، سگم ميره تخماشو گاز مي‌گيره، منم مي‌ندازمش تو گوني! رفيقش مي‌پرسه: خوب پس تفنگ رو واسه چي ميبري؟ تركه ميگه: خوب آخه ممكنه گوريله منو پرت كنه پايين!!!

260- تركه ميره آمريكا پيش رفيقش. از قضا همون موقع كنسرت ابي بوده، رفيقش ميگه پاشو بريم يك حالي بكنيم. جلو در سالن، يك بابايي واستاده‌ بوده سي‌دي‌ مي‌فروخته، ‌هي داد مي‌‌زده: ‌سي‌دي ابي، سي‌دي‌ ابي. تركه يك نگاهي به يارو مي‌كنه، به رفيقش ميگه: ببين توروخدا مردم چه خنگن! اين يارو اين همه سال تو آمريكا بوده،‌ هنوز اِي بي سي دي رو ياد نگرفته!!!

251- به تركه ميگن چرا ترك شدي؟!‌ ميگه: ايلده جوون بوديم، ايمكانات كم بود، پيش اومد ديگه!‌ ميپرسن: پس چرا لر نشدي؟ ميگه: نه بابا، ديگه اونقدرها هم ايمكانات كم نبود!!!

252- يه مدت مردم به روحانيت پشت ميكنن،‌ قزوينيا همه ميرن روحاني ميشن!!!

- زنه ميره دكتر،‌ ميگه: اقاي دكتر كمكم كنيد، من هركار مي‌كنم نمي‌تونم جلوي خودم رو بگيرم، همش مي‌خوام بدم! دكتره ميگه: خوب خانم تو سن شما اين طبيعيه! شما بايد ازدواج كنيد. زنه ميگه: آقاي دكتر الان چهارساله ازدواج كردم، ولي كمكي نمي‌كنه، هنوز همش مي‌خوام بدم! دكتره ميگه: خوب بعضي موارد پيش ميد كه هورمون‌هاي جنسي زياد فعاليت مي‌كنند، شما سعي كنيد يك دوست پسر پيدا كنيد تا ارضاتون كنه. زنه ميگه: والله آقاي دكتر، 15 تا دوست پسر دارم، ولي كافي نيست، باز هميشه مي‌خوام بدم! دكتره كف مي‌كنه، ميگه: خوب در موارد خيلي نادر، عواطف فاميلي باعث ميشه فرد به ارضاي جنسي نرسه. شما سعي كنيد با يكي دو تا از اهالي فاميل رابطه صميمي‌تر برقرار كنيد. زنه ميگه: والله آقاي دكتر، با همة مرداي فاميل رابطه دارم، ولي بازم كافي نيست، همش دلم مي‌خواد بدم! دكتره شاكي ميشه، داد ميزنه: خانم شما مريضيد!! زنه ميگه:‌ قربون دهنت آقاي دكتر! اينو به شوهرم بگيد كه صبح تا شب ميگه من جندم!!!

254- تركه ميره لباس فروشي،‌ ميگه:‌ ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه:‌بعله. تركه ميگه: بي‌زحمت دونخ بدين!!!

255- قزوينيه ميميره، اون دنيا به علت 70 سال بچه‌بازي مستمر ميندازنش قعر دوزخ، پيش اژدهاي دو سر! يك مدت ميگذره طبقه‌هاي ديگه جهنم هي صداي آه و اوه و داد و بيداد مي‌شنيدن. بالاخره دو سه تا از فرشته‌ها ميرن پيش رئيس جهنم ميگن: اين بيچاره گناه داره، بگذار از پيش اين اژدها بياريمش بيرون. اونم ميگه باشه. همچين كه در سلول قزوينيه رو باز مي‌كنن، اژدهاي مي‌زنه بيرون، حالا ندو كي بدو! فرشته‌ها بهش ميگن: ‌بابا خجالت بكش! آخه چرا داري در ميري؟ اژدهاي ميگه: بابا اين دهن منو سروريس كرده! الان دو ماهه گير داده كه: بالام‌ جان تو كه دو تا سر داري، پس اونيكي كانت كجاست؟!!

246- رشتيه ميره خونه، ميبينه زنش يه ساعت طلا دستشه،‌ ميگه:‌خانم جان، اينو از كجا اوردي؟! زنه ميگه: يه ساعت دادم يه ساعت گرفتم!!!

247- تركه دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاب‌كارش بهش ميگه: كس‌خل تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! تركه ميگه: ايلده ‌اون دفعه با فرقون بردم، اين ميله‌هاش پشتم رو اذيت مي كرد!!!

248- سه نفر كل گذاشته بودن سر اندازة پستوناي زناشون‌! اولي ميگه:‌ پستوناي زن من اندازه خربزه است! دومي ميگه:‌ پستوناي زن من اندازه هندونست! سومي ميگه: ‌بابا اينا كه چيزي نيست، من وقتي كرست زنم رو ميبرم خشك شويي يارو ميگه: چتر نجات قبول نمي كنيم!!!

249- يك سال، يك ماه از محرم گذشته بوده ولي هنوز تو شهر صداي سينه‌زني ميومده. مردم ميرن پي ماجرا، ميبينن دسته تركها تو كوچه بن بست گير كرده!!!

250- به رشتيه ميگن بچه داري؟!‌ ميگه:‌ والله من نه، ولي خانم داره!!!

241- زنه سوزشِ ادرار داشته، ميره دكتر. دكتر بهش ميگه بايد يك لگن آب كني بعد يك قاشق سركه بريزي بعدم يك ساعت بشيني توش. فرداش زنه با حال زار ميره پيش دكتره، ميگه: آقاي دكتر پدرم درومد، ‌هزار بار سوزشش بيشتر شد! دكتره مي‏پرسه: هر كاري گفته بودم كردي؟ زنه ميگه آره بابا، يك لگن سركه ريختم، بعد يك قاشق آب ريختم بعدم يك ساعت نشستم توش! دكتره ميگه: من گفتم يك لگن آب كن يك قاشق سركه بريز توش ، نگفتم كه ترشي كس درست كن!!!


242- از زنِ‌تهرونيه ميپرسن: ‌نظر شما راجهع به شوهرتون چيه؟ ميگه: والله اين شوهر من مثل موبايل ميمونه!‌ ميپرسن: آخه چه ربطي داره؟! زنه ميگه: والله صبح تا شب كه در دسترس نيست، شبم كه آنتن نميده!!!

243- دخترِ رشتيه ميره پيش مامانش ميگه: مامان‌جون چه گردنبند خوشگلي داري، اينو بابام برات خريده؟! زنه ميگه: من اگه به اميد بابات بودم، الان تو رو هم نداشتم!!!

244- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي دختره گوشي رو ور ميداره. تركه ميگه: ببخشيد غزال خونست؟!‌ باباهه هم شاكي ميشه فحش خوار مادر رو ميكشه به تركه! چند روز بعد دختره تركه رو تو خيابون ميبينه،‌ ميگه: ‌بابا چرا ضايع بازي در مياري؟! وقتي بابام ور ميداره، ‌يه چيزِ بي‌ربط سر هم كن بگو. تركه هم ميگه ‌باشه. دفعه بعد كه زنگ ميزنه، باز باباهه گوشي رو ور ميداره.‌ تركه هول ميشه، ميگه: ببخشيد اونجا ميدون انقلابه؟!! يارو ميگه: آره چي كار داشتي؟! ميگه: ببخشيد، غزال خانم هستن؟!!

245- تركه زن مي‌گيره، آخر شب وقتي ميرن تو حجله،‌ زنه ميبينه تركه رو كيرش يك ضربدر كشيده! ازش ميپرسه: اين يعني چي؟ تركه ميگه: ساك يادت نره!!!

236- تركه داشته از تو جزيره آدم‌خورا رد ميشده،‌ يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت مي‌كنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم!‌ يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه،‌ سنگ رو ميكوبه تو كلة ‌رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابه‌جا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع مي‌كنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بندة من، حالا ديگه بدبخت شدي!!!

237- لره توي اتوبوسِ تهران-خرم‌آباد نشسته بوده، ميره به راننده ميگه: آقاي راننده واسه كي داري رانندگي مي كني؟! اينا همه خوابن!!!

238- تركه با چند تا رشتيه نشسته بودن داشتن جوك مي گفتن، رشتيا براي تركا جك ميگن، نوبت تركه كه ميشه،‌ تا مياد بگه: يه روز رشتيه... همه بهش ميگن بشين بابا نميخواد بگي! دوباره يه دور ميزنه ميرسه به تركه، باز تا مياد بگه: يه روز يه رشتيه... ميپرن وسط حرفش، نميذارن بگه. بار بعد كه نوبت ميرسه به تركه، ميگه: يه روز يه تركه داشته ميرفته با سر ميخوره زمين! همه رشتيا ميخندن بعد تركه ميگه: ‌ولي وقتي بلندش ميكنن ميبينن رشتي بوده!!


239- يارو مياد خونه، همچين كه از در وارد ميشه، زنش مياد ميگه: ‌سلام عزيزم! يك لب اساسي بهش ميده، بعد كتشو ازش ميگيره ميبره آويزون مي‌كنه، بعدم دستشو ميگيره ميبردش تو اتاق خواب، شروع مي‌كنه ساك زدن، اونم چه ساك زدني!! مرده يكم زنشو نگاه مي‌كنه، ميگه: راستشو بگو خانوم،‌ اين دفعه ديگه چه بلايي سر ماشين آوردي؟!!!

240- تركه ميره بيمارستان، لهجشو عمل مي‌كنه!!

231- شباهت زن حامله و نون سوخته چيه؟! سر هر دوتا دير كشيدن بيرون!!!

232- قزوينيه ميره تهران پيش رفيقاش، رفيقاش هم همه جور بساطي براش جور ميكنن، از عرق و فيلم سوپر و ترياك و ... آخر شب هم يه جنده باحال براش ميارن تا صبح حال كنه! بعد از يه مدتي رفيق قزوينيه ميره قزوين، قزوينيه هم سنگ تموم ميگذاره، براش همه چيز جور ميكنه و آخر شب هم ميره بيرون كه يه كون باحال براش گير بياره ولي هرچي ميگرده،‌ چيزي پيدا نميكنه،‌آخر ور ميداره يه پير مرد ترياكي لاغر مردنيِ كچل رو ورميداره مياره، ‌رفيقش ميگه: بي‌معرفت، اين چيه ور داشتي آوردي؟! قزوينيه ميگه: بالام‌جان شرمنده، شب جمعه بود، هيچي گير نميومد! اينم داييمه با كلي خواهش و التماس آوردمش!!!

233- تركه يه تيكه يَخو گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه مي كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ تركه ميگه: ايلده ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه!!

234- به تركه ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درختو؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ تركه ميگه بخاري! يارو كف مي‌كنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درختو گرم مي كنه؟ تركه ميگه: بخاريِ خودمه دوست دارم بگذارمش بالاي درخت!!!


235- دختره از معلم زيست‌شناسيش مي‌پرسه: چرا چشماي گاو هميشه خماره؟ معلمه يك نگاهي بهش مي‌كنه،‌ ميگه: عزيزم اگه پستوناي تو رو هم روزي سه ساعت بمالند ولي نكننت، چشات به همون خماري ميشه!!!‌

226- يك هواپيما داشته از تبريز ميرفته پاريس، وسطاي راه يهو صداي خلبان از بلندگوها مياد: اَتِنْشِن پليز! ايلده خلبان اسپيكينگ..مسافران ليسنينگ! موتور چپ هواپيما از كار افتاده، ولي شما هيچ نترسيد! من خودم واردم، هواپيما رو سالم ميشونم. يك مدت ميگذره، دوباره صداي خلبان از بلندگوها مياد كه: اَتِنْشِن پليز! ايلده خلبان اسپيكينگ..مسافران ليسنينگ! موتور راست هواپيما هم از كار افتاده، ولي شما هيچ نترسيد! من خودم كلي تجربه دارم، تا فرودگاه بعدي هم راهي نيست، هواپيما رو سالم ميشونم. باز يك مدت هواپيما دور خودش ميچرخه، دوباره صداي خلبان از بلندگوها مياد كه: اَتِنْشِن پليز! ايلده خلبان اسپيكينگ..مسافران ليسنينگ! همين الان دم هواپيما كنده شد، ولي شما هيچ نترسيد! من خودم هواپيما رو ميشونم. يك ده دقيقه مي‌گذره، دوباره صداي خلبان از بلندگوها مياد كه: اَتِنْشِن پليز! ايلده خلبان اسپيكينگ..مسافران ليسنينگ! اَشهداَن‌لااله‌الله!!!

227- تركه ميخ ميره تو پاش، نميتونه درش بياره،‌ كجش ميكنه!!

228- تركه داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است... ‌تركه ميگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي قسم ميخوري؟!!!


229- تركه شب از خواب پاميشه، پاهايي كه از لحاف اومده بيرون رو ميشماره،‌ ميبينه شيش تاس! هول ميشه، پاهاي خودش رو جمع ميكنه،‌ دوباره ميشمره،‌ بعد ما خيال راحت ميخوابه!!!

230- شباهت زن و تقويم چيه؟! دوتاشون وقتي قرمزن تعطيلن!!!

221- تو يكي از دهات اردبيل ملت براي بار اول كيوي ميبينن، ميرن از ملاي ده ميپرسن اين چيه؟ ملاهه يكم ميره تو نخ كيويه، بعد ميگه: ايلده تخم مرغيش، كه تخم مرغه! ولي من نمي‌فهمم چرا موكتش كردن؟!!


222- تو يكي از دهات قزوين، ملت براي بار اول يه ميوة انجير پيدا مي‌كنن. خلاصه سر در نميارن چه موجوديه، ميبرنش پيش ملاي شهر، ميپرسن اين چيه؟ ملاهه يك نگاهي به انجيره ميكنه، ميگه: بالام جان من بايد يك مقدار تحقيقات رو اين بكنم، فردا بياين جوابشو بهتون بدم. ملت ميرن دنبال كار و كاسبيشون، فردا برميگردن، ميپرسن: خوب ملا بالاخره اين يارو چيه؟ ملا ميگه: بالام جان، شيره بوده مالاندن...يك كمي گردالاندن...خشخاش توش پاشاندن...چوب به كونش نشاندن...تازه شده گلابي!!!

223- قزوينيه تو? ي?? ازين محله ها? پرت ،?نار ي? درخت تق ي?? از اين بچه رديفارو م?‌گذاشته، يهو اما?ن و نيرو? انتظام? و پليس 110 همه محاصرش مي?نن! قزوينيه داد ميزنه: بالام جان چه خبره؟! حالا خوب شد هولم ?رديد گذاشتم به ?ان بچة مردم؟!!!


224- از تركه ميپرسن بنفش چه رنگيه؟ ميگه: قرمز ديدي؟! آبيش!!!
- تركه ميفته تو جوب،‌ سند ميگذاره مياد بيرون!!!

216- زنِ آپانديسش رو عمل كرده بوده، بعد از عمل شوهرش مياد ملاقاتش. منتها زنه هنوز خوب بهوش نيومده بوده و داشته زير لب هزيون مي‌گفته: احمق...بي‌شعور...عوضي! يك دكتري داشته از اتاق رد ميشده، ميگه: خوب به سلامتي مثل اينكه خانمتون به هوش اومده و داره باهاتون حرف ميزنه!!!

217- تركه خودشو ميزنه به كوچة علي چپ، گم ميشه!!!

218- تو زمستنون سه نفر رفته بودن طرفاي تجريش، باهم ‌داد مي‌زدن: برف پارو مي‌كنيم... بعد يك مدت خسته ميشن،‌ ميگن بيايم هركدوم فقط يك كلمشو بگيم كه صرفه‌جويي شه! اولي داد ميزنه:‌ بــرف... دويم داد مي‌زنه: پـــارو... سومي داد مي‌زنه: مــي‌كـنـيـم! بعد يك مدت يك پيرزنه سرشو از پنجره درمياره بيرون، ميگه: ننه يك دقيقه بيا اينجا. جماعت خوشحال ميشن، ميرن جلو پنجره،‌ پيرزنه ميگه: نه ننه...شما دو تا نه، فقط سوميتون!!!

219- تركه ميره دكتر، از دكتره ميپرسه: آقاي دكتر، فكر مي‌كني من صد سال زندگي كنم؟! دكتره ميگه: خوب بستگي داره. تركه مي‌پرسه:‌ يعني چي آقاي دكتر،‌ به چي بستگي داره؟ دكتره ميپرسه: ‌ببينم تو سيگار ميكشي؟ تركه ميگه:‌ نه. دكتره مي‌پرسه: عرق مي‌خوري؟ تركه ميگه:‌ نه بابا آقاي دكتر، اين حرفها چيه؟‌!‌ دكتره مي‌پرسه: ترياك مي‌كشي؟! تركه ميگه: نه بابا ترياك چيه؟! دكتره ميپرسه: خانوم بازي مي‌كني؟ تركه ميگه: نه بابا زشته آقاي دكتر! دكتره مي‌پرسه: ببينم جلق چي؟ جلقم نمي‌زني؟! تركه سرخ ميشه، ميگه:‌ نه آقاي دكتر، من غلط بكنم! دكتره شاكي ميشه،‌ ميگه: پس آخه كس‌خل ميخواي صد سال زنده باشي چه گهي بخوري؟!!!

220- يارو تو انتخابات كانديد ميشه، بعد كه رايها رو ميشمرن، ميبينه سه تا راي آورده. شب ميره خونه، خانومش در جا يكي مي‌خوابونه تو گوشش، ميگه: ميدونستم پاي يك زنه ديگه هم وسطه!!!

211- تركه نشسته بوده تو قهوه‌خونه داشته چايي ميخورده، يهو ميبينه ي? مگس? پرواز ?نان از لا? روپوش خانم ميز روبرويي وارد مر?ز ثقل زنه ميشه! بعد يك مدت ازونجا درمياد صاف مياد ميفته تو چايي تركه! تر?ه خيلي شاكي ميشه،‌ داد ميزنه: پدر سگِ مادر قحبه! ?س‌ِتو يجا ديگه مي?ن?، غسل‌تو تو? چاي?ِ ما؟!!

212- تركه زن ميگيره،‌ منتها هچ رقم قانون بازي رو بلد نبوده! خلاصه ميره پيش باباش ميگه: ‌بابا من امشب چه غلطي بكنم؟! باباهه مياد فلسفي بازي دربياره،‌ ميگه:‌ هيچ نگران نباش! وقتي رفتين تو اتاق، اول هركار خانمت كرد تو هم بكن،‌ بعد از يك مدت جو ميگيردت ‌خودت ميفهمي بايد چيكار كني! خلاصه شب ميشه و عروس و داماد ميرن تو حجله. زنه لخت ميشه، تركه يك نگاه مي‌كنه، زود لخت ميشه. بعد زنه مي‌خوابه رو تخت، تركه هم زود ميره مي‌خوابه رو تخت. زنه پاهاشو وا ميكنه،‌با عشوه ميگه: آااااه جوني! تركه هم پاهاشو وا ميكنه،‌ ميگه: آااااه جوني! زنه ميبينه اين بابا حاليش نيست، ميگه بگذار ديگه حسابي تحريكش كنم. يك بالشو ورمي‌داره ميگذاره لاي پاش مي‌غلطه به چپ. تركه هم يك بالشو ورميداره مي‌گذاره لاي پاش مي‌غلطه به راست!‌ زنه شاكي ميشه، پاميشه لباساشو ميپوشه كه بره. تركه مي‌پرسه: كجا ميري عزيزم؟ زنه ميگه: ‌دارم ميرم يكي رو از سر كوچه پيدا كنم، ‌تق جفتمون رو بگذاره!!!

213- بچهه مياد خونه، باباش ميبينه انگشت دستش همينطوري راست واستاده! ميگه: اين چه وضعيه؟ بچهه ميگه: امروز تو آزمايشگاه داشتيم يه مادة شيميايي مي‌ساختيم، انگشتم خورد بهش، ازون موقع همين جور راست واستاده! باباهه ميگه: ببين باباجون، اگه فردا يه شيشه كوچولو از اون ماده برام بياري صد تومن بهت ميدم. بچهه هم از خدا خواسته فردا يه شيشه از اون ماده بلند ميكنه و مياره براي باباش. قرار ميشه صد تومن رو فردا باباش بگذاره زير بالشش. خلاصه بچهه فردا پاميشه، يك هزار تومني زير بالشش پيدا مي‌كنه! خوشحال ميره پيش باباش، ميگه: اين كه هزار تومنه؟ باباهه ميگه: صد تومنش رو من دادم، نهصد تومنش انعام مامانه!!!‌

214- باباي تركه ميميره، مجلس ختمش رفيقاي تركه همه ميان بهش تسليت ميگن. تركه خيلي احساساتي ميشه، ميگه: به خدا خيلي زحمت كشيدين تشريف آوردين، ‌شرمنده كردين... ايشالله ختم پدرتون جبران مي‌كنم!!!

215- يك جناب يُبسي زن مي‌گيره، شب ميرن تو حجله، يارو مياد آقا بزرگ بازي درمياره،‌ ميپرسه: عزيزم، ‌مامانت سفارشهاي لازم رو بهت كرده؟! دختره كه دوزاريش نيافتاده بوده، ميگه: آره عزيزم، ولي بين خودمون باشه، اين مامان من اونقد امله كه من ترجيح ميدم روشهاي هميشگي خودم رو حفظ كنم!!!

206- پرايده داشته از بغل فلكس قورباغه ايه رد ميشده، ازش ميپرسه: داداش، چشمات چرا زده از حدقه بيرون؟! فلكسه ميگه: اگه موتور تورم درمياوردن ميچپوندن به ماتحتت، چشمات ميزد از حدقه بيرون!!

207- رشتيه نفس زنان مياد خونه، به زنش ميگه: خانم جان چه نشستي كه به هركي كه پنج تا بچه داشته باشه، يك پرايد مجاني ميدن! زنش ميگه: مرد مگه زده به سرت؟! ما كه سه تا بچه بيشتر نداريم! رشتيه ميگه: خانم جان، از شما چه پنهون...من دو تا بچه هم از صغرا خانوم، طبقه پاييني دارم! الان ميرم ميارمشون. خلاصه ميره دو تا بچه ها رو مياره، وقتي برميگرده ميبينه دو تا از بچه هاش نيستن. از زنش ميپرسه: خانم جان، ياسر و علي كجا رفتن؟ زنش ميگه: والله تو كه پايين بودي، هوشنگ خان اومد بچه هاشو برد!!!

208- رشتيه آخره پكر و ناراحت نشسته بوده تو يك عرق فروشي و همين جور يك ساعت تمام داشته گيلاس عرقشو نگاه مي‌كرده. يارو جاهله با خودش ميگه بگذار يكم بخنديم، ميره جلوي رشتيه، گيلاس عرقشو برميداره، لاجرعه ميره بالا. رشتيه اول يك نگاه غمناك به يارو ميكنه، بعد يهو ميزنه زير گريه! جاهله ناراحت ميشه:‌ميگه: بابا بيخيال،‌ شوخي كردم جون حاجي..اصلاً‌ الان يدونه مَشتي‌شو برات ميگيرم، مهمون من! رشتيه در حين هق هق ميگه: نه داداش، تقصير تو نيست. اصلاً‌ امروز بدترين روز زندگي منه! اولش صبح خواب موندم دير رسيدم سركار،‌ رئيسم هم بيرونم كرد! ‌بعد اومدم برگردم خونه، ‌ديدم ماشينم رو دزد برده! رفتم كلانتري، ‌گفتن كاريش نمي‌تونن بكنن...بعد تاكسي گرفتم رفتم خونه،‌ يهو ديدم كيف پولم رو گم كردم، ‌يارو راننده تاكسيه هرچي از دهنش درومد بارم كرد و گاز داد رفت.. بعد رفتم تو خونه، ديدم خانم با سه تا از همسايه‌ها تو رختخوابن! آخر تصميم گرفتم خودمو بكشم،‌كه يهو تو اومدي ليوان سمم رو تا ته خوردي!!!

209- يزديه داشته لباساشو اتو مي‌كرده، زنش از تو آشپزخونه داد ميزنه: داري چيكار مكني؟ يزديه ميگه: مگه كوري زن؟! ‌دارم اتو مي‌كنم. زنه ميگه: حالا چرا اتو مي‌كني؟ بيا ايتو بكن!!!

210- زن اصفهانيه داشته تو حياط خونه با بچش بازي مي‌كرده، هي مينداختتش بالا ميگرفتتش،‌ مي‌گفته: اين دودول چند تومنس؟! اين دودول ده تومنس...اين دودول صد تومنس! درهمين حين يك جاهله داشته از اونجاها رد ميشده، از تو كوچه داد ميزنه: آبجي شوما كه قيمت دستتونس، بيا يك نگاه به مال ما بكن ببين چند ميارزه!!!

201- پرايده داشته از بغل فلكس قورباغه ايه رد ميشده، ازش ميپرسه: داداش، چشمات چرا زده از حدقه بيرون؟! فلكسه ميگه: اگه موتور تورم درمياوردن ميچپوندن به ماتحتت، چشمات ميزد از حدقه بيرون!!

202- رشتيه نفس زنان مياد خونه، به زنش ميگه: خانم جان چه نشستي كه به هركي كه پنج تا بچه داشته باشه، يك پرايد مجاني ميدن! زنش ميگه: مرد مگه زده به سرت؟! ما كه سه تا بچه بيشتر نداريم! رشتيه ميگه: خانم جان، از شما چه پنهون...من دو تا بچه هم از صغرا خانوم، طبقه پاييني دارم! الان ميرم ميارمشون. خلاصه ميره دو تا بچه ها رو مياره، وقتي برميگرده ميبينه دو تا از بچه هاش نيستن. از زنش ميپرسه: خانم جان، ياسر و علي كجا رفتن؟ زنش ميگه: والله تو كه پايين بودي، هوشنگ خان اومد بچه هاشو برد!!!

203- زنه ميره كفاشي، ميگه: آقا يك كفش ميخوام پشتش باز باشه، جلوش هم منگوله داشته باشه. كفاشه يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: خانم يهو بيا پاتو بكن تو كون من!!

204- تركه و كرده قرار ميگذارن همديگه رو بكنن. اول تركه ميكنه، كارش كه تموم ميشه يهو خجالت ميكشه، سرشو ميندازه پايين. كرده مياد جلو بغلش ميكنه، بهش ميگه: سرتو بگير بالا پهلوان... كانِ مرد كردي!!!

205- رشتيه مياد خونه، ميبينه زنش لخت رو تخت خوابيده. ميگه: خانم جان، باز تو چرا لختي؟! زنش ميگه: آخه لباس ندارم! رشتيه شاكي ميشه، ميره در كمد رو باز ميكنه، شروع ميكنه شمردنه لباسا: اين يك پيرهن... اين دوتا... اين سه تا...اصغرآقا برو اونور...اين چهار تا... اين پنج تا!!!

ادامه مطلب

نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور 1385 توسط دکتر خنده| لينک ثابت |


جوک تركی

- رشتيه ميره خونه مي بينه يه سياهه داره زنش رو ميكنه. داد مي زنه: دربيار!، دربيار! يارو در مياره. رشتيه ميگه: اَه اَه! حالم بهم خورد، بكن تو! بكن تو!!

797- رشتيه وسط روز ميره خونه از پشت شيشه ميبنه يه نفر رو زنش سخت مشغوله. زنه هم هي ميگفته: بازم بكن! بازم بكن! يارو هم ميگه بابا ديگه چقدر بكنم؟! تا خايه هام رفته تو! زنه ميگه اون قاشق رو بردار تخماتم بكن تو. يارو قاشق ور ميداره كه يهو رشتيه ميپره تو داد ميزنه: اَه اَه! خانم من نامردم اگه ديگه با اون قاشق غذا بخورم!!

798- رفيق رشتيه مياد خونش مهموني. وارد اتاق كه ميشه، ميبينه يه تفنگ به ديوار آويزونه. مي پرسه: اين واسه چيه؟ رشتيه ميگه: واسه حفظ ناموس! خلاصه يارو حساب كار خودشو مي كنه. شب رديف تو اتاق خوابيده بودند، زنه ميگه: {با خروپف}تفنگ خرابه! دخترش ميگه: {خروپف} فشنگ نداره! رشتيه ميگه: منم كه خوابم!!!

799- رشتيه زنش حامله نميشده، ميندازدش بيرون ميگه: برو بيرون تا حامله نشدي برنگرد خونه!!

800- رشتيه ميخواسته زن وبچش رو بفرسته مسافرت. ماشين ميگيره، به زنش ميگه خانم جان! شما اينجا صبركن. خودش سوار ماشين ميشه، تفنگ در مياره ميذاره رو شقيقه راننده، ميگه: برو! يارو رو ميبره توجنگل وصحرا. ميگه: يالا جلق بزن! يارو ميزنه. ميگه دوباره بزن! يارو بازم ميزنه. بعد سوار ميشن برميگردن. رشتيه به زنش ميگه: خانم جان! خيالت راحت باشه، زهرشو گرفتم!!

خوب آقا، اين از ج?هايي ?ه واست گير آورديم. حالا اگه بي زحمت ي? تريپ ي? ?لي? تو سر اين جمله بزني، ما به نظر منورت راجع به ج?هاي ?ه خوندي ترتيب اثر ميديم."

791- رشتيه با رفيقش صحبت ميكرده، ميگه بابا اين تهرانيا عجب آدماي خوبين! رفيقش ميگه چطور مَگه؟ ميگه: ميري اونجا، تو ترمينال ميان دنبالت، ميبرنت رستوران ازت پذيرايي ميكنن، بعد مي برنت بهترين هتل برات اتاق مي گيرن، هرجا ميري همرات هستند، ‌هواتو دارند و... رفيقش ميگه: نه بابا! راست ميگي؟ رشتيه ميگه: والله من خودم كه نرفتم ولي خانم رفته بود تعريف ميكرد!!

792- زن رشتيه نصفه شب داشته ميرفته بيرون. رشتيه با اخم و تخم مياد جلو مي پرسه: خانم جان كجا ميري؟ ميگه: ميرم كس بدم! ميگه: آي اين صداقتت منو كشته!!

793- رشتيه ميره خونه ميبينه زنش با يك نره خري مشغولند. يارو تا رشتيه رو مي بينه مي زنه به چاك و با آخرين سرعتش مي دوه در مي ره. رشتيه هم تا اون ور مازندران فحش ميده و دنبالش ميكنه. آخر يارو مي رسه لب يك پرتگاه، ديگه هيچ راه فراري نداشته، ‌رشتيه هم همين جور عصباني داشته دنبالش ميومده. مرده ميگه: غلط كردم! توروخدا منو نكش! رشتيه ميگه: هيس! اول اون دمپايي هاي منو بده!!



794- رشتيه با تهرانيه تصادف ميكنه. تهرانيه از ماشين پيدا ميشه،‌ مياد جلو رشتيه، داد مي زنه: مادرتو گاييدم، خوارتو گاييدم، عمتو گاييدم! هر چي دختر تو فاميلتونه گاييدم! رشتيه ميگه: اووو! مرتيكه حشري!!!


795- رشتيه ميره خونه ميبينه رو قالي جاي كفش هست. جاي پاها رو دنبال ميكنه مي رسه به اتاق خواب، ميبينه يكي سخت با زنش مشغوله. داد ميزنه: مرتيكه بي ناموس! در بيار! در بيار! يارو جفت مي كنه، ميكشه بيرون. رشتيه شاكي ميشه ميگه: بابا اون صاحب مرده رو نگفتم كه، كفشاتو گفتم!!!

786- لره سلموني داشته. يه روز ميخواسته بگوزه به شاگرد سلموني ميگه: برو بيرون نگاه كن اينطور كه بوش مياد مي خواد بارون بباره. پسره ميره بيرون، زود مياد ميگه نه آسمون صاف صافه. يارو نمي رسه كارشو بكنه. دوباره به شاگرده ميگه،‌هوا بدجوري گرفته، برو ببين بارون نمياد. پسره دوباره ميره، زود مياد. لره بازم نميتونه كارشو بكنه. خلاصه بار سوم پسره رو ميفرسته و ايندفعه سريع ميگوزه و اَنشم باش مياد. پسره مياد تو ميگه: والله اوستا اينجوركه بوش مياد ميخواد از آسمون اَن بباره!!

787- يارو لره به دختر دهشون تجاوز ميكنه. ميبرنش پيش قاضي. قاضي بهش ميگه: مرتيكه! چرا اين كارو كردي؟ لره ميگه: آقاي قاضي! شب مهتو، لب اُوْ، تو بيدي نميكردي؟! قاضي ميگه: نه! لره ميگه: برو گي تِ بخور!!

788- يارو با زنش قرار داشته كه هر وقت هواي سانفرانسيسكو كرده بودم، ميگم: ماشين لباسشويي رو رو روشن كن، لباس چرك دارم. يه روز مرده ميخواسته يه حالي بكنه، به بچشون ميگه برو به مامان بگو لباس چرك دارم. بچه ميره و بر ميگرده، ميگه مامان گفت: برو بگو فعلاً وقت ندارم. دوباره بعد از يك مدتي مرده به بچه ميگه برو بگو كلي لباس چرك دارم، اون ماشين لباس شويي رو روشن كن. بازم بچه مياد ميگه مامان گفت: باشه بعداً، فعلاً اصلاً وقت ندارم. بعد از يه مدتي، زنه به بچه ميگه: برو به بابات بگو اگه ميخواد لباساشو بياره، ماشين لباس شويي رو روشن كنم. بچه ميره و برميگرده، ميگه بابا گفت: نميخواد با دست شستم!!

789- رشتيه واسه رفيقش تعريف ميكرده كه : -آره رفتم خونه ديدم دو تا كفش دم دره، منم رفتم تو گفتم ديگه كارش تمومه. رفيقش ميگه خوب چي كار كردي؟ ميگه رفتم تو اتاق ديدم كه مرتيكه رو خانمه! رفيقش : خوب، حتما كشتيش؟ رشتيه ميگه: نه بابا يارو تا منو ديد، كشيد بيرون، دويد تو دستشويي. رفيقش ميگه : خوب حتما اونجا ديگه خفش كردي؟ رشتيه ميگه نه بابا صبركن، اون رفت تو دستشويي منم رفتم دنبالش، اونم فرار كرد رفت تو آشپزخونه. رفيقش ميگه: خوب اونجا ديگه حتما با چاقو كشتيش؟ رشتيه ميگه: نه جانم صبر كن، اون رفت تو آشپزخونه منم رفتم دنبالش، اون فراركرد رفت تو حموم. رفيقش ميگه خوب اونجا ديگه حتما كارو تموم كردي؟ رشتيه ميگه: نه بابا! اون رفت تو حموم، منم رفتم تو حموم، خانم هم اومد تو حموم. يهو يارو پاش رفت رو صابون خورد زمين، آي خنديديم!

790- رشتيه ميرفته كلاس غيرت تركها. نصفه شب خانمش بلند ميشه، ميگه : خانم جان! اينوقت شب كجا ميري؟ ميگه: ميرم دستشويي. ميگه: نميخواد، بشين خودم ميرم!!
781- رشتيه ميره پيش رفيقش، ميبنه عصبانيه. ميگه چرا ناراحتي؟ چي شده؟ رفيقش ميگه اين زن ما انار خورده دونه هاش رو ريخته رو تخت، همه جارو كثيف كرده. منم شاكي شدم زدمش. فرداش دوباره همديگر رو ميبينن، اين دفعه رشتيه شاكي بوده. رفيقش ميپرسه چي شده، تو چرا ناراحتي؟ ميگه هيچي بابا اين زنه ما هواپيما خورده، خلبانشو انداخته زير تخت!!

782- بچه با باباش ميره حموم، تو حموم سُر ميخوره، كير باباش رو ميگيره كه نيفته. باباش سرش داد ميزنه: تخم سگ حواستو جمع كن! اگه با ننت اومده بودي كه با سر خورده بودي زمين

783- رشتيه ميره دكتر، ميگه اقاي دكتر من هشت تا بچه دارم، ديگه نميخوام بچه دار بشم. چيكاركنم؟ دكتره ميگه: خوب عزيزجان، موقع عمل كاندوم مصرف كن. رشتيه ميگه: آقاي دكتر سر دو تاي اول كاندوم مصرف كرده بودم، ولي بچه دار شديم. دكتره ميگه: خوب به خانمت بگو قرص مصرف كنه. رشتيه ميگه: سر دوتاي بعدي هم خانم قرص مصرف كرد ولي باز بچه دار شديم. دكتره ميگه: به خانمت بگو ديافراگم بگذاره. رشتيه ميگه: سر دوتاي بعدي هم همين كارو كرديم ولي باز فايده نداشت. دكتره شاكي ميشه، ميگه: خوب بابا كون لقت! اصلا نكنش!! رشتيه ميگه: والله آقاي دكتر سر دوتاي آخر اصلاً نكرده بوديم!!!

784- تركه با خانومش ميره پيش دكتر. ميگه: آقاي دكتر من يه مشكلي دارم، روم نميشه بگم. دكتره ميگه: عزيزم بگو، مسئله اي نيست. تركه ميگه : آقاي دكتر من بلد نيستم با خانمم ازون روابط برقرار كنم! دكتره ميگه: بابا اين كه كاري نداره، خوب خانوم مي خوابند زير، شما مي خوابي رو، بعد هم شما آالت تناسليت رو مي كني تو آلت تناسلي خانوم. تركه ميگه: آقاي دكتر من اين چيزا رو نمي فهمم. اگه ميشه شما يه بار اينكارو انجام بديد، من ببينم ياد بگيرم. دكتره ميگه: باشه و زنه رو مي خوابونه رو تخت، لباساش رو در مياره،‌‌ تا دسته مي كنه. كارش كه تموم ميشه، تركه ميگه: آقاي دكتر اگه ميشه بگذاريد منم يه بار امتحان كنم ببينيد خوب ياد گرفتم يا نه. خلاصه تركه هم ميفه رو زنه واساساً‌ ترتيبشو ميده. قضيه مي گذره، تا بعد از يكي دوهفته،‌ باز دكتره مي بينه تركه و زنش اومدن تو مطب. مي پرسه: ‌دوباره مشكلي پيش اومده؟ تركه ميگه: والله آقاي دكتر، مي بخشيد،‌ بنده شرمندم. من اونكاري كه شما اون سري يادم داديد رو يادم رفته! اگه ميشه يك بار ديگه نشونم بديد. باز دكتره يك دست اساسي ترتيب زنه رو ميده و بعدش دوباره تركه امتحان مي كنه ببينه ياد گرفته يا نه! خلاصه اين قضيه چند هفته پشت سر هم تكرار ميشه. يك روز دكتره و رفيقش داشتن از خيابون رد ميشدن كه تركه ودوستش رو اون طرف خيابون ميبينن. دكتره به رفيقش ميگه: اون يارو رو ميبيني؟ ازون تركاي خره! هر هفته زنشو مياره مطب ما مي كنيم! تركه هم به دوستش ميگه: اون يارو دكتره رو ميبيني؟ خيلي پخمست! هروقت خانوم بلند مي كنيم مكان نداريم، ‌مي بريم مطب اين مي كنيم!!!

785- به تركه ميگن راسته كه ميخواي زن بگيري؟ تركه به كيرش نگاه ميكنه، ميگه: گويا!!


776- پسره خونشون خالي بوده، دوست دخترش رو دعوت كرده بوده. همين جور كه نشسته بودند، پسره به دختره ميگه: شبنم جون قهوه ميخوري؟ دختره ميگه: نه مرسي، ميل ندارم. پسره ميگه: ببين اينجا اومدي، نميخورم، ميل ندارم، نميخوام ، نميدم نداريم ها!!!

777- رشتيه با يه زن و شوهر تو كوپه قطار بوده، زن و شوهر سخت مشغول كار خير بودند. مرده ضمن كار هي ميگفته: اگه پسر بشه اسمشو ميذارم كامبيز، اگه پسر شد حتما اسمشو ميذارم كامبيز. تو همين حال يه دفعه قطار از ريل خارج ميشه و شوهره از قطار پرت ميشه بيرون. بعد از يك مدتي زنه پاميشه داد ميزنه: اِه! شوهرم كو؟! رشتيه همينجوري كه صورتشو پاك ميكرده ميگه: خانم من شوهرتونو نميدونم اما آقا كامبيز كه اينجاست!!

778- تركه اسمش مراد بوده، ازش مي پرسند چرا اسمتو گذاشتن مراد؟ ميگه آخه من آب نطلبيده بودم!!

779- تو ماه رمضون قزوينيه يه بچه خوشگل گذاشته بوده جلو دوچرخش داشته خوش و خندان ميرفته. رفيقش بهش ميگه: اصغر! بالام جان بيخيال، ماه رمضونه! قزوينيه ميگه: خودم ميدونم بالام جان! منم اينو برا افطار ميبرم!!!

780- يه بار يك كشيشه داشته دارت بازي ميكرده، مادر مقدس هم كنارش واستاده بوده. يارو هر چي ميزده به هدف نمي خورده، اونم هربار ميگفته: كيرم توش، خورد پهلوش! مادر مسيحي بهش ميگه: پدر مقدس از شما بعيده، آخه اين چه حرفيه؟ خلاصه چند بار اين قضيه تكرار ميشه تا اينكه مادر مقدس خيلي ناراحت ميشه، ميگه اگه يك بار ديگه اينو بگي نفرينت ميكنم. كشيشه دوباره ميزنه نميخوره. باز ميگه: كيرم توش خورد پهلوش! مادرمسيحي هم نفرينش ميكنه. يه دفعه از آسمون يك صاعقه ميزنه مادر مقدس دود ميشه. از آسمون يه صدا مياد: كيرم توش، خورد پهلوش!!

771- تركه يبوست داشته، ميره دكتر. دكتر يك نسخه براش مي نويسه بهش ميگه: اين قرصها رو ميخوري، اين شياف رو هم استعمال ميكني. تركه ميگه: آقاي دكتر استعمال ميكنم يعني چي؟ دكتره بهش ميگه: عزيزم يعني بايد يه جوري به بدنت برسوني . تركه ميگه: يعني چي؟ يعني بخورمش!؟ دكتره ميگه: ببين عزيز من! بايد يه جوري به بدنت برسوني اما نه از دهن. تركه ميگه: يعني از گوشم؟! ... دكتره حوصلش سر ميره با خنده ميگه: باباجون بايد بكنيش تو كونت! تركه هم ميگه : ببين اقاي دكتر خودت شوخي رو شروع كردي ها، منم كيرم تو دهنت!!!

772- تركه ميره دكتر ، ميگه: آقاي دكتر من يه بيماري دارم، ولي نخندي ها! دكتره ميگه: نه بابا مريضي كه خنده نداره ، بگو . تركه دوباره ميگه: نه آقاي دكتر تو رو خدا نخندي ها! دكتره ميگه: نه عزيزم خنده نداره كه، ما كارمون اينه، بگو. تركه ميگه: آخه آقاي دكتر من يه تخمم بزرگتر از اون يكيه! دكتره ميگه: اين كه خنده نداره، خوب يه بيماريه، ميتونم ببينم؟ تركه ميگه: آقاي دكتر قول دادي نخندي ها! بعد يه تخم قد يه توپ بسكتبال در مياره مي گذاره رو ميز! دكتره ميزنه زير خنده . تركه ميگه: ديدي آقاي دكتر! حالا كه خنديدي، بزرگه رو نشونت نميدم !!

773- تركه تازه زن گرفته بوده، روز اول مي رند خونه خودشون، زنش بهش ميگه: عزيزم شير ميخوام. تركه ميره يه ليوان شير براش مياره. زنه دوباره ميگه: عزيزم من شير ميخوام. تركه ميره ايندفعه شير رو گرم ميكنه مياره. زنه دوباره ميگه: بابا من شير ميخوام. تركه ميگه حتما شيركاكا ئو ميخواد، ميره شير كاكائو مياره. خلاصه هي زنه ميگه شير ميخوام و تركه هم هي ميره يه يجور شير مياره. آخرش زنه: ميگه: اَه! شلافم كردي!!

774- زنه رشتيه بهش ميگه: آقاجان! يه كفش واسه ما نخريدي ها! رشتيه ميگه: اي خانم جان! تو كه لنگات هميشه هواست كفش ميخواي چيكار ؟

775- تركه و دوست دخترش نشسته بودند تو پارك. تركه به دختره ميگه: عزيزم تو تو چه فكري هستي؟ دختره مياد خيلي با احساس بازي در بياره، ميگه : تو همون فكري كه توهستي، عزيزم! تركه ميگه :اِاِه.. ! نكنه تو هم ميخواي منو بكني ؟!!

766- تركه و رفيقش جنده آورده بودن خونه. قبل ازينكه مشغول شند، زنه برمي گرده بهشون ميگه: آقايون، براي شما مهمه من حامله بشم؟ تركه ميگه: بله خوب نبايد حامله بشين. زنه بهشون يكي يك كاندوم ميده، ميگه: پس لطفا اينارو استفاده كنين. ...بعد از يه ماه تركه به رفيقش ميگه: يادته اون روز جنده آورده بوديم خونه؟ رفيقش ميگه: آره يادمه، چه حالي داد! تركه ميگه: يادته گفت براي شما مهمه من حامله بشم، ماهم گفتيم آره؟ رفيقش ميگه: آره يادمه، مگه چي شده؟ تركه ميگه: من فكرشو كردم ديدم اونقدرها هم مهم نيست، بيا اين صاب مرده رو درآريم، بريم بشاشيم!!!: "

767- تركه زنش حشري نميشده . ميره پيش دكتر، ميگه: آقاي دكتر! يه چيزي بدين كه اين زن ما حشري بشه. دكتره يه دارو بهش ميده ميگه: ازين قطره بريز تو غذاي زنت، ولي يوقت خودت نخوري ها! تركه ميره خونه، يكم از دوا ميريزه تو غذاي زنش، بعد با خودش ميگه: اين دكترا همش كس شعر ميگن! بگذار خودم هم يكم بخورم امشب خوب حال كنيم! خلاصه خودشم بقيش رو ميره بالا. شب خوابيده بودند بغل هم، زنش ميگه: عزيزم! ميگه: جانم؟! زنه ميگه: من كير ميخوام! تركه ميگه: آي گفتي!!!!

768- به رشتيه ميگن روي هم رفته چند تا بچه داري؟ ميگه: والله ما روي هم نرفته چهار تا!!

769- رشتيه ميره قزوين، قزوينيا دنبالش ميكنن كه ترتيبشو بدن. رشتيه از اين كوچه به اون كوچه فرار ميكنه تا ميرسه به يه بن بست. با خودش ميگه حالا چه گهي بخورم؟! كه يه دفعه ياد سريال امام علي ميفته، ميگه: ها! منم مثل عمر و عاص لخت ميشم و نجات پيدا ميكنم. سريع لخت ميشه و قزوينيا هم كه همينو ميخواستن ميگيرن تا دسته ميكننش! رشتيه با بدبختي بلند ميشه با آه و ناله ميگه: آي! پدر سوخته اين صدا و سيما اونقدر سانسور مي كنه كه آدم نمي فهمه آخر فيلم چي ميشه!!!!

770- تركه با دوستش ميره دكتر ميگه: آقاي دكتر من يبوست دارم. دكتر براش يك نسخه مي نويسه بهش ميگه: اين قرصها بعد از هر وعده غذا ميخوري، اين شياف رو هم استعمال ميكني. تركه ميگه: يعني چي، يعني اينو هم بخورمش؟! دكتره ميگه: نه. يعني يه جوري به بدنت برسون ولي نه از دهنت. تركه ميگه: يعني چي، يعني از گوشم؟! دكتره ميگه: نه پدر من! يه جوري به بدنت برسون ولي نه از دهنت نه از گوشت. ميگه :پس چي، از دماغم؟! دكتره شاكي ميشه داد ميزنه: بابا بكن تو كونت!! تركه برميگرده به دوستش ميگه: اصغر بيا بريم، امروز آقاي دكتر عصبانيه!!!

761- زن رشتيه ميره بالاي پشت بوم لباسا رو پهن كنه، همسايشون بهش ميگه: ميدي؟! زنه ميگه: خفه شو مرتيكه بي ناموس! دوباره فرداش رفته بوده بالاي پشتبون، ‌همسايهه مگيه: ميدي؟! باز زنه مي گه: گمشو مرتيكه نكبت! خلاصه چند باراين ماجرا تكرار ميشه، تا اينكه زنه ميره قضيه روبه شوهرش ميگه. شوهرش بهش ميگه اگه دوباره اينو گفت، بگو: آره ميدم! روز بعد زنه ميره بالا پشتبوم، دوباره همسايهه بهش ميگه: ميدي؟! زنه هم ميگه: آره! ميدم، خوبم ميدم! يارو ميگه: برو به اون شوهر قرمساقت بده كه انقدر زن ما رو نكنه!!

762- تركه اسم بچش رو ميگذاره ديويد كاپرفيلد! ازش مي پرسند: چرا اسمشو اينجوري گذاشتي؟! ميگه: آخه تخم سگ از دو تا كاندوم گذشته!!

763- قزوينيه خيلي بچه باز بوده، فك و فاميل ميگن زنش بديم بلكن درست شه. خلاصه براش يك زنه خوشگل مي گيرند. شب اول كه ميره با خانوم تو حجله، وقتي لباساشون رو در ميارند، ‌يهو قزوينيه همين جور خشكش مي زنه. زنه مي پرسه: چي شده؟ حالت خوبه؟ قزوينيه سرشو تكون ميده، ميگه: بالام جان! اين كوني كه تو داري، داداشت ديگه چه كوني بايد داشته باشه!!

764- تركه ميره داروخونه، داد ميزنه: آقــا كـــانـــدوم داريـــن؟!! يارو ميگه: آقا يواش تر! اين چيزا روكه بلند نميگن، خوب چند تا ميخواي؟ ميگه: يه بسته. بعد تركه آروم ميگه: ببخشيد وازلين هم دارين؟ مرده ميگه: بابا اين كه اشكال نداره، بلند بگو مسئله اي نيست. خوب حالا چقدر ميخواي؟ تركه داد ميزنه: بـه انــدازه دو دور كــون كــردن!!!

765- يارو با زنش ميره سينما فيلم سوپر ميبينه. وقتي ميان بيرون مرده بدجوري حشري شده بوده، ‌همون نزديك سينما واميسته كنار خيابون دستشو تكيه ميده به ديواربه زنش ميگه: يالا ساك بزن! زنه ميگه: بابا زشته تو خيابون كه نميشه! يارو همينجور به خودش مي پيچيده، ميگه: نه بايد ساك بزني! باز زنه ميگه: نه بابا نميشه. خلاصه همينجور مرده مي گفته بايد ساك بزني و زنه هم مي گفته نميشه كه يهو يه بچه مياد جلو به مرده ميگه: آقا بابام گفت: من خودم ساك ميزنم، زنم ساك ميزنه، بچه هام ساك ميزنند، سر جدت دستت رو از روي اون زنگ ما بردار!!!

756- تركه ميره داروخونه ميگه: آقا بي زحمت 99 تا كاندوم بدين! يارو با تعجب ميگه: بابا ايوالله! چه كمري داري تو! چقدر ميكني، ديگه بيا مارو هم بكن!! تركه ميگه: باشه سگ خور! 100 تا بده!!!

757- تركه ميره داروخونه ميگه: ببخشيد كاندوم دارين؟ ياروميگه: بله، چه نوعش رو ميخوايد؟ تركه ميگه: يعني چي؟ يارو ميگه: ببين قربان، كاندوم چندين نوع داره: مثلا خاردار، روغني، رنگي، ليموئي... تركه گيج ميشه، ميگه: ببين برادر من اين چيزا رو نمي فهمم، جون بچه هات خودت يه چيز خوب بده؛ فرض كن خواهرمادر خودته!!!

758- تركه ميره داروخونه، ميگه: آقا يه كاندوم لارج بدين. يارو يكي براش مياره. تركه ميره بيرون بعد از يك مدت برمي گرده، ميگه: ببخشيد، بزرگترش رو ندارين؟ داروخونه چيه ميره يك سايز بزرگترش رو مياره. باز تركه ميره، بعد از ده دقيقه مياد، ميگه: ببخشيد ازين بزرگترش رو نداريد؟! باز يارو يكي بزرگترش رو بهش ميده. خلاصه چند بار اين قضيه تكرار ميشه و هي تركه بر مي گرده مي گه: ‌بزرگترش رو نداريد؟! تا يارو داروخونه چيه شاكي ميشه، دنبال تركه ميره بيرون ببينه اين چيكار مي كنه. مي بينه داره كاندومه رو مي كشه سرش! با تعجب ميگه: بابا چرا اينو مي كشي سرت؟! تركه ميگه: آخه قراره من تو تئاتر نقش كير رستم رو بازي كنم!!!

759- تركه زنش گم شده بوده، ميره به كلانتري اطلاع ميده. افسره نگهبان ازش مي پرسه: خوب مشخصات خانمتون چيه؟ تركه ميگه: يعني چي؟ مشخصات چيه؟! افسره بهش ميگه: ببين، مثلا خانوم من قدش بلنده، موهاش بوره، چشماش آبيه روشنه. تركه ميگه: خوبه همينو بدين!!!

760- تركه ميره داروخونه ميگه: يه كاندوم كدئين دار ميخوام! داروخونه چيه ميگه: چرا؟ واسه چي؟! تركه ميگه: آخه يه سردرد كيري گرفتم!!

751- تركه شاكي ميشه، ميگه: آخه چقدر ميگن تركها خرن؟! اصلاً من ميرم زير اقيانوس زندگي ميكنم، ديگه از روي زمين خسته شدم! خلاصه لوازم قواصي رو جور ميكنه و ميره زير اقيانوس. هنوز پنج دقيقه نگذشته بوده كه يه دفعه يه كوسه مياد بهش ميگه: ببخشيد، شما تركيد؟! تركه خيلي شاكي ميشه، ميگه: آخه لامصب! تو از كجا فهميدي؟! كوسهه ميگه: آخه فقط تركها كپسول گاز به خودشون ميبندن ميان زير آب!!!

752- يك بابايي رو مي خواستند تو آذربايجان اعدام كنند. بهش مي گند: ‌چون تو اينجا غريبه هستي و مهمان ما به حساب مياي، ما بهت يك تخفيف ميديم، تو حق داري نوع مرگت رو انتخاب كني. يارو هم اتاق گاز رو انتخاب ميكنه. خلاصه ميگيرند ميبرنش تو يه اتاقي، يارو نگاه ميكنه ميبينه اتاقه سقف نداره! مي زنده زير خنده، ميگه: هِهِه!! اتاق گاز تركا رو ببين! تركا بهش ميگن:‌ بخند! ‌ وقتي كپسولاي گاز افتادند رو سرت، اونوقت مي فهمي!!!

753- تو سبزه زار يك آخوندِ خالي بندي بوده كه تعصب خاصي هم به حضرت عباس داشته. اين بابا ‌هرسال سر ماه محرم بالاي منبر يك دروغ شاخدار مي گفته و آبروي مسجد رو مي برده. يك بار قرار بوده واسه محرم بره بالاي منبر، شب قبلش ريش سفيداي مسجد جمع ميشن، ميگن چي كار كنيم؟ اين باز ميره سرمنبر خالي ميبنده، آبروي ما رو مي بره. آخرش قرار مي شه كه يه نخ ببندن به خايه هاي طرف، هر وقت خيلي ضايع كرد، نخه رو بكشند تا حواسشو جمع كنه و حرفشو درست كنه. خلاصه فردا شب ميره سرمنبر و شروع ميكنه به خطابه. يخورده كه مي گذره دور برش ميداره و ميگه: ‌...آره حضرت عباس شمشيرش رو كشيد ده ميليون آدم رو كشت! ملت پشت صحنه زود نخه رو ميكشن، ميگه يه ميليون نفر، باز ميكشن، ميگه صدهزار نفر، دوباره ميكشن. آخونده شاكي ميشه ميگه: به حضرت عباس اگه خايه هام رو هم بكنيد از صد هزار پايين تر نميام!!!

754- پسره خيلي تخس بوده و دهن بابا ننه و در و همسايه رو سرويس كرده بوده. خلاصه آخرش مامانش شاكي ميشه ميبردش پيش يه روان شناس كه از قضا از همشهرياي آذربايجاني بوده. ميگه: آقاي دكتر اين پسر من خيلي اذيت ميكنه، پدر مارو دراورده، اصلا حرف گوش نميده، زده تلويزيون رو خراب كرده، شيشه همسايه رو شكسته، ماشين صاحب خونه رو آتيش زده. دكتره ميگه: خانم شما برين روي اون تخت لخت شين تا ببينيم چيكارش مي تونيم بكنيم! زنه ميگه: آقاي دكتر من گفتم پسرم شيطونه شما ميخواين منو معاينه كنيد؟ دكتره ميگه: ‌خانم شما بفرماييد لخت شين! بنده چهل و پنج ساله كه پزشك روانشناسم. زنه باز ميگه: آقاي دكتر! شما مثل اينكه متوجه نشديد، من مي گم پسرم اذيت ميكنه. دكتره ميگه:‌ بله خودم مي دونم ولي همچين بچه اي رو بايد مادرشو گاييد!!!

755- تركه و اصفهانيه و قزوينيه رو ميخواستن اعدام كنند. به اصفهانيه ميگن: چه جور ميخواي اعدامت كنيم؟ ميگه: با چوبه دار. ميان اعدامش كنن يه دفعه طناب دار پاره ميشه. قانون اعدام هم اين بوده كه اگه طناب پاره شه ديگه يارو بخشيده ميشده. خلاصه ولش مي كنند بره پي كارش. بعد ميرسن به قزوينيه. بهش ميگن تو رو با چي اعدام كنيم؟ ميگه با گيوتين. اينم تا ميان اعدام كنن يه دفعه وسط راه گيوتين گير ميكنه و پايين نمياد. خلاصه قزوينيه هم بخشيده ميشه. نوبت تركه ميشه، ‌بهش ميگن: تو دوست داري چطوري اعدام شي؟ ميگه: والله طناب دارتون كه پاره ميشه، گيتينتون هم كه خرابه،‌ مارو تيربارون كنين!!!

746- تركه ميره نونوايي، هيچكي هم تو صف نبوده، ميگه: آقا دو تا نون بده. شاطره با خودش ميگه اين بابا تركه، بگذار يكم سركارش بذاريم! ميگه: آقا نوبتو رعايت كن، برو آخر صف وايسا! تركه يكم نگاه ميكنه‌ ميبينه كسي نيست، ‌دوباره ميگه: برادر دو تا نون بده، ‌چرا اذيت ميكني؟ دوباره شاطره ميگه: ‌بابا اين همه آدم تو نوبته، برو ته صف وايسا! تركه شاكي ميشه، يه سنگ ور ميداره ميزنه سر تا سر شيشه مغازه رو ميشكنه. شاطره داد مي زنه: هوي! شيشه رو چرا ميشكني!؟ تركه ميگه: اين همه آدم اينجا وايسادن، چرا خر منو چسبيدي؟!!!

747- تركه ميره كتابفروشي ميگه: آقا كتاب تركها آدم ميشوند رو دارين!؟ يارو ميگه: نه آقا ما كتاب تخيلي نداريم!!!

748- قزوينيه تو صف نون بوده ، يه پسر خوشگل هم جلوش واستاده بوده. يه دفعه شاطره مياد بيرون، ميگه: نون تموم شد! ملت هم ميرن دنبال كار و زندگيشون و صف به هم ميخوره. قزوينيه شاكي ميشه، داد مي زنه:‌ نون تموم شد كه شد! صف چرا بهم ميزنيد!!!

749- كنفرانس بين المللي شناخت طبيعت انسان بوده، ‌ اول انگليسيه مياد ميگه: انسان قائم به ذاته و يك ساعت سخنراني فلسفي مي كنه. بعد هنديه مياد ميگه: روح انسان بر جسمش مستوليه و اون هم دو ساعت سخنراني ميكنه. نوبت تركه ميشه،‌ مياد پشت ميكروفون، ميگه: اصولاً انسانها همه يا كونيند يا كس خل!! همه ملت سر وصداشون در مياد كه: يعني چي آقا؟ اين حرفا چيه تو كنفرانس تخصصي؟ تركه ميگه:‌ صبر كنيد! من ثابت مي كنم! اشاره ميكنه به يه بابايي ميگه: براي مثال آقا شما بيا بالا. يارو ميره بالاي سن. تركه ‌ميگه: قربان اگه به شما بيست ميليون دلار بدن كون ميدين؟! مرده ميگه: نه كه نميدم!‌ تركه ميگه: خوب كس خلي ديگه!!!

750- يه زن مسيحي ميره پيش يه آخونده ميگه من ميخوام مسلمون شم. آخونده بهش ميگه: شما الان تشريف ببريد‌، بعد از اذان مغرب برگرديد، ‌مراسم مسلمون شدن اون موقع انجام ميشه. خلاصه زنه ميره و شب برمي گرده. آخونده ميبردش تو اتاق پشتي، بهش ميگه: شما بفرماييد لباساتونو در بياريد،‌ تا مراسم رو اجرا كنيم. زنه ميگه: فكر مي كنم اشتباه متوجه شديد، من ميخوام مسلمون بشم چرا بايد لخت شم؟ ميگه: خواهر اشتباهي نشده. هركاري مراسم ويژه خودش رو داره! خلاصه زنه با شك و ترديد لخت ميشه. بعد آخونده ميگه:‌ حالا بياين در آغوش اسلام!!!

741- يك لاشيه سوار ماشين بوده، همينطور كه داشته ميرفته،‌ يهو ميبينه جلوتر نيرو انتظامي داره ماشين ها رو ميگرده. يهو يادش ميفته كه تو كيفش يك كير مصنوعي داره، از ترسش سريع كيره رو از پنجره پرت ميكنه بيرون. تو ماشين بغلي دو تا تركه داشتن واسه خودشون مي رفتن كه يهو كيره از جلو ماشينشون رد ميشه. يكيشون به اون يكي ميگه: غضنفر اين چي بود؟! ميگه: فكر كنم پشه بود! يارو ميگه: اَاااه...! ولي عجب كيري داشت ها!!!

742- تركه ده هزار تومن تو جيبش بوده مي خواسته بره عرق بگيره. تو راه نيرو انتظامي رو ميبينه، پولا روپرت ميكنه تو جوب!!!

743- يه بابايي چِكِش تو قزوين برمي گرده ميفته زندون، با خودش ميگه الان اينا ترتيب ما رو ميدن، بگذار يكم خالي ببنديم،‌ بلكن بترسند. شروع مي كنه ميگه: آره من دو نفر رو خفه كردم، تو يك درگيري سه تا پليس كشتم، شيش تا بي معرفت رو تو يك شب كاردي كردم، همين ديروز هم يك نالوطي رو با ساطور كشتم! يارو قزوينيه بهش ميگه: ‌بالام جان تو ما رو هم كشتي!!!

744- يارو دهاتيه مي خواسته بره تهران ، رفيقاش بش ميگن: جواد رفتي اونجا افه مفه(!) ياد بگيري ها! ميگه: باشه. ميره شهر و كاراشو ميكنه، وقتي ميخواسته برگرده ميره پيش يكي از اين تهرونيا ميگه: هاي به ما افه مفه ياد بده ما بريم دهات خودمون بچه ها حال كنن! تهرونيه مگه: باشه، بگو دوش! يارو ميگه: دوش، تهرونيه ميگه: بشين سرش برو شوش! يارو هم حال ميكنه و ميره ده خودشون رفيقاشو جمع ميكنه ميگه: بياين افه ياد گرفتم، بگين دوش. ميگن دوش، هر چي فكر ميكنه يادش نمياد بقيش چي بود، ميگه: خلاصه كيرم تو كونتان!!!

745- تركه چراغ علاالدين پيدا ميكنه، شروع ميكنه تميز كردنش كه يه دفعه غوله از توش در مياد و ميگه: من غول چراغم هرچي ميخواي آرزو كن تا برات برآورده كنم! تركه هم ازون حزبلاي تير بوده، ميگه: برو قدس رو آزاد كن! غوله ميگه: بابا دمت گرم! ما رو با اين اسرائيليا در نيانداز، اينا خطرناكن، بمب اتمي دارن، آمريكا پشت سرشونه، سر جدت يه چيز ديگه بگو ! تركه يكم فكر ميكنه، ميگه: باشه، ‌بيا يه كاري كن ديگه به ما تركا نگن خر! يهو غوله شروع مي كنه بند و بساطش رو جمع جور ميكنه كه بره، تركه بهش ميگه: هوي! كجا داري ميري؟! ميگه: قربونت! ميرم همون قدس روآزاد كنم!!!

- روباهه بچه شيره رو ميكنه. ‌بچه شيره هم گريه كنان ميره پيش باباش ميگه: بابا جون! يكي منو كرد! شيره ميگه: غصه نخور بابا، من دهنشو سرويس ميكنم. فرداش يه تابلو ميزنه كه هركي بچه منو كرده بياد شهردارش كنم! روباهه هم ميره به گرگه ميگه بيا تو برو بگو تو كردي، كه تو رو شهردار كنه. گرگه هم خر ميشه ميره ميگه من كردم شيره هم ميبنددش به درخت، ميگه: همه حيوون هاي جنگل بيان بكننش. نوبت روباه كه ميرسه، گرگه سرشوبا ناراحتي بر ميگردونه. روباهه هم بش ميگه: هوي رفيق! ‌چيه از اون وقت كه شهردار شدي ديگه تحويل نميگيري؟!

737- يك پيرزنه ميخواسته بره مجلس ختم،‌ چشمش خوب نميبينه،‌ اشتباهي در خونه همسايه رو ميزنه. از قضا تو اون خونه هم سه تا پسره فيلم سوپر ديده بودن و اساسي راست كرده بودند. پير زنه مي پرسه: ننه جون اينجا مجلس ختمه؟ ميگن :‌آره ننه، اونم چه مجلسي! خلاصه ميارنش تو خونه و سه ساعت اساسي ميكننش. وقتي كارشون تموم ميشه، پيرزنه همينجور كه داشته بندوبساطشو جمع ميكرده كه بره، برمي گرده ميگه: ننه جون، مشمول الذمه ايد اگه شب سه و هفت و چهلم اون مرحوم منو دعوت نكنيد!!!

738- تركه ميره دكتر ميگه: آقاي دكتر تخمم درد ميكنه ، دكتر دست ميزنه ميگه: الان چه احساسي داري؟ ميگه: دكتر جون دوست دارم ادامه بده!!!

739- تركه تو يه مسابقه نقاشي شركت ميكنه تو جهان اول ميشه، ميان يه هيئت از ايران ميفرستن ببينن چي كشيده. ميبينن يه مرد لخت كشيده كه يه ماسك رو دهنشه، يه شاخه گل دستشه و يه كاندوم هم رو كيرشه! ميرن از كارشناساي خارجي ميپرسن: بابا اين چه افتضاحيه؟ آخه شما چطور اينو برنده اعلام كردين؟! ميگن: اين پيام داره: اون ماسك يعني خودشو از آلودگي ها دور كرده، اون گل نشانه طبيعته، اون كاندوم هم نشانه مبارزه با بيماريهاي جنسيه. بعد ميرن پيش تركه ميگن: منظور شما از اين نقاشي چي بود؟ ميگه: والله ما فقط مي خواستيم بگيم كه كس كردن با كاندوم مثل بو كردن گل با ماسكه!!!

740- يه تهرانيه و يه اصفهانيه و يه تركه داشتن كنار خيابون ميشاشيدن. يه دفعه نيرو انتظامي ميرسه، به تهرونيه ميگن: مرتيكه! داري چي كار ميكني؟! ميگه: دارم مرگ بر شاه مينويسم. ميگن خوب اشكال نداره. به اصفهانيه ميگن: تو داري چه غلطي مي كني؟! ‌ميگه دارم مينويسم: استقلال آزادي جمهوري اسلامي! بازم مي گن خوب اشكالي نداره. نوبت به تركه ميرسه، هول ميشه نميدونسته چي بگه، ‌ميگه: آقا والله من سواد ندارم، بيا خودت بگير هر چي ميخواي بنويس!!!

731- تركه واستاده بوده دم ترمينال مي خواسته بره شمال. خلاصه يك سواري گير مياره، همينكه سوار مي شه، آرم بنزه توجهشو جلب ميكنه. از راننده ميپرسه: آقاي راننده، مي بخشيد ‌اين يارو چيه؟ رانندهه ميگه: اين آرمشه. تركه ميگه: ‌آرم چيه، فحشه؟! ميگه: نه بابا، اين سمبلشه، نشونه ماشينه. تركه: ميگه: آآهان! پس ‌نشونشه، فهميدم! خلاصه راه ميفتند. همينجوري كه داشتن تو جاده ميرفتن يه دفعه يه پيرمرده و خرش ميان وسط جاده. راننده با هزار بدبختي ردشون ميكنه و ميگذره، بعد ‌بر ميگرده تو آينه نگاه ميكنه ميبينه خره يه ور پرت شده پيرمرده هم يه ور. ميگه :‌اِه! من كه نزدم بهشون؟ تركه ميگه: برو بابا! نشونشه، نشونشه! اگه من درو باز نكرده بودم كه نميخورد بهشون!!!

732- تركه نشسته بوده تو تاكسي، همينجوري كه داشتن ميرفتن يه دفعه يك بادي از جهت نامساعد از يكي از خانماي مسافر در ميره. راننده تاكسي هم از اون تهرونياي با مرام بوده، ‌زود ميگه: خانمها، آقايون! مي بخشيد، من امروز غذاي باد دار خوردم، دست خودم نبود. تركه قضيه رو ميفهمه، خيلي خوشش مياد. با خودش ميگه: ‌عجب آدم با مراميه، دمش گرم! خلاصه يكم ميگذره، خانم دوباره تلنگشون در ميره. رانندهه باز زود ميگه: خانمها، آقايون شرمنده، ‌دست خودم نبود. تركه با خودش فكر ميكنه: اينجوري نميشه، من جوان آذربايجانم، بايد غيرت خودمو نشون بدم.‌ ايندفعه كه اين خانم بگوزه، من گردن مي گيرم. هرچي منتظر ميشه ديگه بادي از خانم در نميره، تا اينكه ميرسه به مقصد و بايد پياده ميشده. همينطور كه داشته پياده ميشده، ميگه: خانمها، آقايون! من از شما معذرت مي خوام، از اين به بعد هروقت اين خانم گوزيد، بدونيد من بودم!!!

733- تركه نشسته بوده تو تاكسي كه يك زنه خيلي چاق سوار ميشه. تركه برمي گرده به زنه ميگه: مي بخشيد خانم، اسم شما چيه؟ زنه با عشوه ‌ميگه: غنچه! تركه ميگه: واي تو باز بشي چي ميشي؟!!

734- تركه زنش حامله بوده، نگاه ميكنه به شكم زنش، ميگه: خانم جان اين چيه؟‌ ميگه: بچه ست. ميگه: دوستش داري؟ ميگه: آره خوب، معلومه. ميگه: پس چرا قورتش دادي؟!

735- تركه تو يك مسابقه شركت كرده بوده، ‌بهش ميگن اگه بتوني اون شيري كه تو اون قفسه رو بكشي، براي جايزه،‌ مي توني بري اون دختره خوشگل كه تو اونيكي اتاق هست رو بكني. تركه ميگه: بابا اينكه كاري نداره! خلاصه ميره تو قفس شيره، بعد از دو سه ساعت كشتي گرفتن، خيس عرق مياد بيرون، ميگه: حالا بايد كي رو بكشيم؟!!

726- حضرت آدم ميره خونه در ميزنه، حوا ميگه: ‌كيه؟! آدم ميگه: آخه كس خل! مگه غير از من و تو هم كسي تو اين دنيا هست؟!!

727- حضرت آدم شاكي ميره پيش خدا ميگه: خدايا يه چيزي به اين حوا بگو، خيلي منو اذيت ميكنه. خدا ميگه: چي شده؟ اين دفعه چي كار كرده؟! ميگه: هيچي بابا، همه شورتهاي منو برداشته باهاشون دلمه درست كرده!!!

728- تركه رو زمين يك كرست پيدا مي كنه، ميگه: اِاِاِه...! بي فرهنگا خودشو ميخورن، پوستشو ميندازن زمين!!!

729- تركه ميره دكتر ميگه: آقاي دكتر من و خانومم بلد نيستيم با هم ازون روابط برقراركنيم! دكتره ميگه:‌ جانم اين كه كاري نداره، (همون مو قع دو تا گربه رو ميبينه كه رو ديوار سخت مشغولند) ميگه: مثلا اون دو تا گربه رو ديوار نگاه كن، ببين نره واستاده پشت، مادهه واستاده جلو و ... خلاصه اساس كار رو توضيح ميده. يه مدت ميگذره، يه روز دكتره زنه تركه رو ميبينه سياه پوشيده، داره گريه ميكنه. ازش مي پرسه: انشاالله بلا دوره، چي شده خانم؟! ميگه: شوهرم از بالاي ديوار افتاد پايين!!!
(يك ورژن ديگه)
تركه ميره دكتر ميگه : آقاي دكتر من و خانومم بلد نيستيم با هم ازون روابط برقراركنيم! دكتره ميگه:‌ جانم اين كه كاري نداره، (همون موقع دو تا گربه رو ميبينه كه تو خيابون سخت مشغولند) ميگه: مثلا اون دو تا گربه رو تو خيابون نگاه كن، ببين نره واستاده پشت، مادهه واستاده جلو و ... خلاصه اساس كار رو توضيح ميده. بعد از يك مدت، دكتره تركه رو تو خيابون ميبينه، ازش مي پرسه: خوب معاشقه خوب پبش ميره؟ تركه ميگه: خيلي عاليه آقاي دكتر. فقط من نمي دونم چرا هروقت ما ميايم يك كاري بكنيم، مردم جمع مي شند، دست مي زنند، صوت مي كشند!!

730- تركه جنده آورده بوده خونه، جندهه همينجوري كه داشته ساك ميزده، كير تركه رو مثل ميكروفن ميگيره، ميگه: خدايا! تو شاهدي كه اين ظالم منو مجبور كرده اين كار رو بكنم، خودت منو ببخش! تركه هم سريع كير خودشو ميگيره، ميگه: خدايا دروغ ميگه! تازه ده هزار تومن هم گرفته!!!

721- رشتيه بچه دار ميشه، در خونشون يه تابلو ميزنه: با تشكر و قدرداني از اهالي محل!!!

722- به تركه ميگن خر بهتره يا گاو ميگه : گاو. ميگن چرا ؟ ميگه :‌آخه آدم خوب نيست از خودش تعريف كنه!

723- پسرتركه ميره پيش يك افسره پليس، ازش مي پرسه: ببخشيد ساعت چنده؟ يارو ميگه: ده دقيقه به ده. ميگه: ساعت ده بيا بكنمت! بعد هم مي زنه به چاك، افسره هم ميفته دنبالش. پسره مي دوه تو خونشون، درو پشت سرش مي بنده. پليسه در خونه رو ميزنه، تركه مياد دم در، ‌مي گه: ‌بعله؟ افسره نفس-نفس زنان ميگه:‌ آقا اين چه وضعيه؟! پسرتون به من گفته ساعت ده بيا بكنمت!! تركه هم ميگه:‌ خوب بابا چه خبرته؟! هنوز كه پنج دقيقه مونده!!!!

724- دو تا دانشجو پزشكي داشتن تو خيابون ميرفتن، مي بينند جلوشون يه يارو داره گشاد گشاد راه ميره.‌ يكيشون ميگه: اين بابا بواسير داره. ‌اون يكي ميگه: نه اين آپانديسشو عمل كرده. خلاصه هي با هم بحث ميكنن ولي به هيچ نتيجه اي نميرسن، ميگن بريم از خودش بپرسيم. ميرن به يارو ميگن: آقا ببخشيد، ما ديديم شما اينجوري راه ميرين، با هم شرط بندي كرديم،‌ من ميگم شما آپانديستون رو عمل كردين ولي رفيقم ميگه شما بواسير دارين. يارو ميگه: والله هرسه تامون اشتباه كرديم! منم اول فكرمي كردم گوزه، ولي بي صاحاب اَن بود!!!

725- تركه و رشتيه تو جهنم هم ديگه رو ميبينن. رشتيه به تركه ميگه: تو چه جوري مردي؟ تركه ميگه: والله من از سرما مردم، تو چه جوري مردي؟ رشتيه ميگه: ‌من از تعجب‌ مردم! تركه ميگه:‌ يعني چي؟ چطوري از تعجب مردي؟! رشتيه ميگه: والله من رفتم خونه، ديدم خانم لخت خوابيده رو تخت، زير تخت رونگاه كردم هيچكي نبود، تو كمد رو نگاه كردم،‌كسي نبود، تو حموم، تو انباري، ‌تو دستشويي، خلاصه همه جا رو نگاه كردم ولي هيچكي نبود. منم از تعجب سكته كردم مردم! تركه ميگه: خاك بر سرت! تو فريزر رو هم نگاه ميكردي، نه تواز تعجب ميمردي، نه من از سرما!!!

716- تركه زنگ ميزنه به دوست دخترش ميگه: شهناز فردا بيا، خونمون خاليه. فردا دختره مياد، هر چي در ميزنه هيچكي در رو باز نميكنه!!!

717- رشتيه ميره تو اتاق خواب، ميبينه يك نره خري زير تخته. ميگه: خانم جان، اين زير تخت چي كار ميكنه؟! زنش ‌ميگه: ‌زير تخت رو نمي دونم اما رو تخت كه غوغا ميكنه!!!

718- يه جشنواره شكار بوده تو جنگل هاي آمازون. يه آمريكاييه بوده، يه انگليسيه با يه تركه. آمريكاييه ميره چند تا خرگوش و گوزن ميزنه، انگليسيه هم ميره چند تا آهو و خرگوش و يه چند تا حيوون ديگه ميزنه. نوبت تركه ميرسه، ميره دو تا خرگوش مياره، بهش ميگن: چي شد، فقط همين دو تا رو زدي؟! ميگه: نه، والله من چند تا دونتشوت هم زدم اما خيلي بزرگ بودن نتونستم بيارمشون . ميگن : دونشوت ديگه چيه؟ ‌اين چه نوع حيوونيه؟! تركه ميگه: ‌والله منم نميدونم، امايه حيوونايي وايساده بودن هي اينجوري ميكردن: DON'T SHOOT!!! DON'T SHOOT!!!

719- رفيق تركه بهش ميگه:‌ من سيدم، فرزند امام حسينم! تركه ميگه: اِاِاِ..! علي اصغر تويي؟! ماشالله چقدر بزرگ شدي!!!

720- به تركه ميگن: با ايده جمله بساز، ميگه: ‌اين جمله سازي هم ما رو گاييده!!!

711- قزوينيه بدجوري حشري شده بوده، ميره واميسته سركوچشون،‌ اولين بچه اي كه داشته رد ميشده رو ميكشه كنار، ‌شروع ميكنه به كار خير. بچه هم شروع مي كنه به گريه و جيغ و داد. قزوينيه با خودش ميگه: بگذار يكم باهاش حرف بزنيم،‌ سرش گرم شه، ‌صداش بخوابه. بر مي گرده به بچهه ميگه: بالام جان شما تو كدوم كوچه مي شينيد؟ بچه همينجور كه داشته گريه مي كرده،‌ ميگه: ...اِهه! ‌ تو همين كوچه ...اِهه!. . قزوينيه ميگه:‌ بالام جان،‌ پلاك خونتون چنده؟ ميگه: اِهه ..اِهه..پونزده.. قزوينيه ميگه: اِ؟ بالام جان، كدوم طبقه؟ بچهه ميگه: ..اِهه.. طبقه سوم. قزوينيه با تعجب ميگه: اصغر؟ بابا تويي؟!! چرا مدرسه نرفتي؟!!!

712- تركا ميان يه شعر بسازن كه فارسا رو مسخره كنن، ميگن: تركا گل پسرن فارسا تركِ خرن !!!

713- رشتيا خودكفا ميشن، ديگه خودشون بچه دار ميشن!!!

714- به تركه ميگن: با حيدر جمله بساز، ميگه: اومدم در خونتون هي در زدم، هي در زدم، هيچكي درو باز نكرد. بهش ميگن: نه بابا، با آقا حيدر جمله بساز، ميگه:‌ اومدم در خونتون، آقا! هي در زدم، هي در زدم، هيچكي در رو باز نكرد!!!

715- به تركه ميگن: با آيدين جمله بساز، ميگه: بابا ما رو با اين جمله سازي گايدين!!!

706- رشتيه داشته واسه رفيقش تعريف ميكرده كه: آره ديروز رفتم خونه ديدم يه جفت كفش دم دره، شك كردم. رفتم جلوتر ديدم يه لباس مردونه هم افتاده رو زمين، بيشتر شك كردم. رفيقش مي پرسه: خوب بعد چي شد؟ ميگه:هيچي ‌رفتم جلوتر، ديدم يكي از لباساي خانم هم افتاده رو زمين، بدجوري شك كردم. رفيقش ميگه: خوب؟! ميگه: رفتم در اتاق خواب رو باز كردم... رفيقش ميگه: خوب؟!‌ رشتيه ميگه: هيچي شكم برطرف شد!!!

707- تركه داشته براي رفيقش تعريف مي كرده كه: آره نميدوني اونقدر شرمنده شدم، اونقدر شرمنده شدم كه نگو! رفيقش ميگه: آخه چرا، چي شده؟ ميگه: پريروز اين خانوم صالحي، منشي ما، اومد تو دفترم، گفت مرخصي ميخواد، من اونقدر شرمنده شدم! رفيقش ميگه: بابا اين كه شرمندگي نداره. ميگه: نه خوب صبر كن، من بهش مرخصي دادم رفت، بعد اون يكي كارمندمون اومد، اونم مرخصي ميخواست، اونقدر شرمنده شدم! بعد يكي يكي همه كارمندامون اومدن مرخصي خواستن، منم به همشون مرخصي دادم، اونقدر شرمنده شدم! رفيقش ميگه: بابا مرخصي دادن كه شرمندگي نداره. ميگه: نه آخه، بعد از يك مدت اين منشيه زنگ زد، گفت امشب بياين خونه ما، من اونقدر شرمنده شدم! من شب رفتم خونشون، ديدم خانم منشي تنهاست، با عشوه بهم گفت: من ميرم تو اتاق، شما چشماتون رو ببندين من الان ميام، اونقدر شرمنده شدم! بعد از يك مدت در رو باز كرد، ديدم همه كارمندا و خانوم بچه ها جمعند، براي من تولد گرفتن، من اونقدر شرمنده شدم، اونــقــدر شــرمــنده شدم كه نگو! رفيقش ميگه: بابا اينكه شرمندگي نداره، بايد خوشحال ميشدي. تركه ميگه: آخه من لخت وايستاده بودم!!!

708- يارو قزوينيه با پسرش مشغول بوده، پسرش هي جيغ و داد ميكرده كه: آااي! بابا نكن! اااوووخ! درد ميگيره! قزوينيه شاكي ميشه،‌ ميگه: خفه شو پدرسگ! مگه ما خودمون بچه نبوديم!!!

709- تركه كتاب فروشي بازمي كنه، بعد از يك هفته ميان درشو تخته مي كنند. رفقاش ازش ميپرسن چرا در مغازت رو بستن؟ ميگه: والله هيچي، ما فقط زده بوديم جلد دوم قرآن رسيد!!!

710- قزوينيه تو يك خرابه داشته يه بچه رو ميكرده، يه دفعه وسط كار، مي بينه دو تا ماشين كميته دارن ميان طرفش. زود خودشو ميزنه به غش. خلاصه كميته مياد و مي بينه يك مرده بيهوش افتاده رو زمين و يك بچه هم واستاده بالا سرش. خلاصه ورش مي دارند مي برندش بيمارستان. بعد از يك مدتي قزوينيه مثلاً ‌به هوش مياد، ميگه: بالام جان، من كيم؟ اينجا كجاست ؟ (با اشاره به بچه) اِاِاِه...! اينو كي كرده ؟!!!
701- عربه ميگوزه، كونش رگ به رگ ميشه!!


702- تركه داشته ميرفته ماشين بخره،‌ زنش ازش مي پرسه: داري كجا ميري؟ ميگه: دارم ميرم ماشين بخرم. ميگه: ايشاالله بگو. تركه ميگه: برو بابا دلت خوشه! ماشين خريدن كه ايشاالله گفتن نداره. از قضا ميره تو راه پولشو ميدزدن. دست از پا دراز تر بر ميگرده خونه‌، در ميزنه. زنش ميگه: كيه؟ ‌ميگه: ايشالله منم!!!

703- تركه ميخواسته دور كمرشو اندازه بگيره، ‌يه خطكش ميكنه تو كونش ضربدر 3.14 ميكنه!!!

704- چرا يه اسكلت نميتونه خودش رو از يه ساختمون هشتاد طبقه پرت كنه پايين؟ چون تخم نداره!!

705- تركه وايستاده بوده تو صف اتوبوس، ميبينه نفر كناريش يك كتاب كلفت دستشه، روش نوشته فلسفه و منطق. ازش ميپرسه: ببخشيد قربان، اين يعني چي؟ فلسفه و منطق ديگه چيه؟! يارو ميگه: ببين، مثلا شما تو خونتون آكواريوم دارين؟ تركه ميگه: آره. يارو ميگه: خوب تو آب اين ماهي رو عوض ميكني؟ بهش غذا ميدي؟ تركه ميگه: خوب آره. ميگه: چرا؟ ميگه: آخه اگه بهش غذا ندم كه ميميره. يارو ميگه: آفرين! پس فلسفه تو از غذا دادن به ماهي اينه كه زنده بمونه. تركه ميگه: عجب! ‌خوب حالا منطق چيه؟‌ يارو ميگه: ببين شما اگه خواهرت يك شب دير بياد خونه،‌ چي فكر ميكني؟ تركه ميگه: خوب فكر ميكنم كار داشته، دير اومده. ميگه: خوب حالا اگه شب دوم باز دير بياد چي؟ ميگه: خوب فكر ميكنم رفته خونه اون يكي خواهرم. ميگه: حالا اگه شب بعد هم دير بياد چي؟ ميگه: ‌خوب بهش شك ميكنم. يارو ميگه: هان! يعني از لحاظ منطقي شك ميكني كه چون خواهرت هر شب دير مياد، لابد كار بد ميكنه. تركه ميگه:‌ آهـان، پس فلسفه و منطق اينه! بعد از يك مدت تركه ميره يه كتاب فلسفه و منطق ميخره، رفيقش ميبيندش، ازش مي پرسه: اصغر! اين فلسفه و منطق يعني چي؟ ميگه: ببين شما تو خونتون آكواريوم دارين ؟ رفيقش ميگه: آره. تركه ميگه: هان! پس خواهرت جنده ست!!!

696- تركه خانوم بلند كرده بوده،‌ نميدونسته چطور سر صحبت رو باز كنه. هرچي فكر مي كنه هيچي به نظرش نميرسه. يه كم پسته تو ماشين داشته، ميگيره جلو زنه، ميگه: جنده! پسته بخور!!

697- تركه دو تومنيش ميفته تو جوب، يه پنج تومني از تو جوب ور ميداره، سه تومن ميندازه تو جوب!!!

698- كرمه ميفته تو ظرف ماكاروني، ميگه :آخ جون! چه بمال بماليه!!!

699- تركه ميفته تو جوب زنگ ميزنه، عربه ميره در رو باز ميكنه!!

700- تركه ميره خواستگاري، دختره وقتي مياد چايي تعارف كنه تلنگش در ميره. ‌يه كم ميگذره تركه ميگه: ‌عروس خانم اگه نمي ريني اون قندون رو بده!!

ادامه مطلب

نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور 1385 توسط دکتر خنده| لينک ثابت |


جوک


696- تركه خانوم بلند كرده بوده،‌ نميدونسته چطور سر صحبت رو باز كنه. هرچي فكر مي كنه هيچي به نظرش نميرسه. يه كم پسته تو ماشين داشته، ميگيره جلو زنه، ميگه: جنده! پسته بخور!!

697- تركه دو تومنيش ميفته تو جوب، يه پنج تومني از تو جوب ور ميداره، سه تومن ميندازه تو جوب!!!

698- كرمه ميفته تو ظرف ماكاروني، ميگه :آخ جون! چه بمال بماليه!!!

699- تركه ميفته تو جوب زنگ ميزنه، عربه ميره در رو باز ميكنه!!

700- تركه ميره خواستگاري، دختره وقتي مياد چايي تعارف كنه تلنگش در ميره. ‌يه كم ميگذره تركه ميگه: ‌عروس خانم اگه نمي ريني اون قندون رو بده!!

691- دو تا لره با هم ميرن هتل، ‌يكيشون رفته بوده توالت فرنگي،‌ يه دفعه اون يكي سرميرسه، ميگيره ميزنه دهن يارو رو سرويس ميكنه. ملت همه جمع ميشن، ‌ميگن: چي شده؟ چرا اين بدبخت رو ميزني، ‌مگه چيكار كرده؟ ميگه: مُو دو روزه داُرم از اي چشمه اُو‏ْ مخورم، اي اومده ريده مينِش!!!

692- تركه ادعاي كير بلنديش ميشده، ميره عربستان.‌ تو خيابون دست ميكنه تو جيبش و كيرش را نشون ميده به يك عربه ميگه: ببخشيد آقا صدتومني خورد دارين؟! عربه هم دست ميكنه تو پاچه شلوارش ميگه: نه ولك، همش هزاريه!!

693- به تركه ميگن با رادار جمله بساز ميگه: از اينجا به خونه ما راداره!!

694- به عربه ميگن تو چقدر خري! ميگه: آقام معركس!!!

695- تركه از رو جوب ميپره، شلوارش پاره ميشه. ميگه: خوب شد شلوار پام بود، اگه نه كونم پاره ميشد!!


686- تركه رو ميكنن رئيس صدا و سيما، بعد از دو روز بر كنارش ميكنن. رفيقاش ازش مي پرسند: چي شد؟ ميگه: هيچي فقط وسط اذون آگهي پخش كرديم!!

687- دو تا تركه دو تا گاو ميخرن، ‌اولي به دومي ميگه: حالا چي كار كنيم كه گاوامون با هم اشتباه نشن؟ دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن، من يه گوش گاومو ميكنم. بعد از چند وقت، ‌گاو اولي هم گوشش گير ميكنه به يه جايي كنده ميشه. ايندفعه ‌دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن من دم گاومو ميكنم. از قضا بعد از چند وقت دم اون يكي گاوه هم كنده ميشه. خلاصه هي اولي ميزنه يه جاي گاوشو ناقص ميكنه، اون يكي گاوه هم همون بلا سرش مياد. آخر سر اولي شاكي ميشه به دومي ميگه: اصلاً سفيده مال من سياهه مال تو!!!

688- تركه وايستاده بوده دم مدرسه دخترونه، يكي مياد بهش ميگه: ‌آقا واسه چي اينجا وايستادي؟ تركه ميگه: ‌وايستادم كه وايستادم، اصلاً به تخمم كه وايستادم!!

689- يارو تهرونيه مي خواسته سر به سر رفيق تركش بگذاره، بهش ميگه: دويدم و دويدم، به خونتون رسيدم، ازرو ديوار پريدم، خوارتو من گاييدم! تركه هم ميگه:‌ منم اومدم خونتون، ننتو گاييدم! تهرونيه ميگه: برو بابا! اين كه وزن نداره! تركه ميگه: خوب حقيقت كه داره!!

690- تركه خيلي بي تربيت بوده، هر جا ميرفته يه سوتي اساسي ميداده. يه روز ميره خواستگاري، براش چايي ميارن با شكر ، يادشون ميره قاشق بيارن. تركه برمي گرده ميگه: بايد با كيرم هم بزنم؟!!

681
تركه ميخواسته جلق زدن رو ترك كنه، چهار گوشه حموم رو ميبوسه مياد بيرون!!!

682- زنه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر من صدام يكم كلفته، ‌مي خوام معالجش كنم. دكتره ميگه : ‌يه دارو هست ولي عوارض جانبي داره. زنه ميگه: اشكال نداره، فقط صدام خوب بشه. دكتره هم دارو رو براش مينويسه. بعد از يه مدت زنه بر ميگرده مطب دكتره، ميگه: ‌آقاي دكتر، دمت گرم! من صدام خوب شد، فقط رو سينم يه كم مو درآوردم كه اونم به تخمم!!!

683- تركه صداش خيلي نازك بوده، ميره دكتر. دكتره بهش ميگه: تنها راه مداواي صداي شما اينه كه خايه هاتونو جراحي كنيم، درآريم. تركه ميگه:‌ نه مرسي اقاي دكتر، همين جور بهتره. خلاصه مي گذره و بعد از يك مدتي تركه داشته تو دريا شنا ميكرده كه يه كوسه ميبينه، داد مي زنه: (با صداي نازك) كـمـك! كـمـك! ... (با صداي كلفت) كـــوســـه!!!

684- تركه تو خيابون به يه زنه تنه ميزنه، زنه ميگه: آقا من پريودم. تركه ميگه :اِِِِا..؟! اتفاقاً من از اسماي خارجي خوشم مياد!!

685- عربه ميره شورت بخره،‌ يارو بهش يه شورت زنونه ميده. عربه بهش بر مي خوره، ميگه : ولك، اينكه زنونست! يارو ميگه : خوب آقا شرت شرته، چه فرقي داره؟! عربه شاكي ميشه ميگه: ميخواي ‌فرقشو بكنم تو كونت تا بفهمي؟!!!

676- يه كوسه بوده عادت داشته معامله مردم رو ميكنده، تو گونه خودش هم آخرين نمونه باقي مونده بوده، ‌نمي تونستن بكشنش. ميگن: چي كار كنيم؟ ميان دندوناش رو ميكنن. بعد از چند وقت يك بابايي داشته تو دريا شنا ميكرده، يهو داد ميزنه: كــوســه! آه! كوسه! آه! آه! كوسه! آه آااااه!!!

677- كميته تركه رو مست و پاتيل تو خيابون مي گيره. بهش مي گند: مرتيكه كثافت! گمشو برو تو ماشين، ‌باباتو ميسوزونيم! همين جور كه داشتند مي چپوندنش تو ماشين، تركه هي داد و بيداد ميكرده كه: چيكارم داريد؟ آخه منو واسه چي گرفتين؟ سربازه بهش ميگه: واسه عرق خوري. تركه ميگه: دِ بابا اينكه دعوا نداره! خوب بيارين بخوريم!!!

678- يك بابايي رو مي فرستند ماموريت آذربايجان. يارو روز اول وارد شهر ميشه، از يكي مي پرسه: ‌ببخشيد، بهترين هتل اين شهر كجاست؟ تركه يكم نگاش ميكنه، ميگه: گريبي؟! اينجا بهترين، ‌بدترين هتل نداره كه. يك مسافرخونه داره، اونم دوتا چهار راه جلو تر دست چپه. خلاصه يارو مستقر ميشه. شب حوصلش سر ميره، ميگه حالا كه بيكاريم ‌يك سينما بريم. ميره از يكي مي پرسه: ببخشيد، اينجا بهترين سينماش كجاست؟ يارو يكم چپ چپ نگاش ميكنه، ميگه: گريبي؟! اينجا بهترين، بدترين سينما نداره كه. يك سينما داريم، اونم سه تا چهار راه جلو تره. خلاصه يارو سينما رو پيدا مي كنه، ميره جلوي باجه بليط فروشي، ميگه: يك بليط بدين براي همين سانس،‌ فقط جاش خيلي جلو نباشه. بليط فروشه يك نگاهي بهش مي كنه، ميگه:‌گريبي؟! جاي جلو،‌ جاي عقب نداره كه. بليط ميخري، ميري تو، هرجا گيرت اومد واميستي! خلاصه يارو ميره تو، از قضا يك جايي تو بالكن گيرش مياد. وسطاي فيلم، احتياج به قضاي حاجت پيدا ميكنه. از كناردستيش ميپرسه: ‌ببخشيد، ‌دستشويي كجاست؟ طرف يك نگاهي بهش ميكنه،‌ ميگه: ‌گريبي؟! داستشويي ماسشويي نداره كه،‌ همين جا بلند ميشي واميستي، كارت رو مي كني! يارو با خودش ميگه: بابا اين عقلش ناقصه. از اونيكي كنار دستيش مي پرسه،‌ اونهم همين جوابو ميده. خلاصه يارو داشته خيلي بهش فشار ميومده، مي بينه چاره اي نداره. بلند ميشه، قضيه رو درمياره، بسم الله شروع مي كنه به شاشيدن! يهو يكي ازون پايين داد ميزنه: هـــوي! گريبي؟! يك جا نگيريش، تكون تكونش بده!!!

679- سرخپوسته ميره داروخانه يك كاندوم ميخره، بعد از يه مدت مياد ميگه اقا يه كاندوم قوي تر بده. يارو ميگه چرا؟ سرخپوسته ميگه: مرد سرخپوست قوي ، زن سرخپوست قوي ، كاندوم ، بووووم ....! يارو بهش يه كاندوم محكم تر ميده،‌ بازم بعد از يه مدتي برميگرده، ميگه: زن سرخپوست قوي ، مرد سرخپوست قوي ، كاندم بووووم ...! اين دفعه يارو يه كاندوم آهني بهش ميده. بعد از يه مدتي زن سرخپوسته سياه پوش مياد ميگه: مرد سرخپوست قوي ، زن سرخپوست قوي ،كاندوم قوي، خايه بوووووم....!!!

680- يارو با زنش ميره باغ وحش، زنه تو قفس ميمونا يك گوريل ميبينه اواخره هيكل، از مسوول باغ وحش مي پرسه: ببخشيد ‌آقا اين گوريل روزي چند بار توليد مثل ميكنه؟ يارو ميگه: روزي بيست بار! زنه ميگه: ‌اينو به شوهرم بگين! شوهره هم ميگه:‌ ببخشيد، اين گيوريل با چندتا ميمون ماده توليد مثل ميكنه؟ يارو ميگه: با ده تا. ميگه: اينو به همسرم بگين!!

671- دوتا خانومه نشسته بودن تو تاكسي، همينجور داشتند از هر دري صحبت مي كردند. يكيشون بر مي گرده به اونيكي ميگه،‌ شما شغلتون چيه؟ يارو جواب ميده: والله من كارم نسبتا ‌ راحته، صبح پا ميشم صبحونه مي خورم، ميرم بيرون ‌يك دوري اطراف مي زنم،‌ ميام خونه دوش ميگيرم، دوباره مي رم بيرون،‌يك مقدار تو خيابون پرسه مي زنم،‌ ميام خونه دوش ميگيرم، بعد ناهار مي خورم، مي رم بيرون ‌يك مقدار مي گردم،‌ دوباره ميام خونه يك دوش مي گيرم، بعد مي رم باز چند ساعت قدم مي زنم، بر مي گردم خونه دوش ميگيرم، مي خوابم... شما شغلتون چيه؟ اونيكي زنه جواب مي ده: والله منم مثل شما جندم، ‌منتها اينقدر وسواس ندارم!!!

672- يارو داشته با بچش بازي ميكرده، ‌هي بچه رو پرت ميكرده بالا، تو هوا مي گرفتدش. يه بار بچه رو خيلي ميندازه بالا ، بچه ميفته تو خونه همسايه (كه از قضا همشهري آذربايجاني بوده) تركه هم بچه رو مياره ميگه: ايندفعه آوردم، ولي اگه دفعه ديگه بندازي پارش ميكنم!!!

673- دختر بچهه با باباش ميره حموم، كير باباش رو ميبينه، ازش ميپرسه: باباجون اين چيه؟ ميگه: ‌اين دودوله. دختره ميگه: ‌اَه! چه اسم كيريي داره!!!

674- زن رشتيه بچه دومشو ميزاد،‌ بچه بزرگتره حسوديش ميشه،‌ رو پستون مامانش سم مي ريزه كه بچه كوچيكه بميره،‌ دو تا همسايه هاشون مي ميرند!!

675- دو تا تركه تو خيابون وايستاده بودن داشتن كوناشونو به هم ميزدن، يكي مياد ازشون ميپرسه: ببخشيد شما دارين چي كار ميكنين؟ ميگن: داريم دوكون باز ميكنيم! يك ماه بعد يارو داشته از همون خيابون رد ميشده، ميبينه ايندفعه دارن كيراشونو به هم ميزنن، ‌ميگه: ايندفعه دارين چي كار ميكنين؟ ميگن:‌ داريم معاملمونو به هم ميزنيم!!!

666- تركه سوار يه خره عكس ميگيره. عكس رو ميفرسته براي مادرش،‌ زير عكسه مينويسه: سلام بر ننم،‌ بالايي منم!!!

667- تركه ميره ميوه فروشي ميگه: ‌آقا بي زحمت يه كيلو انگور بده. ‌فروشنده هم ازون آدمهاي مذهبي بوده، ميگه: نگو انگور، بگو ميوه بهشتي! بعد تركه ميگه: ‌آقا دو كيلو هم سيب بدين. يارو ميگه: نگو سيب، بگو جمال محمد! بعد تركه بادمجون ميخواسته، ميگه: بي زحمت ‌يه كيلو هم كيرِ بلال حبشي بدين!!!

668- تو جنگل يه روباهه داشته به تاخت در مي رفته. ازش ميپرسن: واسه چي فرار ميكني؟ ميگه:‌ آخه شير يك قانون گذاشته، هر كي سه تا تخم داشته باشه، ‌يكيشو مي برند! بهش ميگن: خوب تو چرا فرار ميكني؟ توكه دو تا داري! ‌ميگه: آخه اول ميبرن، بعد ميشمارن!!!

669- تركه بچشو كرده بوده، مي گيرند، ميبرنش دادگستري. قاضي ميگه: مرتيكه! واسه چي بچت رو كردي؟! ميگه: آخه آقاي قاضي، حرف گوش نميداد! ميگه: يعني چي آقا؟ چه ربطي داره؟ آخه آدم كه واسه اين چيزا بچش رو نميكنه! باز تركه ميگه:‍ آخه آقاي قاضي، حرف گوش نميداد! قاضيه ميگه: باباجان، حرف گوش نميداد، خوب نصيحتش ميكردي، تنبيهش مي كردي، آدم بچه رو كه نمي گيره بكنه! تركه شاكي ميشه ميگه : اِاِاه ..! آقاي قاضي، مثل اينكه شما هم حرف گوش نميدين ها!!!

670- زنه ميره دكتر، ‌ميگه: آقاي دكتر من كنار رونم خال داره. دكتره مياد معاينه كنه، تا دست ميزنه خاله پاك ميشه. چند وقت بعد دوباره همون زنه مياد، ميگه: آقاي دكتر من كنار رونم خال داره . بازم تا دكتره دست ميماله، خاله پاك ميشه. خلاصه چند بار اين قضيه تكرار ميشه، تا اينكه دكتره يه بار ميگه : ببخشيد خانم، شوهر شما نجاره؟ زنه ميگه: ‌آره،‌چطور مگه؟ دكتره ميگه: بهش بگين ازين به بعد وقتي ميخواد ساك بزنه، مدادشو از پشت گوشش ور داره!!!

661- رشتيه بچه دار نميشده،‌ محلشون رو عوض ميكنه!!!

662- يارو رشتيه بچه نداشته، ميره مسافرت ، مياد ميبينه سه تا بچه داره. ازش مي‌پرسند: ‌چي شد، تو كه بچه نداشتي؟ ميگه: والله همسايه‌ها شرمنده كردن!!!

663- به تركه ميگن با لوبيا جمله بساز، ميگه: كوچولوبيا!

664- يك بابايي رو برده بودند سربازي، يك روز مي برنشون عمليات پرش با چتر. خلاصه اونروز مي گذره و فرداش يارو مياد براي باباش تعريف كنه كه چي كارا كردند. ميگه: آره مارو سوار هواپيما كردند،‌ بعد از يك مدتي گروهبانه گفت: ما الان در ارتفاع 1000 متري هستيم،‌ هركي داوطلبه بپره. باباش مي پرسه: خوب تو پريدي؟ ميگه:‌ نه هنوز...خلاصه چند نفر پريدند،‌ بعد يك مدتي گروهبانه گفت: خوب الان ديگه وقتشه،‌گروهان همه بپرند! -خوب پريدي؟ -نه ..گوش كن. ‌خلاصه همه پريدند و من موندم تو هواپيما. گروهبانه گفت: سرباز! بپر!! -پريدي؟ -نه واستا بگم... من همين جور واستاده بودم اونجا. يهو گروهبانه زيپ شلوارش رو باز كرد، كيرشو درآورد گفت: ‌سرباز!‌ يا بپر، يا اينو تا دسته مي كنم به ماتحتت! -خوب بالاخره پريدي؟ -آره... اولش يخورده!!!

665- تهرانيه ميره تبريز از يه تركه ميپرسه: ساعت چنده؟‌ تركه ميگه: يك و نيم. تهرانيه ميگه: يدور بده بكنيم! تركه خيلي بهش بر ميخوره، مياد تهران، ميره تو ميدون انقلاب واميسته، صبر ميكنه تا ساعت يك و نيم بشه. ساعت يك و ربع حوصلش سر ميره، به يكي ميگه: آقا ساعت چنده؟ ميگه: يك و ربع. ميگه : يدور بده بكنيم! يارو ميگه: اون كه مال يك و نيمه! تركه ميگه: خوب يه ربعشم ساك ميزنيم!!!

656- به تركه ميگن با كس جمله بساز، ميگه: پايتخت روسيه مسكوس!

657- دختره قزوينيه ميره پيش باباش، ميگه: بابا ميخوام برم بيرون. قزوينيه ميگه: نميشه، ‌نصفه‌شبي چه معني داره دختر بره تو خيابون؟! دختره ميگه: ‌بابا بذار برم ديگه. قزوينيه ميگه: نه،‌ نميشه. خلاصه دختره اونقدر اصرار مي‌كنه، ‌آخرش قزوينيه ميگه: بيا ساك بزن، ‌بگذارم بري! دختره هم ميگه باشه. مياد ساك بزنه، ميگه: ‌بابا سر كيرت كه گهيه! قزوينيه ميگه: آخه نيم ساعت پيش داداشت اومده بود ميخواست بره عرق بخوره!!!

658- تركه داشته بالاي يك ساختمون پنجاه طبقه كار مي‌كرده، يهو يكي ازون پايين داد ميزنه: هوي غضنفر!‌ خونتون آتيش گرفته،‌ زن و بچت سوختن،‌ مردن! تركه هم ميگه: ديگه اين زندگي براي من معني نداره، خودشو ازون بالا پرت ميكنه پايين. همينجور كه داشته مي‌افتاده،‌ يهو به خودش ميگه: اِااه.. من كه بچه ندارم! دوباره يخورده ميره، يهو ميگه: اِاِاه.. منكه زن ندارم! ميرسه نزديكاي زمين،‌ميگه: اِاِااه..! منكه غضنفر نيستم!!!

659- يه يارو ميره زير غلطك، تركه ميره خبر مرگش رو به خانوادش بده. ميره در خونشون به پسر يارو ميگه: بابات چه جوري بود؟ ميگه: دراز وباريك. تركه ميگه: حالا ديگه صاف وپهنه!!

660- تركه تلويزيونشون روشن نميشده، ميزنه كانال دو، هُل ميده!!!

651- تركه نشسته بوده كنار جوب، نون خشك ميزده تو آبِ جوب ميخورده وهي ميگفته خدايا شكرت! يه يارو بهش ميگه: بدبخت! تو كه داري نون خشك با آبِ جوب ميخوري، ديگه چرا هي خدا رو شكر ميكني؟ تركه ميگه: خدا رو شكر ميكنم كه اين تير برق نرفت تو كونم!!!

652- تركه داشته خاطره تعريف ميكرده، ميگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، ‌البته سال چهل و نه دو نفر خيلي بود!!!

653- به تركه ميگن با توكيو جمله بساز، ميگه: من خديجه رو دوست دارم توكيو؟!!

654- به تركه ميگن با كشاورز جمله بساز، ميگه: كُس كِشا وَرزش كنيد!!!

655- تركه مي‌ميره، تو اون دنيا بهش ميگن: تو 2344.59 ركعت نماز بدهكاري و بايد بري جهنمم! تركه ميگه: خوب اون 2344 ركعتش قبول، ولي ديگه اون 0.59 ركعتش ديگه چيه؟! بهش ميگن: اون مال نمازهاييه كه درست رو به قبله نخوندي، ضربدر cos زاويه انحرافش كرديم!!!

646- رشتيه ميره خونه ميبينه يه يارو سبيل كلفته رو زنشه، ميگه: ببخشيد ‌آقا، شما؟‌ يارو ميگه: اكبر آقا سبيل كلفت، كاري داشتي؟! رشتيه ميگه: نه قربون، من غلط بكنم! روز بعد مياد ميبينه اين بار يك بچه سوسوله رو زنشه. ميگه: جناب شما؟ ميگه: من كاميم، كاري داشتين؟ رشتيه ميگه: والله من نه، ولي اگه اكبر آقا بشنوند ناراحت ميشند!!!

647- يارو مي‌ميره، ميره بهشت . روز اول جبرئيل مياد، ميگه: ميخوام جُمجُمت رو سوراخ كنم دور سرت نور بذارم. روز بعد مياد ميگه:‌ ميخوام كتفاتو سوراخ كنم برات بال بذارم. يارو شاكي ميشه، ميگه: بابا نخواستيم! اصلاً من ميخوام برم جهنم! جبرئيل بهش ميگه: باباكجا ميخواي بري؟! اونجا پدرت رو در ميارن، چوب تو كونت ميكنن. ميگه: بازم اون ‌بهتره، حداقل سوراخش رو خودم دارم!!!

648- تركه ميخواسته خبر شهادت يكي رو به پسرش بده، ميگه: پسرم پدرت كجاست؟ پسره ميگه: بابام جبهس. تركه ميگه :اِاه... بيلاخ! مُرده!!!

649- به تركه ميگن با رضا جمله بساز، ميگه: من و حسن و حسين رفتيم پارك. ميگن: پس رضاش كو؟ ميگه: آخه رضا كارداشت، نيومد!!!

650- رشتيه تركه رو ميبينه، بهش ميگه: بيچاره آبروت رفت! تركه ميگه:‌چرا،‌ مگه چي‌ شده؟ رشتيه ميگه: خانم ديشب تو جنده خونه ديده بودت!!!

641- به تركه ميگن اگه همه دنيا رو بهت بدن چي كار ميكني؟‌ ميگه: ميفروشم ميرم خارج!!!

642- تركه ميره سلموني، ميگه: جناب اين ريش مارو اصلاح كن. سلمونيه مي‌بينه طرف تركه، ميگه بگذار يكم سر كارش بگذاريم. بهش ميگه: ‌خشك بزنم يا تر؟ تركه ميگه: ‌يعني‌چي، چه فرقي ميكنه؟ ميگه: ببين، اونايي كه وقتي بچه بودن اوضاشون خراب بوده ترمي زنند، ولي اونايي كه سابقشون پاكه خشك مي‌زنند. تركه بهش برمي‌خوره،‌ ميگه:‌ يعني چي آقا؟! معلومه كه بايد خشك بزني! يارو هم شروع ميكنه همينجور خشك خشك ريش بدبخت رو تراشيدن. يكم كه ميزنه، تركه دهنش سرويس ميشه، ميگه : وايسا، وايسا! يه چيزايي داره يادم مياد!!!

643- قزوينيه يه خيابون خلوت پيدا ميكنه، خودشو انگشت ميكنه در ميره!!!

644- يه تركه و يه آمريكاييه و يه انگليسيه داشتن تو يه كنفرانس علمي در باره پيشرفتهاي علمي كشورشون صحبت ميكردن. آمريكاييه ميگه: ما يه موشك ساختيم كه دقيقا وسط ماه فرود مياد. ميگن: دقيقا وسط ماه؟! ميگه: نه، حدوداً يه وجب اينورتر. بعد انگليسيه مياد ميگه: ما يه سفينه فرستاديم وسط مريخ. ميپرسن: درست وسطش؟ ميگه: نه، تقريباً يه وجب اينورتر. نوبت تركه ميرسه، هر چي فكر ميكنه چيزي به نظرش نميرسه، آخرسر ميگه: ما تو كشورمون با چشمامون غذا ميخوريم! همه ملت كف مي‌كنن، ميگن يعني چي، مگه ميشه؟ يعني واقعا با چشماتون غذا ميخورين؟! تركه ميگه: نه، حدوداً يه وجب پايين تر!!!

645- رشتيه و زنش تو خيابون راه ميرفتن يه دفعه يه موتور سواره از كنارشون ميگذره. رشتيه ميگه: كاشكي منم يه موتور داشتم! موتور سواره ميشنوه، ميگه: دادش اگه ميخواي بيا يه دور بزن. رشتيه خيلي حال مي‌كنه، موتور يارو رو مي‌گيره يك دور ميزنه، بعد مياد مي‌بينه مرده داره با زنش صحبت ميكنه، ‌با خودش ميگه: ‌خوبه تا اينا دارن با هم لاس ميزنن من يه دور ديگه بزنم!!!
636- پسره به باباش ميگه: بابا جگر پا داره؟ ميگه: نه پسرم. پسره ميگه: پس چرا ديشب هي ميگفتي جيگر لا پاتو وا كن!!!

637- تركه ميره به يكي خبر مرگ مادرش رو بده، بهش ميگه: يه شتري بود كه در خونه همه ميخوابيد!؟ يارو ميگه: خوب؟ ميگه: اين دفعه رو ننه تو خوابيد!!!

638- يارو ميره تو اداره كون گشادا مي‌خواسته استخدام شه. جلوي در ورودي، ‌دربون اونجا ازش مي‌پرسه: ببخشيد ميتونم كمكتون كنم؟ يارو ميگه: من مي‌تونم يك گلابي درسته رو بكنم تو كونم! مي‌خوام اينجا استخدام شم. دربونه بهش مي‌گه: ‌برو خدا پدرتو بيامرزه، من مي‌تونم يك توپ فوتبال رو بكنم تو كونم، ‌اينجا دربون شدم! يارو گوش نمي‌ده ميره تو. منشي دفتر ازش‌ مي‌پرسه: ‌چي‌كار مي‌تونم براتون بكنم؟ باز يارو جريان گلابي و استخدام رو ميگه. منشيه ميگه: من مي‌تونم يك صندلي رو بكنم تو كونم، ‌اينجا منشي شدم! فكر نكنم اينجا استخدامتون كنند،‌ ولي به هرحال بايد با آقاي معاون دوم صحبت كنيد. يارو ميره‌ تو دفتر معاون،‌ مي‌بينه داره يك كاناپه رو مي‌كنه تو كونش! ميگه:‌ اَااه! تو يك كاناپه رو مي‌كني تو كونت،‌ تازه معاون دوم شدي، پس رئيستون ديگه چه كون گشاديه؟! معاونه ميگه: هيس!‌ ما الان همه تو كون رئيسيم!!!

639- به تركه ميگن: يه پستاندار پرنده نام ببر، ميگه: مهماندار هواپيما!!!

640- تركه پنچر گيري داشته، زن ميگيره. فردايِ شب عروسيشون،‌ زنش ميره پيش باباش شكايت ميكنه كه: اين شوهر من ديشب منو گرفته بود هي فرو مي‌كرد تو وان حموم! باباهه ميره پيش دامادش ميگه: چرا شب اول زندگي دختر منو هي فرو مي‌كردي تو وان؟! تركه ميگه: خوب مي‌خواستم سوراخشو پيدا كنم!!

631- به تركه ميگن با ستيز جمله بساز، ميگه: موبايل سِت ايز آف (mobile set is off)!!!

632- به تركه ميگن با كار و كوشش جمله بساز، ميگه: شلوار كار من كوشش ؟!!

633- رشتيا به ميني‌بوس دخترونه ميگن: كس‌كش!!

634- تركه ميره مشهد حرم امام رضا رو ميبينه، ميگه: امام رضا! قربونت برم! تو بااين همه طلا چرا هشتم شدي؟!!!

635- تركه ميخواسته بره بهشت زهرا، ‌گل گيرش نمياد كمپوت مي‌بره!!!

626- تركه داروخونه ميزنه،‌ رو درش مي‌نويسه: فروش نوار بهداشتي با نصب در محل!!!

627- به تركه ميگن با عدس جمله بساز، ميگه: اگه امشب نياي اَدست دلخور ميشم!!


628- تركه عقب عقب راه ميرفته، ازش مي‌پرسند: چرا اينجوري راه ميري؟ ميگه:آخه بچه ها ميگن از پشت شبيه آلن دلوني!!!

629- به تركه ميگن با كريستال جمله بساز، ميگه: ماي كير ايز تال (my kir is tall) !!!


630- رشتيه تو جنگ تير ميخوره كيرش كنده ميشه، براش يه كير چوبي ميگذارن . شب عروسيش همين كه مياد با عروس خانوم مشغول كار خير شه، يهو كيره ميشكنه. زنه بهش ميگه: كيرش چوبي بود؟! رشتيه ميگه: ‌نه چوبش كيري بود!!!

621- تركه با كُت وزير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش مي‌پرسند: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن: پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد!!!

622- تركه تو جبهه تركش ميخوره جفت تخماش كنده ميشن. ميره دكتر، يارو براش يه تخم از چوب ميگذاره يكي از آهن. چند سال ميگذره، تركه ازدواج ميكنه و بچه دار ميشه. يه روز تو خيابون دكتره رو ميبينه، دكتره بهش ميگه: خـوب، چطوري؟ بچه ها چطورن؟ تركه ميگه: آقاي دكتر! پينوكيو خوبه ولي اون ترميناتوره خيلي اذيت ميكنه!!!

623- تركه ميخواسته خودكشي كنه يه تير به مغز خودش شليك ميكنه، نيم ساعت بعد ميميره! از همه دنيا دانشمندا جمع مي‌شن كه ببينيد قضيه اين چي بوده، ‌بعد از دوسال تحقيق مي‌فهمند كه تيره تو اين مدت داشته دنبال مغزيارو ميگشته!!!

624- عربه و مسيحيه ميخواستن همديگه رو بكنن. اول مسيحيه مياد بكنه، عربه ميگه: يا عيسي مسيح! مسيحيه هم وقتي اينو مي‌شنوه به احترام مسيح،‌آروم ميكنه. بعد نوبت عربه ميشه، مسيحيه مياد همون كلكو به عربه بزنه، ميگه:يا علي! عربه هم ميگه: علي يارت! تا دسته يارو رو ميكنه!!!

625- رشتيا به آفتابه ميگن: منشور!

616- تركه سر مرز يه عراقيه رو اسير ميگيره. همينجور كه داشته ميبردتش، يه دفعه يه خمپاره ميخوره بغلشون دست عراقيه كنده ميشه. عراقيه ميگه: بگذار من اين دستمو بندازم تو كشور خودم. تركه دلش مي‌سوزه، ميگه باشه. يكم ديگه ميرن، دوباره يه خمپاره ميخوره اون يكي دست عراقيه هم كنده ميشه. باز عراقيه ميگه بگذار من اين دستم رو هم بندازم تو وطن خودم، تركه هم ميگه باشه. بعد يه تركش ديگه ميخوره پاي عراقيه هم كنده ميشه، ورش ميداره ميندازه اونور مرز. يه دفعه تركه تفنگ رو ميذاره روشقيقه يارو ميگه: هوي! فكر نكن من تركم نميفهمم، كم‌كم داري فرار ميكني‌ها!!!

617- تركه عكاسي ميزنه، رو شيشه مي‌نويسه: ظهور امام زمان در هفده دقيقه!!!


618- تركه رستوران ميزنه، رو درش مينويسه: وقت نهار و نماز تعطيل است!!!

619- رشتيا به آينه ميگن: من‌در‌آن‌پيدا!

620- رشتيا به شيشه ميگن: آنوَرَش‌ پيدا!


611- يارو ميره قزوين و بر ميگرده. ازش مي پرسند: چي شد، بلايي سرت نيومد؟ كاريت نكردن؟ ميگه: نه بابا خيلي هم خوب بود. ما رو بردن خونشون، بهمون غذا دادن، شب هم با هم نشستيم عرق خورديم و خلاصه خيلي هم حال داد. بهش ميگن: بابا خوب فكر كن ببين كاري باهات نكردن؟ يارو دوباره ميگه: نه والله، هيچي نشد، من كه چيزي يادم نمياد... آهان! فقط يك چيزيو من آخر نفهميدم، من هميشه وقتي عرق ميخوردم فردا صبحش سرم درد مي‌گرفت، اين دفعه نميدونم چرا فرداش كونم درد مي كرد!!!


612- آدم خوره با پسرش رفته بودن آدم شكار كنن، يه زنه رو ميبينن خيلي چاق بوده، پسره ميگه بابا اينو بخوريم؟ باباهه ميگه: نه اين همش چربيه، به درد نمي خوره. ميرن تا به يه زنه لاغره ميرسن، پسره گرسنش شده بوده، ميگه: بابا جون اينو بخوريم؟ باباهه ميگه: نه بابا اين خيلي لاغره فايده نداره. دوباره راه ميفتند، بعد از يك مدتي ميرسند به يه زنه خوشگلِ باحال. پسره ديگه داشته از گشنگي ضعف ميرفته، ميگه: بابا جون ديگه اينو بخوريم؟ باباش ميگه: نه پسرم، اينو مي‌بريم خونه، مامانو مي‌خوريم!!!

613- به تركه ميگن يه جمله بگو توش كير باشه، ميگه: كس ننت!!!

614- يه زن آامريكايي و يك زن انگليسي و يك زن حزبل تو جزيره آدم‌خورا گير مي‌كنند. آدم خورا به آمريكاييه ميگن: باكونبا يا مردونگا (بكنيمت يا بكشيمت)؟ ميگه: باكونبا. ميكننش بعد ولش ميكنن. انگليسه هم ميگه باكومبا، اونم ميكنن، ولش ميكنن. ميرسن به حزبله، ميگن: باكونبا يا مردونگا؟ زنه ميگه: مردونگا، مردونگا! يارو هم ميگه: اونقدر باكونبا تا مردونگا!!!

615- قزوينيه مياد خونه، ميگه: خانم يه خبر خوب دارم يه خبر بد، كدومشو اول بگم؟ خانمش ميگه: اول خبرِ بد رو بگو. قزوينيه ميگه: بچمون كوني شده! زنه ناراحت ميشه ميزنه تو سرش و گريه ميكنه. بعد از يك مدت گريه زاري، ميگه: خوب حالا خبر خوبت رو بگو. قزوينيه ميگه: ولي نميدوني چه كـونـي شده!!!

606- يارو سبيل كلفته داشته تو يك جمعي تعريف ميكرده كه آره ما با كاروان داشتيم ميرفتيم، يه دفعه راهزنا ريختن همه ملت رو يا كشتن يا كردن! بعد نگاه ميكنه مي بينه بقيه دارند چپ چپ نگاش مي كنند، برميگرده ميگه: البته ما رو كشتن!!!

607- رشتيه ميخواسته خونشو بفروشه، داشته خونشو به يكي نشون مي داده،ميگه: اين اتاق دخترمه، دراتاق رو باز ميكنه ميگه: اين دخترمه، ميبينه يكي هم رو دخترشه، ميگه اينم دامادمه! بعد ميگه: اونم اتاق خواب خودمونه، در و باز ميكنه، ميگه: اين خانممه،... اينم منم!!!

608- دختر رشتيه يه دوست پسر داشته هر شب ميومده خونشون ترتيب دختر رو ميداده. خونه دختره اين جور بوده كه از دم پنجره اول دختره ميخوابيده بعد برادره، بعد مادره، آخر هم رشتيه. پسره هم هر شب از پنجره ميومده همون اول ترتيب دختره رو ميداده و ميرفته. يه شب رشتيه با زنش دعواش ميشه، زنه قهر مي كنه مياد كنار پنجره ميخوابه. شب طبق معمول، پسره از پنجره مياد تو، همون اول ميپره رو زنه و شروع ميكنه كردن، يه دفعه ميبينه، اِه! اين كه دختره نيست! در مياره و ميپره رو دختره. رشتيه پاميشه به پسرش ميگه: بابا جان بدو در ريم، يه يارو اومده از اون جلو همينجور داره ميكنه مياد جلو!!!

609- تركه جنده بلند كرده بوده داشته تو ماشين ميبرده، نيرو انتظامي جلو شو ميگيره. سربازه به زنه ميگه: خواهر پياده شو . تركه برميگرده ميگه: خواهرته؟! بدبخت جـــنـــده ‌ست!!!

610- يك زنه از طبقه دوازدهم ميفته، طبقه نهم يكي ميگيردش، ميگه يه لب بده تا نجاتت بدم. زنه ميگه: نه! نمي خوام، ترجيح ميدم بميرم! يارو هم ولش ميكنه . بعد ميرسه طبقه هفتم، يكي ديگه ميگيردش، ميگه: يه دور بده تا نجاتت بدم. زنه دوباره ميگه: نه، ولم كن مگه من جندم؟! يارو هم ولش ميكنه. به طبقه پنجم كه مي رسه، يكي ديگه ميگيردش، بهش ميگه اگه ساك بزني نجاتت ميدم. بازم زنه ميگه نه، يارو هم ولش ميكنه. مي رسه طبقه سوم، يك تركه ميگيردش، زنه با خودش ميگه اين دفعه اگه ولم كنه ديگه كارم تمومه. ميگه: هر چي بخواي بهت ميدم، لب ميدم، كون ميدم، ساك ميزنم! تو ر